تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۲/۲۸ - ۰۰:۲۸ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 112630

سینماسینما، زهرا چوپانکاره در اعتماد نوشت: «فریب یا نفوذ؟!» این آخرین توییت وزیر آموزش و پرورش است، کوتاه و مبهم. اما برای کاربران توییتر که به این سوال دو پهلوی سید محمد بطحایی جواب دادند، این توییت فقط به یک معنا بود: اشاره غیرمستقیم به انتشار چند ویدئو از مدارس دخترانه و پسرانه که دانش آموزان را در حال ویدئوهای پایکوبی با یک آهنگ واحد نشان می داد. سه، چهار ویدئوی نهایتا یک دقیقه ای که دو، سه روزی است بازار بحث و جدل شبکه های اجتماعی را گرم کرده است.

وزیر آموزش و پرورش شاید از این توییت دو کلمه ای اش منظور دیگری داشته یا نداشته است. معنایی که از حرف او برداشت شد اما اشاره به پخش آهنگی غیرمجاز در چند مدرسه بود. یک روز بعد از این توییت، بطحایی در اولین جلسه رسمی که توانست، در مورد برخورد با تخلف در مدارس و انتشار ویدئوهای پایکوبی بچه ها اظهارنظر کرد؛ در جلسه «شورای عالی اقامه نماز». وزیر آموزش و پرورش پای دشمن را به میان غائله کشید: «دشمن برای پیروزی در این جنگ از تمام ترفندها استفاده می کند و اکنون نیز سنگر تعلیم و تربیت را هدف قرار داده است لذا با به کارگیری روش های مختلف سعی در نگران کردن مردم دارد که ازجمله آنها شاهد پخش کلیپ های نگران کننده در فضای مجازی هستیم و مطمئنم نوعی دشمنی سیاسی پشت جریان انتشار کلیپ های ناهنجار در مدارس وجود دارد.» بطحایی گفته است به خاطر خدشه ای که به اعتماد جامعه نسبت به مدرسه وارد شده است از پلیس فتا کمک می خواهند: «دقیقا مشخص نیست این کلیپ ها مربوط به کجا است و چگونه تهیه شده است برای همین به کمک دادستانی محترم و همچنین پلیس فتا درباره منبع و چگونگی انتشار کلیپ های مذکور نیاز داریم چراکه نوع سازه هایی که در برخی از این کلیپ ها دیده می شود، مخصوص مدارس نیست.» وزیر همچنین از تعیین ۳ نفر متخصص برای بررسی موضوع پخش کلیپ ها در فضای مجازی خبر داد تا به قول او: «ریشه تولید این کلیپ ها مشخص شود تا اعتماد عمومی و باور مردم متدین نسبت به نظام تعلیم و تربیت خدشه دار نشود.»

کاربران شبکه های اجتماعی در واکنش به توییت وزیر آموزش و پرورش و انتشار ویدئوها از مدارس نشان داده اند که الزما معتقد نیستند که صرف شادی و پایکوبی بچه ها در محیط مدرسه اتفاق بدی است اما یک نکته مهم در صحبت های وزیر،پیگیری انتشار این ویدئوها از دانش آموزانی بود که شاید نمی خواستند چند دقیقه شادی کردن و خارج از عرف هر روزه بودن شان اینگونه تبدیل به سوژه خبری شود و تصاویرشان دست به دست بین هزاران غریبه بچرخد. فارغ از بحث ها در مورد درست یا نادرست بودن نحوه شادی این دانش آموزان، حفظ حریم امن آنها در مدرسه مساله ای است که باید مورد توجه آموزش و پرورش و والدین باشد. اما به نظر می رسد خود آموزش و پرورش از این نکته غافل است. روز گذشته مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در باره نظر رسمی آموزش و پرورش به ایسنا گفت: «شاداب سازی مدارس در چارچوب شرع و قانون معنا پیدا می کند و به هیچ عنوان مساوی با ابتذال نیست.اگر عواملی خارج از قوانین مدرسه در مدرسه حضور یافته و منجر به هنجار شکنی و تخلف بشوند در صورت شناسایی برخورد قانونی و جدی خواهیم داشت.» او البته به همین موضوع بسنده نکرد و از شهروندان تهرانی خواست که در صورت اطلاع از موارد مشابه با شماره های سامانه شکایات آموزش و پرورش تماس بگیرند و موارد و اطلاعات لازم را در اختیار آنها قرار دهند. این دعوت علنی از همه شهروندان برای دادن اطلاعات در مورد اتفاقات جاری در مدرسه شاید به راحتی بتواند پای سرک کشیدن ها و فیلم برداری های پنهانی از محیط امن دانش آموزان را برای هر غریبه و با هر هدفی به موضوع باز کند.

