سینماسینما: مجموعه داستان «شیفت آخر بیمارستان» نوشته سیمین روزبهانی با موضوع جنگ رمضان منتشر شد.
این کتاب روایتی از روزهایی است که جنگ سایه تاریک خود را بر زندگی شهروندان ایرانی انداخته بود. کتاب سراغ موقعیتهایی میرود که گاه برخی حساس و پرتنش هستند و گاه زیر سقف خانه و در تعامل با کودکان تصویری از دلهره و استیصال به نمایش میگذارد.
نویسنده که موقعیتهای پیچیده انسانی را پیش روی خواننده قرار میدهد، خود از پیچیدهنویسی دوری میکند و با ادبیاتی روان و به دور از بیانی دشوار، وضعیت هر شخصیت را روایت میکند و به داستان شاخ و برگ میبخشد. او بیان ساده و انسانی را به سایه سیاه جنگ گره زده است.
در بخشی از داستان «قصههای پدرانه با طعم جنگ» که موقعیت ارتباط پدر با فرزندان خود در التهابات جنگ و اخبار تنشزا را روایت میکند، آمده است: «امیر برای اولین بار فهمید تمام این شبها، قصهها را برای بچهها تعریف نمیکرد، بلکه برای خودش میگفت، برای اینکه هر شب، میان خبرها و ترسها یادش بماند هنوز خیلی چیزها هست که باید از آنها دفاع کرد؛ خاک و پرچم. خانه و یک چراغ روشن و دو بچه که باید دنیا را تا جای ممکن کمی دیرتر از ترس بشناسند.»
مجموعه داستان «شیفت آخر بیمارستان» متشکل از ۹ داستان کوتاه است که از سوی انتشارات ماهنوش منتشر شده است.