«سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاری‌های رفتاری شهروندان

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی

آریا گازر، با تجربه‌ی بازیگری در چند نمایش و فیلم کوتاه و کارگردانی چند نمایش موفق که به‌یادماندنی‌ترین آن‌ها «روز جهانی صندلی» بوده است، بار دیگر به سراغ موضوعی رفته که با زندگی شهری و مسائل مربوط به زندگی اجتماعی آدم‌ها ارتباط دارد. موضوع پسماند و زباله و خطرهایی که به‌گونه‌ای جبران‌ناپذیر، به‌ویژه در بخش‌هایی از شمال کشورمان، به معضلی نگران‌کننده تبدیل شده است، برای تولید ده‌ها فیلم مستند یا نمایش‌هایی از همین دست، بسیار مناسب به نظر می‌رسد. پرداختن به چنین درون‌مایه‌ای به‌خوبی نشان می‌دهد که نویسنده‌ی نمایشنامه تا چه اندازه نگران شرایط بحرانی ناشی از دفع نامناسب زباله‌ها در نزدیکی شهرهاست و رها کرد ن زباله در کنار دریا و در دل جنگل‌های سرسبز شمال یا هر جای دیگری از سرزمین ما، چه آسیب‌های جبران‌ناپذیری به طبیعت و محیط زیست وارد می‌کند.

پرداختن به چنین موضوعی، به‌خودی‌خود، امتیازی مهم برای نمایش تازه‌ی آریا گازر با عنوان «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» به حساب می‌آید که در تماشاخانه‌ی ایرانشهر، سالن استاد سمندریان، در حال اجراست و جای قدردانی فراوان دارد. انتخاب لحنی شادی‌آور برای چنین نمایشی این جنبه‌ی مثبت را نیز دارد که نمایشنامه‌نویس از کاربرد زبان آمرانه و شیوه‌ی مستقیم ــ به‌عنوان یکی از کم‌اثرترین روش‌های آموزش یا هشدار دادن به شهروندان ــ پرهیز می‌کند و به‌جای امر و نهی و پند دادن‌های بی‌حاصل، آن‌ها را به رعایت قانون و توجه به ضرورت پاک نگاه داشتن طبیعت و محیط زیست فرامی‌خواند.

شاید بد نباشد که با توجه به شکل و قالب چنین نمایشی، به این موضوع بسیار مهم اشاره کنیم که نمایش شادی‌آور، به‌ویژه هنگامی که بر پایه‌ی «کمدی موقعیت» شکل می‌گیرد، لزوماً به معنای خلق موقعیت‌هایی برای خنداندن صرف تماشاگر نیست. در کمدیِ برخوردار از اندیشه و محتوا، خنده می‌تواند به ابزاری برای شناخت و نقد مناسبات اجتماعی، آشکار کردن تناقض‌های رفتاری و اداری و برملا ساختن فاصله‌ی میان ادعاها و واقعیت‌ها، یا همان گفتار و کردار، تبدیل شود. در چنین آثاری، موقعیت‌های شادی‌آور اغلب از دل تضاد میان شخصیت‌ها، تعارض منافع، سوءتفاهم‌ها و منطق وارونه‌ی روابط انسانی و اجتماعی پدید می‌آیند. اهمیت این نوع آثار در آن است که تماشاگر، ضمن برخورداری از لذت و نشاط، به تأمل درباره‌ی آنچه بر صحنه می‌بیند نیز دعوت می‌شود. به بیان دیگر، کمدی موفق، خنده را نه نقطه‌ی پایان، بلکه نقطه‌ی آغاز اندیشیدن قرار می‌دهد؛ خنده‌ای که گاه، در پس ظاهر مفرح خود، تلخی حقیقتی اجتماعی را نیز آشکار می‌سازد.

