سینماسینما، ابوالفضل نجیب
برای نسل من «بدنام» بیشتر از هر چیز نام فیلم شاپور قریب ساخته شده در سال ۱۳۵۰ را تداعی میکند. فیلمی کمی متفاوت از سینمای موسوم به فیلمفارسی و البته با همان کلیشهها و مولفههای آن سینما. سریال «بدنام»، اما گذشته از نام مشترک و یک بارداری نامشروع و پیامدهای آن شباهت دیگری با فیلم شاپور قریب ندارد. اما نشانههایی فریبنده و رندانه از چند فیلم خوش نام و نشان و جذاب و موفق ایرانی و خارجی را یدک میکشد. این شباهتها البته هیچ نسبت تماتیک و دراماتیک و یعنی هیچ دخلی با مضمون و خط اصلی روایت «بدنام» ندارد. بلکه تلاش شده به نحوی سه فیلم «هامون»، «تایتانیک» و بخصوص غلام باستانی «پیرپسر» را تداعی کند. از این زاویه شاید «بدنام» ملغمهای از این سه فیلم باشد.
میشود ارجاعهای مضمونی و حتی نحوه پردازش برخی صحنه را از «هامون» شروع کرد. به عنوان مثال رابطه و عشقی که تلاش شده نشانههایی از عشق حمید هامون به مهشید را تداعی و بازسازی کند، عشقی که در نهایت به نفرت و انتقامجویی کشیده میشود. مهمترین نشانه آن رابطه را میتوان در نشانههابی چون کتاب و کتابخانه و شاعر مسلکی به جای فیلسوف نمایی و شمائل روشنفکرانه اسماعیل و ملاقات او با یلدا در کتابفروشی بخاطر آورد. جنس کتابهای پیشنهادی اسماعیل به یلدا و گفتگوها و حتی میزانسن و دکوپاژ کپی پیست شده از سکانس کتابفروشی در «هامون» است که مبتدیانه و به شکل مبتذلی تلاش شده با رابطه های مشابه این سال ها در آثار شبکه خانگی و سینما فاصله گذاری شود. حتی معرفی چند کتاب و توضیحات اسماعیل و شاعرانگی او و میل سرکوب شده یلدا به موسیقی که تمامی تداعی کننده شیفتگی مهشید به نقاشی آوانگارد است. و البته انتخاب دو نام ابراهیم و اسماعیل برای پدر و پسر فیلم و آن پرسش فلسفی حمید هامون که چرا ابراهیم پدر ایمان است.
تا برسیم به سکانس خودکشی یلدا و نجات اتفاقی او توسط اسماعیل که تلاش شده سکانس خودکشی رز در کشتی تایتانیک را تداعی کند. نگاه کنید به ایستادن یلدا در بام مجتمع مسکونی و تاکید دوربین بر ارتفاع و تردید یلدا برای پریدن به خیابان و ایضن واکنش خونسردانه اسماعیل و گفتگوی او با یلدا و در نهایت لغزیدن یلدا و بالا کشیدن او توسط اسماعیل. این سکانس سوای بیمنطقی برای تلاقی دو شخصیت در پشت بام، اما در پرداخت و گفتگوها و فرجام آن کاریکاتوری از سکانس کلیدی «تایتانیک» است.
تا برسیم به «پیرپسر» و آن رقابت عشقی سه ضلعی پدر و پسر که تلاش شده در «بدنام» صراحت رقابت پدر و پسر در بستری تعلیق آمیز بازسازی شود. که سوای فرجام فرضی آن حداقل تا قسمت سیزدهم «بدنام» تلاش شده کینه غلام باستانی به علی در اینجا تداعی کننده رابطه اساطیری ابراهیم و اسماعیل باشد. ابراهیم «بدنام» در مقایسه با غلام باستانی هر چند در ابتدا تعدیل شده و حتی متشرع و مقید به مبانی اخلاقی و شرعی طبقه خود نشان می دهد، اما در نهایت به نسخه اصلی غلام باستانی «پیرپسر» تنزل پیدا می کند. اوج استحاله حاج ابراهیم و تبدیل او به شبه هیولای «پیرپسر» را می توان در قسمت دوازده شاهد بود. زمانی که یلدا از ازدواج با ابراهیم انصراف می دهد و رقیب عشقی او را به رخ می کشد. این سکانس فشرده و تداعی کننده تمام مسیری است که غلام باستانی از هیبت یک عاشق پیشه عاجز و ملتمس تا تبدیل شدن به یک هیولا را به نمایش می گذارد. دیالوگ های این سکانس تمامی تداعی کننده کل مسیری است که غلام باستانی برای رسیدن به رعنا از هیبت یک عاشق پیشه تا هیولایی که برای کامیابی به تهدید و خشونت و تحقیر کردن رعنا طی می کند. تأکیدم بر این شباهت های کلی بر جزئیات هم هست. حتی بر بازی و فیگورهای و شباهت و جنس لمپنی دیالوگ ها و بیان آنها و واکنش های او در قبال صراحت یلدا.
این که چنین شباهت هابی در «بدنام» با چنین صراحتی از پس ناخودآگاه کارگردان می آید یا از هوشمندی او برای جلب مخاطب چندان مهم نیست. مهم این است که «بدنام» با این همه ارایه و ایضن عبور از آنچه خط قرمز تعبیر میشود همچنان در سطح سریالهای سطحی و اما بزک دوزک شده به سلیقه مخاطب عام باقی میماند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- «پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیقگرا
- «پیرپسر»؛ پیرمرد پرحاشیه
- درباره فیلم «پیر پسر»؛ پدر خانه را ویران کرد
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
- آرامش تقوایی در حضور دیگران
- «پیرپسر»؛ سفری وارونه در اساطیر و روان انسان
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- درباره نمایشنامه «حسین شهید»/ نامهای سرگشاده
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- سه جایزه آمریکایی به فیلم ایرانی رسید
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان
- اثر فیلمساز ایرانی در مسابقه کوتاه ونیز ۲۰۲۶
- «بره سیاه» در کاخ هنر روی صحنه میرود
- برآورده شدن آرزوی آقای بازیگر؛ نخستین آلبوم موسیقیِ آنتونی هاپکینز منتشر میشود
- اچبیاو مکس با اختلاف در صدر؛ نامزدهای جوایز اِمی ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتگویی به بهانه جایزه گوی بلورینِ کارلووی واری؛ بازگشت ستاره فیلم کیارستمی با فیلم کارگردان تُرک
- نیلوفر حدادی درگذشت
- برای هفتادونهمین دوره برگزاری؛ جشنواره لوکارنو فیلمهای ۱۱ بخش خود را اعلام کرد
- «زنان، بدون مردان»؛ از شهرنوش پارسیپور تا شیرین نشاط
- پوستر نمایش «هنوز زندهایم؛ داستان یک زلزله» رونمایی شد





