تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۲/۰۳ - ۱۳:۱۵ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 111037

سینماسینما، همایون امامی

سال‌هاست که به نقد فیلم مستند مشغولم و همواره در محدوده فیلم مستند باقی ماندهام. به صورتی متمرکز و پی‌گیر. حاصل این مداومت، معیار و ملاکی است که در نقد فیلم مستند برای خودم یافتهام و آن این‌که فیلم مورد نقد، نخست در چه نسبتی با واقعیت و پس از آن در چه نسبتی با سینما قرار می گیرد. حالا هم با تأسی از این متر و معیار، به فیلم «مثل یک زن» میپردازم.

 نسبت با واقعیت

با فیلمی پرتره روبه‌رو هستیم که میکوشد زندگی یکی از کنش‌گران جدی سیاسی، اجتماعی ایران را به تصویر بکشد. بی‌پرده و بی‌تعارف از او در مورد نکات مبهم فعالیت و زندگی‌اش بپرسد و او هم پاسخ گوید. از آن‌جا که این گفت‌وگو در شرایط امروز میگذرد که بیان هر سخن یا اظهارنظری با سوءتفاهمها و پیامدهای جدی روبه‌روست، پس خوب میتوان دریافت که بر چنین بستری چندان نمیشود بر صراحت و عمق پاسخ‌ها دل بست؛ نکتهای که بیش از هر چیز در صحنههای مختلف فیلم آشکار میشود. به یاد بیاوریم صحنهای که خانم هاشمی دارد خودش را برابر دوربین چک میکند؛ روسری، چادر و خوب پیداست که دغدغهای دارد که او را واداشته لحظهای قبل خود را در آینه چک کند، با این وصف هم‌چنان نگران است. این نگرانی در جای جای فیلم به چشم میخورد، به‌ویژه در صحنهای که خانم هاشمی در حین رانندگی به پروژه نوارسازان اشاره کرده و تردید دارد در فیلم جای بگیرد یا خیر. تردیدی که بیش از هر چیز بر نگرانی از رفتار و گفتاری است که بر سوءتفاهمها دامن بزند، یا در صحنه مهمانی پایان فیلم همه نگران همین سوءتفاهمها هستند. بروز و انتشار این نگرانی در فیلم دلالت ضمنی دیگری هم دارد که شناسهای به دست میدهد از شرایط اجتماعی سیاسی امروز ما.

بنابراین باید در چهارچوبی محدود از فیلم توقع داشت و صبر کرد تا شرایطی دیگر که تاریخ پاسخی برای پرسش‌های مکتوم فیلم بیان دارد. اگرچه خانم هاشمی میکوشد با هوشمندی و صراحت محدودیتهای بیرونی را با انعطاف، ظرافت و کمی هم احتیاط پس بزند و حتی اگر شده اشارهای هم به حقایقی داشته باشد که امروز مجال طرح نمییابند.

  نسبت با سینما

«مثل یک زن» با کاربرد سه شیوه در مستندسازی سامان یافته است؛ نخست مصاحبه، دوم کاربرد اسناد آرشیوی و سوم خلق موقعیت. رویکرد اصلی فیلم مصاحبه است. خانم هاشمی و دیگر شخصیتهای فیلم در برابر دوربین ظاهر می‌شوند و به پرسش‌های ایلانلو پاسخ میگویند. پرسش‌های نخست نومیدکنندهاند و نشان از مستندسازی دارند که با ذهنی آماده و برآمده از پژوهشی جدی کنار دوربین نشسته است: «خانم هاشمی هر چه فکر میکنید لازمه را بفرمایید.» یا پرسشی که فیلم با آن شروع میشود: «چه احساسی از فائزه هاشمی بودن دارید؟ فائزه هاشمی خوب است یا بد؟»

پرسش‌هایی از این دست بیشتر ما را یاد مصاحبههای آن‌چنانی مجلات زرد میاندازند؛ چه غذایی دوست دارید؟ رنگ مورد علاقه شما؟ و از این قبیل پرسش‌ها. ولی خیلی زود خانم هاشمی با پاسخ‌هایش مسیری جدی را برابر مخاطب میگشاید که به صورتی موزون تا پایان ادامه مییابد.

در لابه‌لای صحبتهای خانم هاشمی، به اسناد و فیلم‌هایی ارجاع داده میشود که مصداق روشن صحبت‌هایی است که مطرح میشوند؛ اسنادی تصویری که چندان نو نیستند و بعضا سال‌ها پیش در اینترنت و شبکههای مجازی و گروه‌های تلگرامی هزاران بار دست به دست گشتهاند. فیلم‌هایی چون سخنرانی عباس پالیزدار، نماینده سابق و عضو هیئت تحقیق و تفحص مجلس، یا فیلمی که زنده‌یاد کاوه گلستان از برگزاری سومین دوره مسابقات اسلامی زنان برداشته و فیلم‌های دیگری از قبیل فحاشی سعید تاجیک که مجموعه مناسبی در ارجاعهای بیرونی فیلم به دست دادهاند و در عین حال بر جذابیت و تقویت وجه اسنادی فیلم هم افزودهاند.