در نمایش «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»، به تهیه‌کنندگی فؤاد رضایی و به‌عنوان کاری از «گروه نمایش دماغ قرمز»، آریا گازر در جایگاه نویسنده و کارگردان کوشیده است تا با انتخاب لحنی شادی‌آور، به نقد رفتارها و مناسبات انسانی جامعه‌ی امروزمان بپردازد. وجود مقررات دست‌وپاگیر، کاغذبازی، روابط پیچیده‌ی اداری و دشواری‌های ناشی از دیوان‌سالاری، از جمله مواردی است که به بهانه‌ی پرداختن به پاک‌سازی و حفاظت از محیط زیست، در این نمایش مورد توجه قرار می‌گیرد و از نگاه تیزبین آقای «پیرو پاکی» (با بازی آریا گازر)، مدیر جدید شعبه‌ی ۲۰۴ سازمان پسماندیه، پنهان نمی‌ماند.

برای ایجاد موقعیت‌های شادی‌آور، به‌طور طبیعی از ویژگی انکارناپذیر صنعت مبالغه در بسیاری از صحنه‌ها به‌خوبی استفاده می‌شود تا افزون بر شادی‌بخش بودن مناسبات و روابط میان مجموعه‌ی شخصیت‌های نمایش، بر میزان تأثیرگذاری نکته‌هایی که مطرح می‌شود نیز افزوده شود. همان‌گونه که گفته شد، نمایش از موضوعی ارزشمند و درخور اعتنا برخوردار است؛ موضوعی که با افزایش روزافزون حجم زباله‌های تجزیه‌ناپذیر، پسماندهای نوپدید ناشی از وسایل و سخت‌افزارهای الکترونیکی و نیز زباله‌های بسیار پرخطر بیمارستانی و برخی کارگاه‌های تولید مواد شیمیایی، می‌تواند به یکی از نگرانی‌های جدی جوامع امروز جهان تبدیل شود. از این منظر، نمایش می‌تواند افزون بر جنبه‌ی سرگرم‌کننده‌ی خود، مخاطب را به بازاندیشی در شیوه‌های مصرف، دفع پسماند و مسئولیت فردی و اجتماعی در قبال محیط زیست نیز دعوت کند.

نویسنده‌ی نمایشنامه، از انتخاب عنوان «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» گرفته تا نام‌گذاری شخصیت‌ها و بزرگ‌نمایی برخی از ساده‌ترین کارهای اداری، هوشمندی قابل اعتنایی به کار برده است.

حضور کودکی (نیکان اقلیما) در صحنه‌ی آغازین نمایش، که در آرزوی دیدن لاک‌پشت سبز است و نگران آسیب دیدن آبزیان بر اثر ریخته شدن انبوه زباله‌ها و کیسه‌های نایلونی در دریاهاست، با دیدن شخصیت قانون‌مدار پیرو پاکی، پلی میان خاطره‌های کم‌رنگ دوران کودکی او و شخصیت امروزش به‌عنوان رئیس جدید شعبه‌ی ۲۰۴ سازمان پسماندیه ایجاد می‌کند. این پیوند، در کنار وجه عاطفی خود، می‌تواند نشانه‌ای از تداوم دغدغه‌های انسانی و محیط زیستی در گذر زمان نیز باشد.

بازگشت مدیر قبلی شعبه (مراد شیرابی) و حذف پیرو پاکی، به‌خوبی نشان می‌دهد که برای اصلاح چرخه‌ی فاسد ارائه‌ی خدمات در این‌گونه سازمان‌ها، هنوز راه درازی در پیش داریم. گویی در ساختارهایی که مناسبات نادرست در آن‌ها ریشه دوانده است، حضور یک مدیر قانون‌مدار و اصلاح‌طلب، به‌تنهایی برای تغییر سازوکارهای موجود کفایت نمی‌کند و گاه، همین فردی که قصد اصلاح امور را دارد، خود نخستین قربانی ساختار معیوب می‌شود.

