محسن راستانی عکاس مشهور ایرانی، مدتی است به دلیل بیماری پیشرفته روده، در بیمارستانی در شهر فورت آلمان بستری است.
به گزارش سینماسینما، او در حالی دشوارترین روزهای زندگی اش را سپری میکند، که خانوادهاش و تنها فرزندش در کنار او نیستند. گرچه الین، همسر آلمانیاش، مراقب اوست، اما وجود همراه و همزبان فارسی زبان و حضور تنها فرزند و نوهاش رایحه و دانیال، میتواند التیامی روحیه بخش، در این روزهای سخت باشد.
متاسفانه، به دلیل شرایط خاص کشور و کاهش نیروهای پاسخگو در سفارتخانههای خارجی، امکان دریافت ویزا به آسانی میسر نیست.
از این رو، رایحه راستانی، تنها فرزند این عکاس مشهور، از شخص وزیر امور خارجه درخواست کمک کرده است؛ که بتواند هر چه سریعتر برای دیدار و مراقبت از پدرش راهی آلمان شود.
محسن راستانی، در گفتگویی تلفنی با پایگاه خبری سینما سینما گفت: «یک عمل جراحی انجام شده و باید ظرف حدود شش هفته آینده، شیمی درمانی آغاز شود. اما ممکن است این کار حتی زودتر انجام شود. ضعف بدنی شدیدی دارم و صبحها به خصوص دچار تب می شوم، که به گفته پزشکان، این عامل عفونت می تواند، ناشی از رشد تومور باشد. البته اینجا، هم به لحاظ امکانات پزشکی و هم دارویی، خدمات بسیار بالایی به بیمار ارائه می شود، ولی من، واقعا دوست داشتم پزشکان ایرانی شرایط مرا بررسی می کردند. اینجا همه چیز ماشینی است. غذایی وجود ندارد که مناسب یک بیمار باشد. اینجا یک پرستار ایرانی است، که هفته قبل برایم عدسی و کتلت آورد و من واقعا جان گرفتم. آرزو می کنم، هر چه زودتر حالم خوب شود و به ایران برگردم.»
گفتنی است، در چارچوب همکاری وزارت امور ایثارگران کانتون سارایوو، دانشگاه سارایوو و فستیوال فیلم و عکس WARM، نمایشگاهی از آثار محسن راستانی، یکی از برجستهترین عکاسان مستند ایران، از ۴ تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ در مرکز یادبود سارایوو برگزار شد.
محسن راستانی (متولد ۱۳۳۶ / ۱۹۵۸) از عکاسان مستند نسل پس از انقلاب در ایران است. او فارغالتحصیل رشته عکاسی از دانشگاه تهران است و در طول فعالیت حرفهای خود، به ثبت موضوعات اجتماعی و بشردوستانه در مناطق مختلف بحرانی و پس از جنگ پرداخته است؛ از جمله در بوسنی و هرزگوین بین سالهای ۱۹۹۴ تا اواسط ۱۹۹۶ که به ثبت تصاویری ماندگار در سارایوو، توزلا و موستار انجامید. آثار او در نمایشگاههای متعددی در ایران و جهان به نمایش درآمدهاند؛ که از مهمترین آنها میتوان به دوسالانه ونیز در سال ۲۰۱۱ و موزه هنرهای مدرن پاریس در سال ۲۰۱۴ اشاره کرد. راستانی در حال حاضر در آلمان زندگی و فعالیت میکند.
محسن راستانی، یک خبرنگار جنگی به معنای کلاسیک آن نیست. پرترههای او، سیمای انسانهایی را در دل جنگ به تصویر میکشد که رنج، درد، تنهایی و در عین حال لحظات گذرا و کوتاهی از شادی بر آنها نقش بسته است. به گفته خود او، عکاسی رسانهای است برای منجمد کردن زمان در کپسول کادر؛ اما تصاویر او سرشار از زندگی و پویایی هستند: مردی که همچنان یک پا دارد، زنی با صورت سوخته که هنوز زنده است و کودکی در خیابان که مانند مردی بالغ به شما چشم دوخته است. زمان در هیچکدام از این عکسها متوقف نشده است. گویا این هنرمند، کابوسهای خود را مینویسد، آنها را در قابهای مربع و مستطیل بازآفرینی میکند و تلخی مفرط جهانِ غرق در فاجعه را به ما نشان میدهد؛ تا یادآور شود که ترسها و کابوسهایمان را فراموش نکنیم. او میکوشد ما را در دنیایی که بر لبه پرتگاه مصائب ایستاده بیدار کند، اما در عین حال، روزنه امیدی بگشاید که صلح همچنان ممکن است.
این نمایشگاه برای نخستین بار در سارایوو، مجموعهای از ۶۰ عکس منتخب را که در طول محاصره و بلافاصله پس از آن (بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶) در سارایوو و بوسنی و هرزگوین ثبت شدهاند، گرد هم میآورد. راستانی که پس از تجربه مستندنگاری جنگها در ایران و لبنان، پا به بوسنی گذاشت، در این تصاویر زندگی روزمره، پیامدهای جنگ، نخستین لحظات پس از محاصره و جریان زندگی مردم را، علیرغم ویرانیها به تصویر میکشد. این عکسها که حاصل اقامت طولانیمدت عکاس در این شهر است، روایتی نادر، عمیق و صمیمانه از یک هنرمند خارجی درباره سارایوو و بوسنی و هرزگوین در برهه گذار از جنگ به صلح به شمار میروند.
