
سینماسینما، رویا فتحالهزاده
فیلم «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی، روایتی از مصائب و مشکلات زنان آوازخوان در جامعه ایران است. سِتی، دختری دهه هشتادی، پرانرژی و جسور با صدایی دلنشین است که میخواهد صدایش را به گوش مخاطبانش برساند. او در مسیر رسیدن به رویایش با قوانین و موازین ممنوعیتهای آوازخوانی زنان مواجه میشود. ستی، پس از اینکه از محدودیتها و ممنوعههای آواز خواندن زنان آگاه میشود تصمیم میگیرد به روشی دیگر و آنگونه که به نظرش درست است، آواز بخواند. در فیلم هر بار که نهادهای رسمی برای صدای او محدودیت ایجاد میکنند او با آواز خواندن و انتشار صدایش در بسترهای غیررسمی، (در زیرزمین یک سینما یا در خیابان و در شبکههای اجتماعی) ساز و کارهای قدرت را به چالش میکشد. فیلم نشان میدهد که ستی، بیش از هر چیزی میکوشد تا هویتش را از تعریفها و چهارچوبهایی رها سازد که نهادهای قدرت برایش تعیین کردهاند. او از طریق آواز خواندن مدام هویتش را بازآفرینی میکند. آواز او فقط یک فعالیت هنری نیست بلکه روش مقاومت برای بازپسگیری سوژگی است.
میشل فوکو در مقاله معروف «سوژه و قدرت» (The Subject and Power)بر این باور است که سوژه چیزی کاملاً مستقل و از پیش موجود نیست. انسان درون مجموعهای از دانشها، نهادها، طبقهبندیها و روابط قدرت قرار میگیرد و از طریق آنها به شکل خاصی تعریف میشود. قدرت و سوژه رابطهای جداییناپذیر دارند. قدرت سعی دارد از طریق دانش،گفتمان، نهادها، هنجارها و نظارت، افراد را به «سوژه»هایی با هویتهایی مشخص تبدیل کند. سوژه هم به فردی اشاره دارد که تحتتاثیر روابط قدرت است و هم کسی است که خود را میشناسد و درباره هویت و رفتار خویش تصمیم میگیرد. از نظر فوکو، قدرت تلاش میکند تعیین کند انسان چه کسی باشد، چگونه رفتارکند و چه چیزی را درباره خود «طبیعی» یا «درست» بداند؛ اما انسان کاملاً منفعل نیست، زیرا هر رابطه قدرت همزمان امکان مقاومت و بازتعریف خودش را نیز فراهم میآورد. مبارزات اجتماعی جدید فقط علیه یک دولت یا طبقه خاص نیستند. آنها اغلب علیه شیوهای هستند که افراد را به سوژه تبدیل میکند. فوکو این مبارزات را مبارزه علیه «حکومت فردیسازی» میداند؛ یعنی مبارزه علیه قدرتی که فرد را از دیگران جدا میکند، به یک هویت مشخص پیوند میدهد و از او میخواهد خودش را بر اساس آن هویت بشناسد.
در فیلم «بیداد» هم، ستی، میکوشد در مقابل همین فردیسازی، دست به اقدام بزند. بنابراین قدرت میتواند با محدود کردن ستی در جایگاه یک سوژه، صدای او را به حاشیه ببرد. اما تا زمانی که او در برابر قدرت، مقاومت داشته باشد و خودش را دوباره تعریف کند، رابطه قدرت، قطعی و نهایی نشده است.
ستی، سوژهای از نسل دهه هشتاد است که قدرت و مناسبات و هنجارهایش را درونی نکرده است. فرایند جامعهپذیری او با نسلهای پیشین تفاوت چشمگیری دارد. هویت او در ترکیبی از تلاقی آموزههای خانواده، مدرسه، تلویزیون و نهادهای رسمی و ماهواره و شبکههای اجتماعی و نهادهای غیررسمی شکل گرفته است. بنابراین نمیتوان از او، انتظار داشت که هر آنچه را بپذیرد که توسط قدرت فرهنگی، برایش تعیین و مرزگذاری میشود. صدای او نوعی اعلام سوژگی به شمار میآید. او از طریق صدا و آوازخواندن به شیوهای غیررسمی در فضاهایی خارج از کنترل نهادهای رسمی، میکوشد هویتش را از قدرت بازپس بگیرد.