«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

سینماسینما، آریو همتی

«شطرنج باد» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا اصلانی و تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا یکی از قله‌های موج نوی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ موج نویی‌ها در سه شاخه:

۱ـ موفق در گیشه و تبدیل شدن به جریان اصلی با «قیصر » مسعود کیمیایی ۴۸

۲ـ نیمه موفق بین مخاطبان سینما با «گاو» داریوش مهرجویی ۴۸

۳ـ  شکست‌خورده در مواجهه با مخاطب انبوه با «آرامش در حضور دیگران» ناصر تقوایی ۴۹

آثار خود را ارائه دادند که فیلم «شطرنج باد» جزو شاخه شکست‌خورده در ارتباط با مخاطب انبوه بود. این شکست نه به معنای ضعیف بودن این آثار بلکه می‌توانست از نزدیک شدن آنها به یک سبک شخصی در دل سبک جمعی موج نو بیاید. مخاطبان هنر ـ اینجا سینما ـ به سبب اعتیاد ذهنی به المان‌های تثبیت شده یک سبک، ژانر یا مکتب سخت می‌توانند با المان‌های جدید یک سبک، ژانر یا مکتب نو که بنا بر دیالکتیک هگل، در تضاد با سنت‌های پیشینی است و به گونه‌ای آنتی تز آنها در این پارادایم فلسفی محسوب می‌شود ارتباط بگیرند. اما گذر زمان اثبات‌گر خاص بودن در عین فاخریت «شطرنج باد» بود.

موج نویی‌های برون‌گرا مانند مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی آثار پرفروش زیادی ساختند، اما موج نویی‌های شخصی‌ساز و درون‌گرا مانند ناصر تقوایی و بهرام بیضایی به نسبت آنها دارای آثار پرفروش کمتری بودند.

درباره قصه فیلم «شطرنج باد» این فیلم  حول محور فوت بزرگ یک خانواده قجری است و اینکه ثروت به جای مانده از او چقدر می‌تواند برای انواع کاراکترهای پرداخت شده  وسوسه‌گر باشد. درونه‌ای که به هر حال سمت و سوی تحریک شدن به خیانت و به اصطلاح بالاکشیدن ثروت ما را می‌کشاند. بازی درون گرای برون ریز فخری خوروش در کنار بازی‌های قوی محمدعلی کشاورز، اکبر زنجانپور، حمید طاعتی و بازیگر بین‌المللی ما شهره آغداشلوی جوان، تأثیر فیلم و باورپذیری آن را در ارتباط با مخاطب بالا برده است.

ساختار آوانگارد اثر ما را از فضای ساختار کلاسیک جدا می‌کند و به کاراکترسازی به جای تیپ‌سازی، مکان و فضاهای واقعی و به دور از تصنع، پیرنگ و ساختار اصولی اثر و ارتباط قوی معنایی بین سکانس‌ها و البته روابط کاراکترها، دوری از فریب و رویافروشی، نمایش فروریختن هیمنه دروغین و فروپاشی ساختارهای کهنه در مقابل هیولاهایی که در ناخودآگاه هفتگانه مشکک مادرمائیک ما خواب است. محمدرضا اصلانی نسب انسان مدرن به خود و جامعه را به عنوان یک روشنفکر برآمده از دل مدرنیسم می‌شناسد و همین شناخت به او در بازنمایی آنچه ما ترس از مواجهه با آن داریم، کمک کرده است.

تفاوت سازی رویینی توانایی‌های متفاوت بدنی مانند فلج بودن و سالم بودن، تفاوت‌های مذهبی، و تفاوت در پایگاه‌های مختلف اجتماعی از انسان‌های اصیل اما اسیر نفس تا کنیزکی مثلا تا اصیل اما اسیر نفس، تفاوت جنسیتی و تفاوت در میزان ریسک پذیری کاراکترهای مختلف برای رسیدن به ثروت و… همه و همه در ایجاد کشمکش به تأثیر اثر کمک می‌کند.

«شطرنج باد» نقد جامعه‌ی جهان سنت و اخلاقیات  غیرفرارو و ضد فراروی آن است و لایه‌های درونی و پنهانی ما که از دروغ  سپرسازی کرده‌ایم را عرضه می کند. این اثر افشاگرایانه تفاوت‌سازی و جدال بی‌پایان انسان در دو ساحت خودآگاه و ناخودآگاه نیز هست و فراتر از آن جدال دنیای بی‌انتهای بیرونی انسان و دنیای بی‌انتهای درونی او پس می‌توان به عنوان نخستین اتفاق مهم روان سوژه‌گرا در سینمای ما به آن افتخار کرد.

در زمینه اشیا حاضر در صحنه نیز به شکل عجیبی حتی صندلی‌ها و در و دیوار دارای شخصیت هستند و مانند بافت کلی جادو زدگی کاراکترها، آنها نیز عجیب و سحر شده جلوه‌گری می‌کنند. دقت کارگردان در میزانسن و دوربین و آنچه در جایگاه سوژه می‌خواهد برای ما ارائه دهد مثال زدنی است و در دهه پنجاه شاید بتوان فیلم «کلاغ» بهرام بیضایی را در این شخصی‌سازی و روح سحرشده با آن هم ردیف دانست.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 216364 و در روز چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت 12:30:05
2026 copyright.