سینماسینما، ابوالفضل نجیب
به نظر نمیرسد انتقادها به صداوسیما برای دعوت از امثال خداداد عزیزی به جهت ادبیات او در برنامههای زنده چندان محلی از اعراب داشته باشد. به این دلیل ساده که خداداد محتوای همان ظرفی را نمایندگی میکند که اساسا فلسفه وجودیاش چنین است و کار خود را بر همان ده بیست درصد مخاطبان فرضی بنا کرده است. فراموش نکنیم آش این صداوسیما به حدی شور شده که بعضا صدای اعتراض برخی آشپزهای پشت صحنه و در سایه رسانه به اصطلاح ملی را در آورده است. رسانهای که هزینه خود را از جیب هر خانواده ایرانی برای تولیدات اینچنین در جوار برخی چهرهها برمیدارد. آنچه برخی رسانههای حتی خودی صداوسیما در خصوص مصونیت و دردانگی امثال عزیزی به آن اشاره میکنند، در واقعیت امر ناظر بر اراده و حتی خواست مهندسی شده محتوای برخی برنامههای خاص صداوسیما برای تخریب و مخدوش کردن چهرههای محبوب و مورد احترام مردم است. از سویی دیگر اشاره برخی بازوهای رسانهای جناح حاکم به همین جنبهها در کنار زمین و در برخورد با خبرنگاران حاکی از نارضایتی برخی خودیهای همسو با جناح قدرتمند در سایه است که دریافتهاند دود سکوت و انفعال و همسویی حتی تلویحی در قبال رویه حاکم بر رسانه در نهایت به چشم بخش عقلانی آنها خواهد رفت. دریافتهاند که نباید شعور خود را تا این اندازه هزینه کسانی کنند که حتی برای بدنه تبلیغاتی و رسانههای همسوی خود هم تره خرد نمیکنند.
پر معلوم است که حضور پرتکرار امثال خداداد در برنامههای ورزشی و بعضن سیاسی دلیلی جز بیرغبتی و هراس از بیمهری مردم و در نتیجه رد دعوت چهرههای موجه در رسانهای که فقط عنوان ملی را یدک میکشد ندارد. نسلی که خاطرات شیرین و سودمند و آموزنده حضور چهرههایی چون حمیدرضا صدر و امیر حاج رضایی و عادل فردوسیپور و … را در حافظه خود ثبت کرده، به هیچ وجه توان تحمل صورتکها و حرفهای تکراری و نان قرض دادنهای این جماعت را برای حضور در صداوسیمای بیروح را نداشته باشند. حتی تحمل چهرههایی که تلاش دارند به هر ضرب و زوری حتی به عنوان اپوزوسیون توجه مخاطبان را به خود جلب کنند. نکته جالب در این خصوص طفره رفتن برخی چهرههای محبوب ورزشی گذشته برای فرار از تلهگذاری صداوسیما است. وضعیتی که بیش از هر چیز نشان از رودربایستی و ملاحظات ناشی از کاهش غیرمنتظره محبوبیت و افتادن از چشم مردم و بلاتکلیفی میان داشتن و حفظ مشروعیت و محبوبیت مردمی و یا مقبولیت رسانه ملی است.
از این جنس و نوع چالشها میتوان به عجله و اصرار علی پروین برای ترک برنامه ویژه جام جهانی چون ترجیح ساعت خوابیدن به ادامه حضور در چنان برنامه مهمی اشاره کرد. این جنس رودربایستیها نشان از ترجیح برخی چهرههای محبوب گذشته در انتخاب جایگاه مردمیشان با رسانهای است که میکوشد هم این محبوبیت را مصادره به مطلوب و همزمان به تعیین تکلیف میان منافع شخصی ناشی از همسویی با رسانه ملی و یا حفظ جایگاه اجتماعی ناگزیر کند. بدیهی است این رویکرد در نهایت فرجامی جز همسویی شکل و محتوای و به بیان ساده وحدت ظرف و مظروف ندارد. آنچه سالهاست شاهد هستیم در واقعیت امر برآیند و محصول ظرف و مظروفی است که نتیجه طبیعی آن ریزش هشتاد درصدی مخاطبان رسانه به شهادت و اذعان مدیران همین رسانه است. آنچه به رابطه اجتناب ناپذیر ظرف و مظروف تعبیر میشود در ماهیت امر ناظر بر تنگاتنگی و پیوند سیستماتیکی است که خلاف آن براساس قوانین حاکم بر هستی امری ناشدنی است مصداق ضربالمثل معروف از کوزه همان تراود که در اوست.