محسن راستانی در این باره میگوید: «در این نمایشگاه اتفاقی نادر رخ داد. مردی حدودا ۳۰ ساله به نزدم آمد و گفت همان کودک پنج سالهای است که سالها قبل و در دوره جنگ و ویرانی از او عکس گرفتهام و آن وقت او دوباره و با همان حالت ایستاد و من از او عکس گرفتم.»
داستان یک عکس جنگی که پس از سه دهه گمشدن، دوباره پیدا شد؛ دانیال باشیچ از سارایوو و محسن راستانی، عکاس ایرانی را به هم پیوند داد. دانیال باشیچ در عکسی از سارایووی محاصرهشده در دهه نود میلادی، خاطرات، احساسات و بخش گمشدهای از دوران کودکی او را زنده کرد. آنها مجدداً با یکدیگر دیدار کردند.

عکسی که پس از سه دهه، پسر بچه را به عکاسش پیوند داد. باشیچ، یک پسر بچه پنج ساله بود که در دوران محاصره سارایوو در محله «آلیپاشینو پولیه» (Alipašino Polje) زندگی میکرد. زمانهایی که بمباران نبود، او به همراه دوستان هممحلیاش در میدان استقلال (Trg nezavisnosti) بازی میکرد. او آن روز خاص را به یاد میآورد: «یک روز مردی با لبخند و نگاهی بسیار زیبا آمد. او در ذهن من حک شد. زیرا دندانهای بسیار سفیدی داشت و سیهچرده بود. او یک ایرانی بود. او با یک پارچه سفید بزرگ که به عنوان پسزمینه استفاده میکرد، به سراغ ما بچهها آمد، که این کار برای ما بسیار جالب بود.» او میگوید که در کودکی عادت عجیبی داشت که برای راستانی جالب بود و به همین دلیل تصمیم گرفت از او عکس بگیرد. این عکس جنگی در حد فاصل خیابانهای گوته (Geteova) و بوسانسکا (Bosanska ulica) ثبت شده است.
باشیچ می گوید: «من عادت عجیبی داشتم، که کاپشنم را روی سرم میکشیدم و بعد به نوعی تاب میخوردم. این برای او جالب بود و به همین دلیل پارچه را پشت سر من قرار داد و مرا نشاند تا ژست بگیرم. من در حین بزرگ شدنم، امیدوار بودم که این عکس روزی در جایی از فیسبوک ظاهر شود. حتی در تالارهای گفتگو و ردیت هم به دنبالش گشتم.» با این حال، عکس این پسر بچه از سارایووی جنگزده که در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ گرفته شده بود، سر از یک نمایشگاه در مرکز یادبود کواچی (Memorijalni centar Kovači) درآورد. آدین هویدور، برادر همسر دانیال باشیچ، در افتتاحیه نمایشگاه با این عکس برخورد کرد و آن پسر بچه – یا حداقل کسی که شباهت باورنکردنی به دختر خودش داشت – را شناخت، با گوشی موبایل از آن عکس گرفت و برای دانیال فرستاد. او گفت: «برادر همسرم عکس را برایم فرستاد، چون آن پسر بچه شبیه دخترم بود. من به او گفتم که این خود من هستم. تمام وجودم تکان خورد. چون زمان خیلی زیادی به دنبال این عکس گشته بودم و امیدم را برای پیدا شدن دوبارهاش از دست داده داده بودم، و بعد ناگهان از ناکجاآباد در زندگیام ظاهر شد.» برادر همسر او سپس با راستانی ارتباط برقرار کرد و موفق شد او را به باشیچ وصل کند. پس از برقراری ارتباط، باشیچ و راستانی شخصاً در سارایوو با یکدیگر ملاقات کردند. آنها از محل ثبت عکس در آلیپاشینو پولیه بازدید کردند و آن عکس را دوباره با هم بازسازی کردند.
باشیچ میگوید: «من فکر میکنم همه شهروندان سارایوو باید از این نمایشگاه دیدن کنند، زیرا راستانی کارهای زیادی برای این شهر انجام داده است. او چیزهای زیادی را مستند کرده است. واقعاً خوب خواهد بود اگر تا حد ممکن افراد بیشتری از این نمایشگاه عکسهای جنگی با کیفیت عالی دیدن کنند، چرا که این یک فرصت منحصربهفرد برای دیدن چنین آثاری است.»
پایگاه خبری سینما سینما، ضمن آرزوی سلامتی برای این هنرمند شناخته شده ایرانی، از مسئولان وزارت ارشاد و وزارت امور خارجه درخواست می کند، تنها فرزند و نوه او را برای دریافت ویزا و دیدار با پدری در بستر بیماری یاری کنند.
گفتنی است محسن راستانی، در شهر Furth در نزدیکی نورنبرگ و در بیمارستان کلینیکوم فورت، طبقه چهارم، بخش ۴۱ و در اتاق شماره ۲۷ بستری است. قدر مسلم دیدار ایرانیان، با این هنرمند عکاس میتواند روحیه بخش و خوشحال کننده باشد.