اصل برنامه های ما برای نشاط مدارس را هدف قرار دادند

بخشی از کسانی که از دیدن ویدئو های منتشر شده ابراز خوشحالی کرده اند، کسانی هستند که فارغ از ترانه ای که در حال پخش است معتقدند که حالا دیگر زمانه مدرسه های دهه ۶۰ و ۷۰ گذشته و بچه ها نیاز دارند که شادمانی و تحرک شان را در مدرسه نشان دهند. کسانی که می گویند خاطرات خودشان از مدرسه همواره با قوانین سختگیرانه و محیط خشک کلاس های درس همراه بوده است و حالا نسل جدید این قواعد را برنمی تابد. رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش به «اعتماد» می گوید که آموزش و پرورش بر اساس سند تحول بنیادین به دنبال فراهم شدن فضای شادی و نشاط در مدارس است و تلاش دارد تا این کار را در چارچوب مناسب و در قالب نحوه اداره کلاس های درس و آموزش عملی کند: «به صورت خاص در سند تحول بنیادین اشاره شده که محیط مدرسه باید یک محیط بانشاط باشد. به خاطر همین است که آموزش و پرورش تاکید می کند که در فضای واقعی مدرسه و روش های آموزش مان فرصت هایی را فراهم کنیم که بچه ها با شادابی و نشاط یاد بگیرند. اگر این اتفاق بیفتد و مثلا کودکان ما تحت نظر معلم و با یک برنامه مشخص از طریق بازی ریاضی شان را یاد بگیرند، هم درس می خوانند و هم به اندازه کافی تحرک دارند. برای همین است که روی شکل گیری فضاهای جمعی، بدون استرس و فشار که درآن همه از یادگیری لذت می برند تاکید داریم که اتفاق برای همین است که شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. اگر کلاس درس خیلی خشک اداره شود ممکن است شاهد نمادهایی از شادی باشیم که دیگر شادی نیست و ابتذال است، این مرز بین شادی و ابتذال ایجاب می کند که مدرسه و مدیر و معلم از طریق برنامه هایی که در دست دارد محیط را به گونه ای طراحی کند و روش ها را طوری به کار بگیرد که بچه ها بتوانند شادی و نشاط داشته باشند. اگر این سیاست ها کاملا اجرایی شود بچه ها فرصت می کنند در زمان حضور در مدرسه اتفاقا برنامه های بانشاطی داشته باشند.» به گفته معاون وزیر آموزش و پرورش حالا سوال اینجا است که چرا تفسیر اصلی آموزش و پرورش در میان این هیاهو گم می شود: «اینکه ما به سمت عوض کردن فضای مدرسه به سمت سیستم یادگیری از طریق بازی و مهارت بوده ایم به خاطر اعتقاد ما به این است که بچه ها باید شاد باشند. این اعتقاد به شادی بچه ها وجود دارد. ببینید وقتی آموزش و پرورش گفته است شادی و نشاط در مدرسه باشد برایش راهکار داده ایم. از چه طریق؟ از طریق حذف آزمون ها، ما گفتیم که تست زنی در مدرسه ها نباشد، گفتیم مشق شب نباشد، گفتیم از طریق بازی درس را یاد بگیرند. اینها همه منطقی است؟ نیست؟ همه اینها عناصری هستند که به شادی بچه ها کمک می کنند اما برخی ها از انتشار این ویدئوها در فضای مجازی می خواهند نتیجه بگیرند که پس این بود شادی و نشاطی که می گفتید؟ این موضوع با توجه به حساسیت هایی که ایجاد می کند هدفش لطمه زدن به این ایده ها است. عده ای منتظرند که اینها را ببینند و به دنبالش جو راه بیندازند.»

