تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۱۰/۱۲ - ۱۸:۴۰ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 8805

محمد رحمانیانمحمد رحمانیان در بخشهایی از گفت وگوی  تازه خود با اعتمادحرفهای جنجالی درباره انتخاب برخی مدیران تئاتری در سینما زده است .

 

به گزارش سینما سینما ،بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است :

به نظرتان با آمدن دولت آقای روحانی شرایط تئاتر فرق کرده است؟ منظورم فقط این نیست که شما الان می‌توانید اجرا کنید!
من راجع به خودم صحبت می‌کنم. حتما دوستانی هستند که مورد ممیزی قرار گرفته‌اند یا اذیت شده‌اند. من به شخصه در این دو سال آزاری ندیدم. اگر هم آزاری دیدم مربوط به نهادهای خارج از مرکز هنرهای نمایشی بود. مثلا در مورد اتفاقاتی که برای نمایش «در روزهای آخر اسفند» افتاد. خب این ربطی به مرکز هنرهای نمایشی نداشت. من شخصا هیچ مشکلی ندیدم.
واقعا؟!
بله! با این حال رد پای یک جور حذف را در حوزه فرهنگ احساس می‌کنم.
  توسط دولت؟
بله! توسط دولت. نیروهای دولتی.
حذف چی؟
حذف روشنفکران. حذف نیروهایی که ممکن است با نیروهای دولتی همخوان نباشند. مخصوصا در حوزه سینما. یکی دو گزینش عجیب و غریب در حوزه سینما دیدم که واقعا حیرت‌انگیز است. انتظارش را نداشتم و هنوز هم نمی‌توانم حیرت خودم را پنهان کنم.
کدام گزینش‌ها منظورتان است؟!
شما فکر کنید آقای سجادپور که یکی از مدیران دولت آقای احمدی‌نژاد در حوزه سینما بود بیاید و یکی از عالی‌ترین پست‌های تئاتری را بگیرد. شما نباید واکنش نشان دهید؟! به این تغییر و تحول نباید واکنش نشان داد؟!
خب الان برخی از مسوولان جشنواره فیلم فجر هم تئاتری هستند!
من الان می‌خواستم همین را بگویم. این ورش را از طرف خودم بگویم و حالا آن طرف را هم بگویم. آقای سید صادق موسوی کسی بود که در سخت‌ترین لحظات سال ٨٨ رییس اداره نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی بود. آن موقع من نمایشنامه‌ای نوشتم (منظورم نمایشنامه روز حسین است) مثل همه نمایشنامه‌ها. فرستاده می‌شود به مرکز هنرهای نمایشی و می‌رود به بخش نظارت و ارزشیابی و آنجا طبق روال نمایش‌ها را یا می‌پذیرند یا می‌گویند مردود است. همه هم قبول دارند. بارها مهر مردودیت بر کارهای من خورده است. مثلا نمایش
«سیگار کشیدن و سیگار نکشیدن» در همان دوره رفت و مردود اعلام شد و من هم نمایش‌ام را برداشتم و به خانه‌ام بردم.

