سینماسینما، سینا اخباری
موسیقی متن فیلم سینمایی «همنِت» (Hamnet) به کارگردانی کلویی ژائو، خط بطلانی بر کلیشههای هالیوودی در مواجهه با مفهوم مرگ و اندوه است. مکس ریشتر (Max Richter)، به عنوان یکی از پیشگامان سبک پست-مینیمالیسم، با کمترین نتها، عمیقترین گسستهای عاطفی انسان را به تصویر کشیده است. این اثر که نامزدی جوایز اسکار و بفتا را به همراه داشت، برآیند تکامل زبانی است که ریشتر در طول دو دهه فعالیت خود در پروژههای شاخصی چون بازماندگان (The Leftovers) و ورود (Arrival) صیقل داده است.
از مینیمالیسم انتزاعی تا رئالیسم جادویی؛ همنِت
ریشتر که در آلبوم نمادین خواب (Sleep) استاد خلق «اتمسفرهای معلق» بود، این مهارت را در «همنِت» به اوج رسانده است. برای بازتاب فقدان پسر کوچک شکسپیر و سفر درونی همسرش، اگنس، موسیقی از فضایی آغاز میشود که ریشتر آن را «رحم جنگل» مینامد؛ جایی که آواهای انتزاعی و بدون کلام گروه کر زنان، حسی از زایش و تعلیق اسطورهای را القا میکنند.
باستانشناسی صوتی؛ کیمیاگری با سازهای رنسانس
یکی از هوشمندانهترین تکنیکهای ریشتر، نحوه برخورد او با تاریخ است. او به بازسازی صرف موسیقی دوره الیزابت بسنده نمیکند. ریشتر ابتدا صداهای خام سازهای بدوی آن دوران مانند هاردی-گاردی (چرخآوا) و ویولا دا گامبا را ضبط و سپس آنها را وارد پردازندههای دیجیتال کرد تا «سایههای الکترونیک» بسازد. نتیجه این کار، پالسهای تاریک و زیرپوستی است که مخاطب مدرن را بدون قطع ارتباط با فضای قرن شانزدهم، به درون اضطراب کاراکترها میکشاند.
تقابل پیانو و چنگ؛ مرز میان دنیای درون و بیرون
در تحلیل قطعات، ریشتر از سازها به عنوان المانهای روانشناختی استفاده میکند. چنگ (Harp) در قطعه Of Orpheus نمادی از عشق و ارتباط با طبیعت بکر است. در مقابل، در قطعه بینظیر Of Remembrance، یک تم ساده و عریان پیانو (Piano) به گوش میرسد که در کارهای ریشتر همیشه زبان «اول شخص» و تکگویی درونی است. ورود تدریجی سازهای زهی به این تم، غلیان آرام و گریزناپذیر اندوه را مهندسی میکند.
جدال بر سر پایانبندی: جادوی تکرار یا قطعیت اصالت؟
نمیتوان از موسیقی این فیلم نوشت و به قطعه جاودانه On the Nature of Daylight اشاره نکرد. این اثر که پیش از این در شاتر آیلند و ورود استفاده شده بود، در سکانس اوج پایانی فیلم (تئاتر گلوب) طنینانداز میشود. در حالی که موافقان و داوران اسکار این استفاده را سوزناکترین کاتارسیس سینمایی برای پذیرش سوگ میدانند، برخی منتقدان سرسخت باور دارند استفاده مجدد از آن، تمرکز را از قطعه ارگانیک و اختصاصی این فیلم یعنی “Of the Undiscovered Country” با آن بافت گوتیک و منسجمش ربوده است.
موسیقی متن «همنِت» ثابت میکند مکس ریشتر با پیوند زدن گرامر موسیقی دوره رنسانس به کدهای الکترونیک مدرن، موفق میشود اندوهی ۵۰۰ ساله را به تجربهای ملموس، زنده و معاصر برای انسان امروز تبدیل کند.