فارغ از اینکه می توان به حرکت دسته جمعی دانش آموزان به بهانه یک ترانه ریتمیک انگ مبتذل چسباند یا نه، به نظر می رسد اصلی ترین موضوع در این میان انتشار گسترده این ویدئوها است که حق امنیت داشتن دانش آموزان در فضای مدرسه است. حکیم زاده در پاسخ به اینکه این مساله آیا باید در مرکز توجه باشد یا نه می گوید: «نکته ای که می گویید درست است، این حریم خصوصی این بچه ها است و انتشار این کلیپ ها مغایر با حقوق کودک است. البته در صحت کلیپ ها خیلی تردید هست که آیا واقعا در مدرسه بوده اند یا نه. شاید هم بچه ها داشته اند فعالیتی می کرده اند و بعدا چنین آهنگی به آن اضافه شده است. چون فناوری های جدید امکان این دستکاری ها را هم می دهد. شاید بچه ها با شادی و نشاط دارند سرودی را می خوانند اما عجیب نیست که روی همه آنها یک موسیقی کار می شود؟ همین قضیه را محل تردید جدی قرار می دهد که آیا این ویدئوها واقعیت دارد یا ندارد و هم زمانی اش با برخی اتفاقات دیگر این فکر را به ذهن متبادر می کند که چطور این صحنه ها نشان داده می شوند و خبری از فعالیت های جمعی که همیشه در مدرسه ها در جریان است، نیست.»

هرچند آموزش و پرورش تلاش دارد به این موضوع تاکید کند که ممکن است ویدئوهای منتشر شده در واقع تحریف شده باشند اما اگر فرض را بر درستی آنها بگذاریم، عجیب نیست اگر به این نتیجه برسیم که هم خوانی هماهنگ یک ترانه خاص امکان پذیر است. عجیب نیست اگر کودکان و نوجوانان ایرانی هم به مانند هم سالان خود در همه جای دنیا علاقه مند به پیگیری جریانات روز و چهره های عامه پسند موسیقی باشند و مدرسه را تنها محلی بدانند برای بروز آنچه بیرون از دیوارهای آن آموخته اند. حکیم زاده می گوید آموزش و پرورش هرقدر هم تلاش کند باید به یاد داشته باشیم که تمامی اوقات زندگی دانش آموزان را نمی تواند پر کند: «کل تربیت در دست آموزش و پرورش نیست. از کل ۲۴ ساعت کودک و نوجوان ساعت ۸ صبح وارد مدرسه می شود و کل زمانی را که در این محیط می گذراند ۴ یا ۵ ساعت است که یعنی یک پنجم وقتش و باقی اش در اختیار مدرسه نیست و نمی توانیم فکر کنیم مدرسه مسوول کامل تمام اتفاقاتی است که رخ می دهد. امروز خانواده ها و مدرسه یک رقیب بسیار جدی پیدا کرده اند به اسم رسانه که یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار بر تربیت و رفتارهای کودکان و نوجوانان است.»