نمایش روابط نابهنجار میان ارباب‌رجوع در این‌گونه سازمان‌ها با مدیران و کارکنانی که مدعی ارائه‌ی خدمات شایسته به مردم هستند، اگرچه در قالب نگاهی طنزآلود و ریشخندآمیز مطرح می‌شود، با این همه، برای مخاطب نمایش، با همه‌ی تلخی‌هایش، بسیار آشنا و باورپذیر است. همین آشنایی با موقعیت‌ها و مناسبات به‌تصویرکشیده‌شده، از امتیازهای چنین کمدی‌هایی به شمار می‌آید؛ زیرا تماشاگر در بسیاری از لحظه‌ها، به‌جای مواجهه با موقعیتی دور از ذهن، با بازتابی اغراق‌شده از تجربه‌های روزمره‌ی خود روبه‌رو می‌شود.

بازی‌ها، در کلیت نمایش و در خصوص اغلب شخصیت‌ها، از خود آریا گازر در نقش پیرو پاکی گرفته تا شهاب حیدری در نقش مراد شیرابی و علی ویلان در نقش واحد پشتی، قابل قبول و در بسیاری از لحظه‌ها شیرین و به‌یادماندنی از کار درآمده‌اند. شیرینی بازی‌های آریا گازر در کنار شهاب حیدری و علی ویلان، به‌ویژه در همجواری سه‌نفره‌ی آن‌ها در یک صحنه، به اوج خود می‌رسد. هرچند این یکدستی و انسجام در بازی‌ها را نمی‌توان به همه‌ی بازیگران به نسبت پرشمار نمایش تعمیم داد.

البته بخش عمده‌ای از جذابیت‌های این نمایش را باید به حساب گفت‌وگونویسی شیرین نویسنده گذاشت؛ نویسنده‌ای که به‌خوبی رگ خواب تماشاگر ایرانی نمایش را می‌شناسد و می‌داند که برای او، فراتر از هر کنش و واکنش رفتاری و نمایشی بر صحنه، ردوبدل شدن گفت‌وگوهای شوخ‌طبعانه تا چه اندازه دل‌پسند است. با این همه، می‌دانیم که مبالغه در همین جنبه از یک کار نمایشی نیز می‌تواند به روایت درست، سنجیده و تفکربرانگیز آن به‌شدت آسیب برساند. شاید در این نمایش هم، در مقایسه با کار منسجم‌تر و پیراسته‌تری چون «روز جهانی صندلی» از همین نویسنده و کارگردان، نشانه‌هایی از چنین مبالغه‌ای را، به‌ویژه در برخی کنش‌ها و واکنش‌های مشابه و تکراری، شاهد باشیم.

به بیان دیگر، اگر حتی دو سه شخصیت فرعی از این نمایش کنار گذاشته می‌شدند، باز هم با حفظ قالب و شکل یک روایت مناسب، چیزی از تأثیرگذاری درون‌مایه و پیام آن کم نمی‌شد. به‌ویژه آنکه ساختار داستان‌پردازانه‌ی نمایش از انگاره‌ای آشنا، یعنی روایت ساده و کلاسیک، بهره برده است. از این رو، به نظر می‌رسد که با اندکی فشردگی در برخی موقعیت‌ها و حذف یا تعدیل بخش‌هایی از کنش‌های تکراری، می‌شد به انسجام روایی بیشتری دست یافت، بی‌آنکه از شیرینی گفت‌وگوها یا ظرفیت‌های طنزآمیز اثر کاسته شود.

توجه به مسائل اجتماعی، به‌ویژه تأکید بر ضرورت اصلاح نابهنجاری‌های زندگی شهری، که در کارهای گذشته‌ی آریا گازر نیز به‌خوبی در مرکز توجه نمایشنامه‌نویس قرار داشته است، این نوید را می دهد که از هنر نمایش نیز می‌توان برای از پیش پای برداشتن دشواری‌های زندگی پرشتاب و پیچیده‌ی امروزمان به‌خوبی سود جست. در این میان، نمایش «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» یادآور این نکته است که پرداختن به مسائل محیط زیستی، هنگامی که با شناخت مناسبات اجتماعی و بهره‌گیری سنجیده از زبان طنز همراه شود، می‌تواند از محدوده‌ی یک هشدار مستقیم فراتر برود و به فرصتی برای شناخت و نقد رفتارهای فردی و جمعی تبدیل شود.

 

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 218221 و در روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ ساعت 07:56:45
2026 copyright.