مگر در آن سال اتفاقی غیر این افتاد؟!
رفتاری که آقای س – م  آن سال کردند این بود که نمایشنامه را به نهادهای غیرتئاتری و رسانه‌هایی که مشخصا مرتبط با آقای احمدی‌نژاد بودند، فرستادند و من دیدم هر روز و هر ساعت یک متنی در این رسانه‌ها درباره این نمایش که هنوز اجرا نشده چاپ می‌شود و انتخاب گزینشی از متن می‌آورند و باران تهمت، تکفیر و چیزهای ناروا بر من می‌بارید. یکی دو تا هم نبود.
ولی محمد رحمانیان همان کسی بود که نمایش «پل» را درباره واقعه کربلا نوشته و مورد تمجید قرار گرفته بود…
به این چیزها نیست! مگر نکردند؟! مگر آقای …  برای من حکم قتل در روزنامه … صادر نکرد؟! اصلا اگر این نمایشنامه (روز حسین) بد بود به خودم می‌دادید و من هم که آن را اجرا نکردم! بعدتر سر چاپ این نمایشنامه هم باز همین داستان را انجام دادند و عامل این داستان شخص آقای س – م بود. برای من خیلی عجیب است وقتی می‌بینم ایشان الان دوباره سر مسند هستند.
خب دلیل نمی‌شود؟!
چرا می‌شود! مجموعه اکو و تالار شمس زیرنظر آقای محمد حیدری است. یعنی ایشان علاوه بر اینکه رییس جشنواره فجر هستند و شاید پست‌های دیگری هم دارند، در ضمن رییس اکو هم هستند. مسوول آن تالار هستند. حدود یک ماه پیش آقای عباس غفاری که مدیر اجرایی آن تالار هستند، به من زنگ زدند و گفتند قرار است پنج نفر از نمایشنامه‌نویسان، نمایشنامه‌نویسی کنند. من، حمید امجد، محمد چرمشیر، فرهاد آییش و نادر برهانی مرند. من استقبال کردم. به خصوص برای اینکه حمید امجد و محمد چرمشیر هم بودند.
شما سه تفنگدار!
نه! به هر حال آنها اساتید من هستند. حد آقای امجد و چرمشیر خیلی بالاتر از من است و نمی‌توانم کنار آنها بایستم. ولی همواره از هر دو بسیار چیزها آموختم.
خب داشتید می‌گفتید بعدش چی شد؟
من گفتم یک نمایشنامه نمی‌خوانم. چندتا نمایشنامه کوتاه می‌خوانم. گروهی را دعوت کردیم. بلیت‌فروشی کردیم و فکر می‌کنم زمانی که ما حدود ٢٠ بلیت فروخته بودیم آقای غفاری زنگ زدند و گفتند با اجرای این نمایش مخالفت شده است!
و خودشان هم استعفا دادند!
بله! حالا توضیحی که در روزنامه‌ها درباره استراتژی حذف نوشته نشد این است. من پیگیر شدم. چون ردپای دوستانی که به آنها اشاره کردم و جو محافظه‌کاری که الان معاونت سینمایی را گرفته در این داستان خیلی عجیب پیدا کردم. من پیگیر شدم که ببینم چی شده و به این پاسخ رسید که دلیل حذف این بود که اسم محمد رحمانیان در بین این گروه بود!
واقعا؟!
بله! واقعا! و من نشانه‌های این حذف را به گوش خود شنیدم. به شخص آقای حیدری و احتمالا معاونانش اعلام کرده بودند چون اسم من در بین این پنج نفر هست بنابراین اصلا تعطیل اعلام کنید. که من همان موقع هم به آقای غفاری گفتم خب من می‌روم جای دیگر اجرا می‌کنم. چهار نفر دیگر که مشکل ندارند. چرا این کار را کردند؟!. من رفتم و جای دیگری اجرا کردم و دیگران هم البته. هر جایی نشستم این را توضیح دادم که فقط و فقط به خاطر بودن نام من، این پنج نمایشنامه‌خوانی را تعطیل کردند. این برنامه را به تعطیلی کشاندند و این اتفاق بدی است.
ولی تالار شمس سالنی است که شما بعد از چند سال و در سال ٩٢ در آن اجرا کردید!
بله! نخستین جایی بود که من در سال ٩٢ در آن اجرا کردم. زمانی بود که هنوز روسا و معاونان عوض نشده بودند و من با کمک شخص آقای ایوبی که آن موقع مسوول تالار شمس بودند توانستم در ٢٠ شب ۴٠ اجرا از نمایش «ترانه‌های قدیمی» را انجام بدهم. الان برایم خیلی تاسف‌بار است و خیلی غم‌انگیز است که می‌بینم بعد از دوسال دوباره رسیدم به همان نقطه صفر. دوباره همان آدم‌هایی که یک جای دیگری آدم را حذف کرده بودند و باعث این همه دردسرشدند، دارند می‌آیند سرکار و در کنار آدم‌هایی قرار می‌گیرند که قبلا همراه ما بودند. آخر مگر می‌شود… از دست اینها زندگی من اصلا عوض شد. مهاجرت کردم. رفتم به یک کشور دیگر. اینجا دولت عوض می‌شود، من برمی‌گردم ولی همان آدم‌ها، همان آدم دوباره آمده و در یک پست دیگری حضور دارد و همان رفتار حذف دوباره انجام می‌شود. ما که آدم‌ها را فراموش نمی‌کنیم. این یک رفتار استراتژیک است و من صدای پایش را می‌شنوم و بسیار متاسفم آدم‌هایی که موجب این همه اتفاقات بد در زندگی من و احتمالا آدم‌های دیگر چون من شدند، همان آدم‌ها در پست‌های دیگری با رنگ‌ها و شرایط دیگری می‌آیند و باز هم برای هنرمندان تصمیم می‌گیرند. چه فرقی می‌کند در هر حوزه‌ای که باشد. چه سینما و چه تئاتر. اسم این حرف‌ها را که شکایت نمی‌گذاری؟! اینها توضیح است!

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

آخرین ها