بچه ها معنای خودشان را می سازند

بخشی از کسانی که با دیدن ویدئوها نگران شده بودند، کسانی بودند که می گفتند سیاست های غلط آموزش و پرورش در دهه های اخیر، سخت گیری ها و خالی کردن مدرسه ها از موسیقی و شادی سبب شده تا دانش آموزان از سنین پایین تن به رقص با ترانه ای دهند که در آن کلماتی با بار جنسی تکرار می شوند. آیا از حفظ بودن و هم خوانی با چنین ترانه ای را باید صرفا به شکست سیاست های آموزشی و تربیتی تعبیر کرد؟ «شیوا دولت آبادی»، روان شناس و فعال حقوق کودکان به «اعتماد» می گوید: «این پیام حاکی از این است که ذوق و سلیقه بچه های ما به هر حال تحت تاثیر تاییدهایی است که از یک سری مرجعیت ها که حالا در دست شبکه های اجتماعی است، شکل می گیرد. اینکه یک ترانه بتواند در مدت زمان کمی مقبول تعداد زیادی واقع شود دیگر هنر شبکه سازی و بها دادن به ارزش هایی است که گاهی می تواند خلق الساعه برای نوجوانان و کودکان اتفاق بیفتد. اینکه محتوای چنین ترانه ای بار کمتر اخلاقی داشته باشد جزو مجموعه ای از چیزهایی که به ذائقه بچه ها خوش می آید، شاید اگر آن موسیقی بدون چنین کلامی هم می بود می توانست برای آنها جذاب باشد یا به عکس متن روی موسیقی دیگری هم برای شان جالب می بود که در آن صورت هم نشان از نیازی دارد که در برخی از سنین در میان کودکان و نوجوانان وجود دارد.»

حکیم زاده گفت که منظور از شادی و نشاط در مدرسه ها پر کردن وقت بچه ها با فعالیت های گروهی و آموزش همراه با بازی است. اما دولت آبادی می گوید که باید جای موسیقی را با موسیقی پر کرد: «به نظر من اگر به بچه ها اجازه بدهیم که شادمانی خودشان را با نوعی موسیقی که بیشتر به شرایط سنی آنها نزدیک است نشان دهند دیگر لازم نیست مصرف کننده چیزی باشند که از فرهنگ دیگری برمی خیزد. در مجموع از چنین اتفاقی هم به قدرت شبکه های اجتماعی بیشتر آگاه می شویم. بزرگترها و مسوولان باید به این فکر باشند که چه چیزهایی را می توانند جایگزین کنند که در این دنیای پر از تنوع و شتاب برای ارزش گذاری، هم به ذائقه فرزندان مان بخورد و هم به انتظاری که ما از آنها داریم. ما خلئی ایجاد کرده ایم که در نتیجه اش بچه ها به چیزی روی می آورند که با انتظار ما از آنها فاصله دارد. این فاصله را شاید بشود با محتوا و موسیقی های اصیل تر پر کرد، محتوایی که مضمون عاطفی دارد اما نه مضامین جنسی. به این ترتیب ذهن را می شود به سمت محتواهای عاطفی تر و فاخرتر سوق داد.»

