سینماسینما، ونداد الوندیپور
«یک اقدام راسخ میتواند کشور را از سقوط به پرتگاهِ حاصل از دروغهای هیتلر نجات دهد؛» یکی از جملات یکی از متنهای یکی از اعلامیههایی بود که «هلموت هوبنر» با ماشین تحریرش نوشت و سال ۱۹۴۲ در هامبورگ توزیع کرد. او در حالی که فقط شانزده سال داشت، متوجه خیانتهای حکومت هیتلر و حزب نازی به آلمان شده بود و میدانست کشور در آستانه چه بحرانی قرار دارد و میخواست آگاهیاش را با مردم به اشتراک بگذارد. هوبنر بعد از مدتی کار انفرادی، اقدامات مبارزاتیاش را با دو تن از دوستانش در میان گذاشت و با موافقت آنها، گروهی سه نفره تشکیل شد که با سلاح واژگان به مبارزه علیه رژیم نازی پرداخت. هوبنر که دارای استعداد نویسندگی بود، با ماشین تحریر متنهای آگاهیبخش مختلفی مینوشت و در قالب اعلامیه یا شبنامه، به اتفاق دو دوستش، مخفیانه در نقاط مختلف شهر (بیشتر صندوقهای پست) توزیع میکرد. این، موضوع فیلم «حقیقت و خیانت» (Truth and Treason) است؛ اثری تحسینبرانگیز به کارگردانی مت ویتاکر. (محصول ۲۰۲۵، آمریکا.)
نکته مهم اینکه این ماجرا، واقعی است و از معدود نقاط روشن تاریخ تاریک ملت آلمان در زمان استقرار نازیسم؛ روشنایی که منبع آن، یک نوجوان ۱۶ ساله بود؛ هلموت هوبنر (با بازی قابل توجه اِوان هوروکس). در آلمان، برخلاف ایتالیا و فرانسهی اشغالی و کشورهای دیگر، هیچ گروه مقاومتی شکل نگرفت، اما بودند معدود افراد جسور و شجاعی که واقعیت یا حقیقت را میدانستند و علیه رژیم نیرنگبازِ دژخیمِ تمامیتخواه هیتلر مبارزه میکردند؛ به صورت انفرادی یا در گروههای بسیار کوچک. پیشتر، در سال ۲۰۱۷، شاهد فیلم خوب دیگری با موضوعی مشابه بودیم به نام «تنها در برلین» (Alone in Berlin) که برگرفته از یک رمان بود. اما واقعی بودن، نقطه قوت فیلم «حقیقت و خیانت» است، زیرا تماشاگر، ماجراهای مهمِ واقعی را دوست دارد.
هدف این یادداشت، نه نقد و تحلیل که صرفا معرفی فیلم «حقیقت و خیانت» است، بنابراین، به داستان فیلم نمیپردازیم. همین بس که بگوییم تماشا کردن این فیلم، در میان خیل فیلمهای بیمایه و کممایهی این روزها، غنیمت است. و این مغتنم بودن زمانی افزون میشود که بدانیم هوبنر و رفقایش (کارل هاینز اشنیبه و رودولف وُبه) افرادی واقعی بودند و آنچه کردند، و در فیلم میبینیم، کاملا واقعیت داشته است. و این «واقعیت»، نه هر واقعیتی، که واقعیتی است بسیار مهم در برههای بسیار مهم از تاریخ آلمان و جهان؛ موضوعی که نه تنها از نظر تاریخی، بلکه از نظر جامعهشناختی، روانشناختی و فلسفی و به طور کلی، انسانشناختی، بااهمیت و قابل توجه است: یک نوجوان تصمیم میگیرد به قیمت به خطر انداختن جانش، مردم را از حقیقت آگاه کند، و در این مبارزه آگاهیبخش، دو رفیقش هم به یاریاش میشتابند؛ و این نوع نگاه به زندگی و مبارزه با فریبکاران جنایتکار، حاکی از نگاهی عمیق و زیبا به زندگی و حقیقت است؛ نگاهی که به مبارزهای جسورانه و دلاورانه با یکی از مخوفترین و سرکوبگرترین رژیمهای سیاسی تاریخ میانجامد؛ مبارزهای با سلاح قلم با رژیمی که قریب به هشتاد میلیون آلمانی، یا با آن موافق بودند یا اگر هم مخالف بودند، جرات کوچکترین حرکت اعتراضآمیزی را نداشتند.
در فیلم، یک کاراکتر مهم دیگر هم وجود دارد؛ یک افسر گشتاپو با بازی عالی روپرت اِوانز. در یکی از صحنههای فیلم، این افسر ماجرایی را برای همسرش تعریف میکند که استعارهای است از وضع کنونی وی؛ و بسیاری از هم صنفانش و کلا، مردم آلمان. او تعریف میکند که در دانشکده، استادی داشت بسیار دوست داشتنی که همیشه از حقیقت و برتری آن نسبت به همه چیز سخن میگفت. و یک روز، دوست این افسر به او (افسر) میگوید که آن استاد، با نامزد افسر، رابطه دارد. واکنش افسر، کتک زدن دوستی بود که او را آگاه کرده بود. وقتی همسر افسر از او میپرسد «آیا ترجیح میدادی حقیقت را نمیدانستی؟»، او سکوت میکند؛ و سکوت، علامت رضاست. اما حقیقت همیشه در پی آنهایی است که از آن میگریزند.
فیلم «حقیقت و خیانت»، داستانی سرراست دارد و بدون افزودن شاخ و برگهای دراماتیک اضافی و تعلیقهای مصنوعی، آنچه را که رخ داده در قالبی (از نظر فیلمنامهنویسی) کلاسیک، به تصویر میکشد. از نکات بارز فنی فیلم، باید به نورپردازی آن و نیز استفاده از رنگ (نورهای رنگی) اشاره کرد که از نظر نشانهشناختی، باردار معانی مهمی در داستان هستند. از آنجا که نمیخواهیم داستان فیلم (که دوبله شده و قابل دانلود است) لو برود، بیش از این چیزی نمینویسیم و این نوشته را با یکی از جملات هوبنر خطاب به جنایتکاران نازی به پایان میبریم: «عدالت، جاری خواهد شد و نوبت شما محفوظ است.»