سینماسینما، محدثه واعظیپور
اغلب مستندهای اجتماعی گرفتار یک آفت و بیماری مشترک هستند، موضوع داغ و بکر این فیلمها، تنها برگ برنده آنهاست. بیشتر مستندهای اجتماعی، فاقد ساختار یا مهارتهای خاص روایی هستند. یک گزارش تصویری که اهمیت و مرعوبکنندگی آنها محصول مضمون و موضوع است، نه شکل و ساختار یا عمق دیدگاه سازنده این فیلمها.
«زیر درخت لور» فیلم تازه معین کریمالدینی، به واسطه نگاه سازنده، رویکرد او به مسئله و دیدگاهش درباره آنچه در جامعه امروز جاری است هم به معنای واقعی مستند اجتماعی نزدیک است، هم سندی است از یک دوره، بیآنکه بخواهد شعار بدهد و تماشاگر را به واسطه وضعیت سوژه با خود همراه کند.
«زیر درخت لور» بر مدار سه شخصیت میگردد. پدر خانواده، دختر و مادر (که نقشی کمرنگتر از بقیه دارد) فیلمساز، تماشاگرش را در معرض اطلاعات فراوان قرار میدهد، شخصیتهایش را معرفی کرده و بیننده را درگیر خانوادهای میکند که مهاجر و آسیبپذیرند. آهسته آهسته، گره دوم رخ مینماید: رابطه پدر- دختر و زن و شوهر. رابطهای پر سوتفاهم، خشن و رازآلود. فیلمساز سعی میکند ناظر و تماشاگر باشد، اما دست تماشاگرش را رها نمیکند، بیننده ابتدا با پدر همراه است، اما بعد با آتنا همراه میشود و پس از آن حسی دوگانه دارد، کدامیک از شخصیتها درست میگویند؟ آیا آتنا بیمار و افسرده است؟ آیا این پدرِ کوشای زحمتکش میتواند مردی سلطهگر و خشن باشد؟
فیلم به بخشی از پرسشها درباره شخصیت پدر پاسخ میدهد، فصل نذری پخش کردن و یا گفتگوی مادر و دختر بیرون از خانه، درباره پدر، روشنگر است، اما روابط انسانی پیچیدهتر از آن است که بتوان به سادگی قضاوت کرد. فیلم به خوبی این وجه رازآلود و پرابهام را نمایش میدهد. به شخصیتها نزدیک میشود، پرخاشگری پدر مقابل تمایل دختر برای استقلال، دیده شدن و رهایی را نشان میدهد. (فصلی که دختر میخواهد با آرایش دست زنان توریست به وسیله حنا، امرار معاش و کسب درآمد کند) یا فصلی که در مغازه، پدر برای خرید یک دفتر برای آتنا مقاومت میکند، اشارههایی روشن از تلاش پدر برای مهار آتناست.
«زیر درخت لور» دعوتی است به فکر کردن درباره انسان، انسانِ زیر سلطه اجتماعی و انسانِ تحتِ سیطره انسانی دیگر. پدر به عنوان کارگری روزمزد و درگیر معیشت، در ستادهای انتخاباتی، حضور یافته و ابزاری تبلیغاتی است، این شاید نمادینترین بخش فیلم باشد که کریمالدینی با هوشیاری هم در فیلم گنجانده، هم روی آن تمرکز بیش از اندازه نمیکند. فیلمساز وجه فردی و اجتماعی یک شخصیت را به نمایش میگذارد، و به تاثیر موقعیت او بر اعضای خانواده و جامعه اطرافش میپردازد. نکته جذاب بعدی در فیلم، تعلیقی است که بر خلاف سینمای داستانی، ساخته ذهن کارگردان نیست. این تعلیق در ذات زندگی است و به فیلم سرایت کرده است. پیچیدگی رابطه پدر و دختر، انفعال پدر مقابل دوربین برای رد اتهامهای دختر، ناگفتههای زندگی با دختری عصیانگر و مردی که متهم به خشونتگری است و حفظ تعادل برای وفاداری به واقعیت در فیلم، از امتیازهای «زیر درخت لور» است. فیلمساز، فاصلهاش را با شخصیتها حفظ کرده و سعی میکند تا انتها راوی باشد، یک راوی هوشمند، عمیق و جدی که تنها ناظر ویرانی یک خانواده نیست، بلکه میکوشد ثبت کننده روزگاری باشد که در آن خشونت آشکار و پنهان، بخشی از جامعه را زمینگیر و سرخورده کرده است.