سینماسینما، محمد حقیقت؛
جدیدترین اثر محسن امیر یوسفی که برای ساخت آن مدتها وقت صرف کرده و بهصورت مستند داستانی ساخته، کار جذاب و هوشمندانهای با فرمی دلپذیر درآمده است که میشود این اثر را نگهداری کرد.
وی با نقب زدن در همه آثار سینمایی خود، به دردسرهای سانسوری که با آن مواجهه شده که شامل دیگر فیلمهای مستقل هم هست، پرداخته است. کارگردان با فیلم اولش «خواب تلخ» به سراغ مرگ رفته بود و با این مورد تلخ شوخیهای جذابی میکند. این فیلم که تازگی قابل توجهه و از جمله مایه طنز و ابسورد داشت در سینمای ایران آن موقع متفاوت بود و کاملا تازگی داشت که در جشنواره کن ۲۰۰۴ در بخش ۱۵ روزکارگردانان پذیرفته شده بود. در طول جشنواره تحسین بسیار منتقدان را هم بر انگیخت و از سوی داوران موفق به دریافت «تقدیر ویژه» دوربین طلایی شد.
پس از آن، در جشنواره تسالونیکا در یونان به ریاست داوری انجلوپولس هم جایزه بزرگ اسکندر طلایی را بدست آورد.
امیر یوسفی در فیلم اخیرش «نفرین توقیف» این بار با عزراییل مستقیم رو در میشود و هر بار میخواهد از او فرصت دیگری بگیرد و تعارف را کنار میگذارد. مسئله فکر کردن به مرگ، از همان دوران نوجوانی که قرار بوده در سینما رکس آبادان به دیدن «گوزنها» با بازی بهروز وثوقی برود و سینما هم آتش زده شده بود، فیلمساز با فکر کردن به مرگ تخت شده بوده که وی را رها نکرده است و این مورد را در همین فیلم اخیرش تعریف میکند.
در آثار مختلف این فیلمساز، آتش و مرگ بهویژه در فیلم آتشکار ادامه دارد. او در این اثر جدیدش مروری به فیلمهای گذشته خود میکند و در لابلای آن، تاریخ سیاسی/اجتماعی ایران هم خود را نشان میدهد. فیلمساز شاهدی بر اوضاع مملکت خودش است؛ مذهب و مرگ و سیاست در همه آثار امیر یوسفی ریشه دوانده و اگر چه خوابهایش تلخ است وی با این کابوسها با شوخی رفتاری حدودا دوستانه دارد. ماجرای این فیلمش به از دو-سه ماه قبل از انقلاب (آتش زدن سینما رکس) تا آخرین مرحله ساخت فیلم «نفرین توقیف» که اشاره به فاجعه و وقایع بسیار تلخ دی ماه گذشته دارد، بازمیگردد.

فیلمساز بخاطر توقیف فیلمهایش چون نمی تواند به طور شفاف با کسی درد و دل کند، در مکانی تنها با عزاییل هم صحبت میکند، هم اوست که قرار است بالاخره جانش را بگیرد پس بهتر است قبل از پایان، حرفهایش را با او در میان بگذارد. بین زندگان خاکی گوش شنوایی وجود ندارد! فیلمساز خود را در جایی که بیشباهت به قبر نیست و دایم در آن کابوس میبیند، قرار داده و با شخصیتهای فیلمهای قبلیاش که تصویر آنها بر در و دیوار آویزان هستند حرف میزند و آنها را به شهادت میگیرد. از سویی بنا به روایات گفته میشود که شب اول قبر، دو فرشته به سراغ میت میآیند تا به آخرین درد و دلهای او گوش کنند، اما به سراغ امیر یوسفی فقط فرشته مرگ (عزراییل) آمده است که عجله هم برای گرفتن جان او دارد.
«نفرین توقیف» در هفتادمین جشنواره فیلم لندن ( ۷ تا ۱۸ اکتبر) که در حال برگزاری است، بهنمایش درآمده و سانسهای دیگری هم خواهد داشت. نکتهای که در این فیلم هم به آن اشاره شده، این است که طی سالهای زیادی که فیلمسازان ایرانی نتوانسته بودند مستقیما آثار خود را به جشنوارهها ارسال کنند، بدنبال راههای ویژه خود گشتهاند که خوشبختانه فیلم درخشان «خواب تلخ» اولین فیلم امیر یوسفی یکی از آنهاست که به کن راه یافته بود. در همان سال ۲۰۰۴ از بین فیلمسازانی ایرانی حاضر در جشنواره کن، عباس کیارستمی و مخملباف هم بودهاند که بنا به گفته خود امیر یوسفی، در همین فیلم «نفرین توقیف» آنها از «خواب تلخ» بدشان آمده بود اما در عوض، داریوش مهرجویی به وی برای این فیلم تبریک گفته بود.
از نکات قابل توجه دیگر «نفرین توقیف» بازی خوب امیر یوسفی و فیلمبرداری زیبای تورج اصلانی است.