سینماسینما، رویا فتحالهزاده
فیلم داستانی «غریزه» درامی خانوادگی- عاشقانه به کارگردانی سیاوش اسعدی است که داستان عشق پرشور دوران نوجوانی و مصائب و مشکلات آنها را در مسیر عاشقی بازگو میکند. فروغ (پانتهآ پناهیها) همراه با دختر نوجوانش آتیه از تهران به عمارت رسول (امین حیایی) در روستا میروند. داستان فیلم در فضای دهه چهل خورشیدی روایت میشود. کامی، پسر نوجوان رسول که عاشق عکاسی و سینماست با ورود آتیه به خانهشان به او دل میبندد. این فیلم از نظر کارگردانی، طراحی صحنه، موسیقی و تصویربرداری و قاببندیهای حسابشده، نقاط قوت قابل قبولی دارد و فیلم خوشساختی است. بازیهای امین حیایی، پانتهآ پناهیها، ساینا روحانی (در نقش آتیه) و مهدیار شاهمحمدی (در نقش کامی) باورپذیر هستند. با اینحال روایت فیلم دچار از همگسیختگی است و پیوند میان روایت عشق آتشین کامی و آتیه با روایت نقشآفرینی رسول و فروغ به خوبی شکل نگرفته است. به نظر میرسد قصد بر این بوده است که مخاطب آنقدر در ماجراهای عاشقانه دو نوجوان غرق شود که با آشکار شدن تصمیم رسول، دچار نوعی غافلگیری و تعلیق شود، اما این استراتژی، میبایست از سکانسهای قبلی با تمهیداتی تصویری و دیالوگی و البته بدون لو رفتن، شکل میگرفت و گسترش مییافت. بنابراین بزرگترین نقطه ضعف فیلم همین عدم تمهیدات برای ورود به سکانس تصمیم رسول قلمداد میشود. شخصیتپردازی هم تا حدودی قابل قبول است. فضای فیلم تحت تاثیر سینمای ایتالیا است. سکانسهای مربوط به موتورسواری دو نوجوان در طبیعت سرسبز و سینما رفتن آنها نمودی از این تاثیرگیری است. همچنین شخصیت کامی به عنوان یکی از دو نقش اصلی فیلم که شیفته عکاسی، فیلم و سینماست را میتوان به شخصیت کودک فیلم ایتالیایی «سینما پارادیزو» تشبیه کرد. از سوی دیگر او در حیاط عمارتشان، داخل ماشینی اوراقی، برای خودش اتاقکی ساخته که در سقف و دیوارهایش، پوستر فیلمهای کلاسیک مورد علاقهاش را نصب کرده است. کامی در دیالوگهایش نیز فیلمهای معروف را برای معرفی به آتیه نام میبرد تا بازتابی از شناخت و علاقه او به سینما باشد. شخصیت آتیه به عنوان دختری زیبا، طناز و بازیگوش در تعامل با کاراکتر کامی به خوبی پرداخت شده و بازی قابل قبول ساینا روحانی نیز کاراکتر آتیه را باورپذیرتر کرده است. «غریزه» از معدود فیلمهای سینمای ایران است که عشق دو نوجوان، محور اصلی روایتش است و از سوی دیگر در سکانسهایی، کشش و تمایل آنها به ارتباط فیزیکی و لمسی نیز به تصویر کشیده میشود.
در سکانسهای ابتدایی فیلم، این آتیه است که با علاقه به عبور از هنجارهای تعریف شده برای یک نوجوان در آن دوران تاریخی، شخصیتی جسور را به نمایش میگذارد ولی در ادامه میبینیم که کامی بیشتر از او وقتی عاشق میشود، ممنوعهها و خطوط قرمز خانوادگی برایش رنگ میبازد. در سکانسی از فیلم وقتی کامی قصد دارد با موتور، آتیه را به گردش در طبیعت و سپس به سینما ببرد به او میگوید که نیازی به اجازه گرفتن از مادرش نیست و این قبیل تجربههای مشترک، به صورت پنهانی زیباتر است. همچنین او برای اینکه آتیه را به سینما ببرد عاقبت دیر رسیدن به خانه را فقط خشم زودگذر خانواده و پدرش میداند و از آتیه میخواهد که برای داشتن این تجربههای دلنشین، مثل او شجاع باشد و نترسد.
با تمام این تفاصیل میتوان گفت فیلم «غریزه»، جهان انسانی را زیبا، سرشار از عشق اما بیرحم به تصویر میکشد.