آنچه روشن است اینکه اگر بنا به پر کردن جای موسیقی با موسیقی باشد نمی توان به سراغ آموزش و پرورش رفت. این بخشی است که خارج از آن ساعت رسمی پشت میز و نیمکت ها باید جدی گرفته شود. با این وجود چقدر می توان انتظار داشت که کودک و نوجوان از آنچه والدینش موسیقی ارزشمند یا فاخر می دانند لذت ببرد و از نسل جدید تا چه اندازه می توان توقع داشت که بر اساس الگوهای تعیین شده پیش برود؟ دولت آبادی توضیح می دهد: «در جامعه شناسی کودکی یک تئوری داریم که خود اصطلاحش بسیار گویا است. معنابخشی سازنده (constructive interpretation) یعنی تعبیری که کودکان از معناها می کنند و معنایی که به همراه این تعبیر می سازند. در واقع دنیای تازه ای را برای خودشان ایجاد می کنند. نگاهی که جامعه شناسی به نسل ها دارد، کاملا رفتارهای متولدان دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ را از هم جدا می کند. این تمایز میان این نسل ها دقیقا بر اساس این موضوع تفسیر می شود. بچه ها دنیای ما را می گیرند اما تفسیر خودشان را دارند و بر همین مبنا رفتارهای خودشان را استخراج می کنند و شکل می دهند. بخش مهمی از این تغییرات حاصل دسترسی به اطلاعات جهانی است که با ارزش هایی که ما در مدرسه ها مطرح می کنیم فاصله بسیاری دارد. بنابراین وقتی بچه ها معانی و رفتارهای خودشان را شکل می دهند تنها بخشی از آن مطابق با اهدافی است که برای شان در نظر داریم، بخش مهمی هم چیزی است که آنها با تعبیر خودشان می سازند و با آن زندگی می کنند. برای همین شاید نباید به همه این رفتارها لقب «واکنش» بدهیم بلکه نوعی ساخته شدن است در عرصه ای که انواع اطلاعات در همه جای دنیا به شیوه متفاوتی از گذشته در حال گردش است.» این روان شناس معتقد است که نه با موضوع پخش گسترده ویدئوها اما با اصل موضوع پایکوبی بچه ها در مدرسه باید به مثابه یک امر عادی برخورد شود؛ امری که می توان از آن آموخت و به آن جهت داد: «فکر می کنم خیلی خوب است که این اتفاق را طبیعی تلقی کنیم اما برایش برنامه داشته باشیم. اگر به زعم ما چنین ترانه هایی سازنده ذهنیت ها یا رفتارهای خوبی نیستند باید ببینیم چرا کارهایی که تاکنون کرده ایم جواب نداده و چه کارهایی می توانیم بکنیم که ذائقه و رفتار بچه ها به معیارهایی نزدیک تر شود که فکر می کنیم معیارهای فاخرتری هستند. این اتفاق درسی است برای بزرگ ترها که چه چیزی را می توان جایگزین مواردی کرد که به نظر ما ارزش والایی ندارد.»

توییت وزیر آموزش و پرورش شاید حالا واضح تر به نظرآید. حالا که توضیحات اشاره به این دارند که این وزارتخانه خودش را با کسانی رودررو می بیند که می خواهند اهداف اصلی شادسازی در مدارس را زیر سوال ببرند. دست کم حالا می توان گفت که این تفسیر اصلی آنها از این موضوع است. حالا چه دشمن مورد نظر وزیر وجود داشته باشد چه نه، نمی توان انکار کرد که تفسیر افکار عمومی از این ویدئوها شکست سیاست های سختگیرانه ای است که حالا دیگر توان مقابله با نسل جدید را ندارند. بچه ها هر قدر با فاصله بیشتری از حوادثی مانند انقلاب و جنگ به دنیا آمده باشند، بیشتر در پی آن هستند که دوران کودکی شان را کودکانه پشت سر بگذارند. در این مسیر عجیب نیست اگر این کودکان به دنبال شادی های گمشده باشند و برای پیدا کردنش شاید چندان در بند این نباشند که به مرزهای مجاز و غیرمجاز و فاخر و غیرفاخر توجه کنند.

بطحایی: دشمن برای پیروزی در این جنگ از تمام ترفندها استفاده می کند و اکنون نیز سنگر تعلیم و تربیت را هدف قرار داده است لذا با به کارگیری روش های مختلف سعی در نگران کردن مردم دارد که ازجمله آنها شاهد پخش کلیپ های نگران کننده در فضای مجازی هستیم

حکیم زاده: اینکه ما به سمت عوض کردن فضای مدرسه به سمت سیستم یادگیری از طریق بازی و مهارت بوده ایم به خاطر اعتقاد ما به این است که بچه ها باید شاد باشند. این اعتقاد به شادی بچه ها وجود دارد. برایش راهکار داده ایم. از چه طریق؟ از طریق حذف آزمون ها.

دولت آبادی: به نظر من اگر به بچه ها اجازه بدهیم که شادمانی خودشان را با نوعی موسیقی که بیشتر به شرایط سنی آنها نزدیک است نشان دهند دیگر لازم نیست مصرف کننده چیزی باشند که از فرهنگ دیگری برمی خیزد. در مجموع از چنین اتفاقی هم به قدرت شبکه های اجتماعی بیشتر آگاه می شویم.

 منبع: روزنامه اعتماد، شماره ۴۳۶۱

برچسب‌ها:

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها