سینماسینما، پگاه هوشنگی
«مادرکیو» به نویسندگی و کارگردانی محمدمتین اوجانی، از آن دسته اجراهایی است که پیش از هر چیز تلاش میکند برای خودش جهان بسازد؛ جهانی با قواعد، مناسبات و منطق اجرایی خاص خود. انتخاب فضای شرقی و حالوهوای معبدی، در این میان صرفاً یک انتخاب بصری نیست، بلکه بستری است که اتفاقات نمایش درون آن معنا پیدا میکنند. همین انتخاب از همان ابتدا فاصله اثر را با الگوهای تکرارشده کمدیهای رایج بیشتر میکند.
نمایش با قرار دادن مخاطب در فضایی متفاوت، او را وادار میکند برای ورود به منطق خودش آماده شود. فانتزی در «مادرکیو» صرفاً وسیلهای برای عجیبتر کردن صحنه نیست؛ بلکه به بخشی از زبان اثر تبدیل شده است. این ویژگی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که عناصر شرقی، فضای معبد، روابط میان شخصیتها و شکل اغراقشده رفتارها در کنار یکدیگر قرار میگیرند و یک جهان نمایشی واحد را شکل میدهند.
در مرکز این جهان، شخصیت «مادرکیو» قرار دارد؛ شخصیتی که حضورش به معنای ورود یک نیروی تازه به ساختاری است که پیش از او بر اساس نظم و قانون حرکت میکند. جذابیت شخصیت دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. مادرکیو صرفاً یک شخصیت برای ایجاد خنده نیست؛ حضور او باعث تغییر مناسبات میشود و هرچه بیشتر با قواعد موجود درگیر میشود، ظرفیت کمدی نمایش نیز بیشتر آشکار میشود.
آنچه درباره کمدی اثر قابل توجه است، شیوه تولید خنده است. «مادرکیو» برای خنداندن مخاطب، مسیر ساده و قابل پیشبینی شوخیهای کلامی یا استفاده افراطی از الفاظ رکیک را انتخاب نکرده است. بخش مهمی از موقعیتهای کمیک از تضاد شخصیتها، واکنشهای اغراقشده، رفتارهای غیرمنتظره و فاصله میان آنچه جهان نمایش انتظار دارد و آنچه شخصیتها انجام میدهند شکل میگیرد. این نوع کمدی، بیش از آنکه به یک جمله وابسته باشد، به موقعیت وابسته است و به همین دلیل ظرفیت نمایشی بیشتری پیدا میکند.
در این میان، بازی بازیگران نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. در یک کمدی فانتزی، بازیگر باید بتواند همزمان اغراق را بپذیرد و از افتادن در دام اغراق بیمنطق جلوگیری کند. جهان «مادرکیو» چنین امکانی را فراهم کرده و بازیها نیز در شکل دادن به مناسبات این جهان نقش مهمی دارند. واکنشهای متقابل شخصیتهاست که بسیاری از موقعیتهای کمیک را کامل میکند و باعث میشود فضای فانتزی نمایش از یک دکور زیبا فراتر برود.
میزانسن نیز در خدمت همین جهانسازی قرار میگیرد. فضای معبدی و مناسبات حاکم بر آن، امکان ایجاد حرکت، تقابل و جابهجاییهای متنوعی را فراهم میکند و کارگردانی تلاش دارد از این ظرفیت برای حفظ انرژی صحنه استفاده کند. در چنین اجرایی، میزانسن فقط نحوه قرار گرفتن بازیگران در صحنه نیست؛ بلکه بخشی از روایت است و به تماشاگر میگوید این جهان چگونه کار میکند.
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه «مادرکیو»، حضور مفاهیمی چون قانون، نظم و سرپیچی در دل ساختار کمدی است. نمایش این مفاهیم را در قالب یک بحث مستقیم یا شعار مطرح نمیکند؛ بلکه آنها را به رفتار شخصیتها و مناسبات میانشان پیوند میزند. همین مسئله باعث میشود مخاطب بتواند در کنار خندیدن، رابطه شخصیتها با چارچوبهایی را ببیند که برایشان تعیین شده است.
در واقع، بخش جذاب نمایش برای من همین بازی میان «قانون» و «میل به شکستن قانون» است. مادرکیو زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که در برابر چیزی قرار میگیرد که از او انتظار میرود و انتخاب دیگری میکند. این انتخاب، هم موتور درام است و هم سرچشمه بسیاری از موقعیتهای کمیک. بنابراین مضمون و فرم در اینجا از یکدیگر جدا نیستند؛ خودِ ساختار کمدی به نمایش امکان میدهد درباره نظم و سرپیچی حرف بزند.
از سوی دیگر، انتخاب یک جهان شرقی برای روایت چنین تعارضی، به اثر امکان داده است از کلیشههای آشنای محیطهای شهری و روابط روزمره فاصله بگیرد. این فاصلهگذاری، تخیل بیشتری در اختیار کارگردان قرار میدهد و دست او را برای ساختن شخصیتها و موقعیتهایی باز میگذارد که الزاماً تابع واقعگرایی روزمره نیستند.
اوجانی در مقام کارگردان، این فرصت را جدی گرفته است. «مادرکیو» نشان میدهد که کارگردان به فضای اجرایی اثر فکر کرده و تلاش کرده میان متن، بازی، میزانسن و جهان فانتزی ارتباط برقرار کند. حاصل، اجرایی است که میتوان عناصر آن را در کنار هم دید و فهمید؛ یعنی فضای نمایش، شیوه بازی و جنس کمدی از یک منطق مشترک پیروی میکنند.
نکته مهم دیگر، توجه نمایش به مخاطب است. «مادرکیو» خود را پشت پیچیدگیهای روشنفکرانه پنهان نمیکند و در عین حال برای خنداندن مخاطب نیز به سادهترین ابزارها متوسل نمیشود. این تعادل، بهخصوص در کمدی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نمایش باید هم ارتباط خود را با تماشاگر حفظ کند و هم چیزی بیشتر از مجموعهای از شوخیهای پشت سر هم ارائه دهد.
به همین دلیل، «مادرکیو» را میتوان تجربهای دانست که در آن سرگرمی و مضمون در دو مسیر جداگانه حرکت نمیکنند. خنده بخشی از سازوکار نمایش است و فانتزی نیز بستری برای شکل دادن به همین خنده و در عین حال طرح پرسش درباره نظم و محدودیت است.
در نهایت، آنچه «مادرکیو» را برای من قابل توجه میکند، تلاش آن برای داشتن یک امضای اجرایی است. این نمایش نمیخواهد صرفاً یک کمدی دیگر باشد؛ میخواهد جهان خودش را تعریف کند، شخصیت محوری خودش را داشته باشد و از طریق همان جهان، مناسبات میان قدرت، قانون و سرپیچی را به بازی بگیرد.
«مادرکیو» در مجموع نمایشی است که میداند برای ساختن یک کمدی متفاوت، فقط شوخیهای بیشتر کافی نیست؛ باید جهان متفاوتی ساخت تا شوخیها در آن معنا پیدا کنند. محمدمتین اوجانی با تکیه بر همین نگاه، فضایی ساخته که فانتزی، بازی و کمدی در آن به یکدیگر متصل میشوند. حاصل، اجرایی سرزنده و صاحبهویت است که مهمترین دستاوردش این است: تماشاگر را ابتدا وارد جهان خودش میکند و بعد در همان جهان، او را به خندیدن وادار میکند.