شیوه دیگری که به صورتی ظریف در شکلگیری این مستند پرتره مورد استفاده قرار گرفته، خلق موقعیت است. موقعیتهایی کاملا طبیعی با پوشش تصویریِ برخی صحبتهای خانم هاشمی، در اثبات ادعای او از یک سو و در بسط و گسترش فیلم از سویی دیگر نقش موثری دارند. در زیر چند نمونه از این موقعیتها را به دست میدهم:

خانم هاشمی از ناشناخته بودنش میگوید و خاطرهای تعریف میکند که او را واداشته از مسیر ویژه براند تا بتواند خود را به قرار سیاسی مهمی برساند. پلیس او را متوقف میکند. جوانی که همراه اوست، به پلیس یادآور میشود که او فائزه هاشمی رفسنجانی است و پلیس اما ناباورانه این حرف را به سخره می گیرد. در این رابطه و در شرایطی که خانم هاشمی در حال رانندگی است، موقعیتی تدارک دیده میشود تا او بنزین بزند و برخورد مامور پمپ بنزین که او را نشناخته است، به گونهای است که در تایید مدعای وی است و به صورتی ضمنی بیان‌گر وجهی از شخصیت او که اهل خودنمایی نیست و میکوشد آرام و دور از جنجال در راستای هدفهایش گام بردارد.

از موقعیتهای دیگری که ایلانلو با خلق آن در بسط و پرورش تم فیلم خود سود میجوید، میتوان به مهمانی با حضور شیوا نظرآهاری و مهسا امرآبادی اشاره کرد که زمانی همبند خانم هاشمی بودهاند، یا کوه‌نوردی وی و این‌که ترجیح میدهد بساط صبحانه را نه در فضای گرم قهوهخانه، که نشسته بر پله ورودی آن‌جا صرف کند. بیماری حسن و این‌که خانم هاشمی با گرفتن آب پرتقال، یا درست کردن غذا نقش مادرانه خود را ایفا میکند، از دیگر مصداقهای این موردند. این موارد و موارد دیگر همه حاکی از تمهیدی است که بر مبنای خلق موقعیت در بسط و اشاره به خوی و خصلت ایشان به کار گرفته میشود.

ایلانلو به‌خوبی بر کاربرد نقش مکان در بیان یک مفهوم پنهان یا القای حسی خاص آگاه است. از این‌رو خانم هاشمی را وامیدارد در غیاب افرادی که مورد ارجاع قرار میگیرند، از مکان منتسب به آن‌ها همچون ارجاعی هویتی سود جوید. چنین است که در یادآوری آیتالله لاهوتی ما را به ویلای ایشان می کشاند، یا در بیان ورزشدوستی خانم هاشمی و القای حسی از استواری و تحمل شکست و تلاش برای پیروزی است که او آن را به مثابه تاثیری مهم در ورزش بیان میدارد.

ایلانلو روایت «مثل یک زن» را از ابتدا تا انتها به صورتی موزون پیش برده و از مفصلهایی ارتباطی که صحنه  های مختلف فیلم را همچون بافتی یک‌دست – و نه چیدمانی از صحنههای مستقل – در هم میتند، سود میجوید. به این صورت که قبل از ورود به صحنه بعدی بر مبنای عاملی مشترک که چه به صورت تداعی معانی و چه به صورت عاملی تصویری تدارک دیده شده، زمینه را برای ورود به صحنه بعد آماده میکند. به عنوان نمونه، میتوان به صحنه بردن آب پرتقال به اتاق حسن اشاره کرد، که سروصدای دمپایی او را به یاد خاطره زندان میاندازد، یا تصحیح ورقههای دانشجویان ایشان ما را به کلاس درس ایشان میبرد، یا پس از صحنه کلاس گفت‌وگوی تلفنی خانم هاشمی با یکی از دانشجویانش در منزل عبور از فضای دانشگاه به خانه را به صورتی نرم و منعطف ارائه میدهد.

ایلانلو در تصویرسازی مفاهیم مورد نظرش موفق است؛ صحنههای مختلف فیلم، به‌ویژه صحنههایی که علاوه بر دلالتی مستقیم، از مفهومهایی ضمنی نیز برخوردارند. در صحنه اسبسواری فضای مناسب به گونهای طراحی شده که زمین خوردن از روی اسب و بلافاصله برخاستن و کار را ادامه دادن حاوی نکته ای باشد که به صورتی ضمنی و غیرمستقیم ما را به مداومتی سیاسی در خانم هاشمی هدایت میکند، به نوعی پایمردی.

به‌رغم شهرت دغاغله در تدوین و تیزی تیغش(!) گاه با صحنههایی در فیلم مواجه میشویم که کمک چندانی به پیشرفت فیلم نداشته و در عین حال مطولتر از کارکردشان به نظر میرسند. دیدار از خانه هایی که آقای هاشمی و همسرشان در آن به دنیا آمدهاند، نمونهای از این دست صحنههاست که در صورت حذف هم لطمه‌ای متوجه فیلم نمیساختند.

در هر صورت باید در مجموع از «مثل یک زن» همچون تجربه موفقی یاد کرد که به شیوهای موثر و روان موضوع خود را دنبال میکند. اگرچه به ناگزیر طرح بخش‌های ناگفته را به تاریخ وامیگذارد

منبع: ماهنامه هنروتجربه

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها