تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۸/۲۱ - ۱۵:۱۲ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 99650

 سینماسینما، علی اصغر کشانی:

 

«سریک» اولین مستند بهاره افشاری پس از سالها تجربه اندوزی در بازیگری است. مستندی پیرامون سریک، اسب بازیکن مطرح فوتبال تیم ملی ایران و باشگاه های سپاهان، روستوف و روبین کازان، که همگی شاهد بازی های او در جام جهانی امسال بودیم. افشاری که پیش از ساختن «سریک» علاقه مند به طراحی لباس، مونتاژ و نقاشی بود، با ساخت «سریک» پا به دنیای کارگردانی گذاشت. بازیگر نقش های جذاب در «سر دلبران»، «فاصله ها»، «تسویه حساب»، «صد سال به این سال ها» و «زندگی شیرین» با نخستین اثرش سراغ موضوعی آمیخته به هیجان و سرشار از ریسک رفته است. هوشمندی افشاری در انتخاب موضوع با نگاهی به حواشی زندگی یک فوتبالیست مطرح روز در کشوری که نگاه اقشار مختلف آن به ورزش فوتبال است، از هوشمندی بالای او در انتخاب موضوع حکایت دارد.

روایت «سریک» با دو زاویه نگاه و با دو خط روایی متمایز طراحی شده است. بخش اصلی روایت «سریک» با دنبال کردن زندگی سردار آزمون آغاز و با خرید سریک و پرداختن به مسابقات و همچنین رابطه خاص صاحبش (سردار آزمون) با سریک ادامه دارد. نویسنده در دل چنین فرایندی، زاویه دیگری از روایت را طراحی کرده که به شکل بامزه و فراواقع گرایانه ای بر اساس گفتار اسب پیش می رود. نویسنده با این تمهید و قرارداد اولیه با مخاطب، هم توانسته داده های برگرفته از تحقیقاتش را به شکلی حساب شده و متفاوت یعنی از مسیر گفتار متنی که از بیان اسب می شنویم، به تماشاچی منتقل کند و هم رخدادهای پس از خرید تا مسابقات و حوادث گوناگون را دنبال کند. تمهید دیگر کارگردان برای طراحی چنین زاویه نگاهی، کمرنگ کردن بار درام مستند از تبدیل شدن به یک درام جدی و سنگین با استفاده از گفتار متنی شوخ طبعانه به مستندی بازیگوشانه است. برای همین هم با انتخاب سیامک انصاری این گفتار را از زبان او به عنوان یکی از شناخته شده ترین بازیگران طنز این سالها می شنویم. به نظرم در غیر این صورت، مستند «سریک» شبیه بسیاری از مستندهای کلاسیکی می شد که داده هایش به صورت  گفتار متنی خشک و بی انعطاف به سبک مستندهای راز بقا عمل می کرد. مستندهایی که گفتار و لحنش مبتنی بر داده هایی نه صرفا فراتر از دانش مخاطب که بیشتر از هر چیز صرفا برای توضیح صحنه کاربرد داشت. برای همین است که داده هایی درباره تاریخچه ورود برخی نژادهای اسب، ورزشکاران علاقه مند به اسب (آنجلوتی، اوون، فرگوسن و…) و بزرگترین حراجی های اسب، حالتی خسته کننده و خمیازه آور جلوه نمی کند. این مستند داده هایش را به گونه ای در مسیر طولی اثر جایگذاری کرده تا در ترکیب با روند خط اصلی روایت به نوعی به هم پوشانی برسد. با این حال کارگردان تنها به ساختار و جنس روایت پردازی این دو بسنده نکرده، بلکه با استفاده از تکنیک های خاص بیانی از المان لحن برای بهره گیری از جنبه های ایجاد جذابیت بهره گرفته است و این بهره گیری به شدیدترین شکل ممکن در سکانس های آغازین تکلیفش را با مخاطب یکسره می کند؛ آنجا که پس از انیمیشن سرهای استیو جابز، ناصرالدین شاه، عباس قادری، احمدی نژاد، عباس جدیدی و… نظرات اسب درباره صاحبش با تندترین و در عین حال طنزآمیزترین انتقادها (۲۴ ساله، آدم حسابی، بی استعداد، بدصدا، بی مزه در جوک گویی و…) به شکلی جدی بیان می شود.

این نخستین مستند بهاره افشاری به شدت به قالبی که برگزیده، وفادار است، طوری که حتی اگر در جایی از داستان به آشنایی آزمون و سریک در دوران شش ماهگی سریک اشاره می شود، رنگ تصاویر از بین می رود و جنبه های بصری مستند در قالب فلاش بک، آن هم به شیوه سیاه و سفید، ارائه می شود. تنوع جغرافیا (داخل و خارج از ایران) و لوکیشن (انواع مکان های مسابقه، اصطبل، تمرین، تاختن، شست و شو و…) و استفاده از تکنیک های اجرای سینمایی علاوه بر پویایی و تنوع بصری، غنای منحصر به فردی به خصوص از جنبه های سینمایی به اثر بخشیده است.

مستند «سریک» مستندی نه صرفا درباره اسب سردار آزمون، که اثری درباره خود سردار هم هست. درباره پدرش، علایق کودکی اش به والیبال، شوخی ها و خلق و خوی بامزه اش، حمایت او از اطرافیانش و سخت کوشی سردار برای رسیدن به خواسته هایش.

مستند «سریک» مدیون فضاسازی فیلمبردار و به خصوص موسیقی تحسین برانگیز و تاثیرگذار کارن همایونفر است. موسیقی متناسب با هر صحنه و بیش از هر چیز مبتنی بر هیجان و ایجاد انگیزه و اشتیاق نه تنها برای دنبال کردن ماجرا، که بیشتر از هر چیز برای هر چه بیشتر دیدن حرکات و اندام اسب است.

ماجرای اسب سردار آزمون به سنت فیلم ها و مستندهای ایرانی این سالها به جای پرداختن تمام و کمال به آشنایی مخاطب با زندگی یک فوتبالیست حرفه ای کشور و اسبش، سراغ کشمکش های بی سرانجام بر سر ماجرای دوپینگ، اعتراضات، فدراسیون، آزمایشگاه و جدال های بی پایان این چنینی رفته و مستند را از اثری مانا از علاقه مندی ها و ارتباط دو سویه ورزشکار و اسبش تبدیل به حواشی تاریخ مصرف داری از بدبینی و نفرت و تلخی کرده است.

فیلم با همه پژوهشی که کرده، هیچ اشاره ای به تاریخچه و دیرینه شناسی پرورش اسب (به اوستایی اسپ) در ایران نکرده است؛ نه اشاره ای به چرایی نام های بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان که دارای پسوند اسب یا اسپ بوده است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و…) که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان دارد، و نه اشاره ای به اینکه اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شد و سپس به دشت های ایران راه یافت، و نه گوشه چشمی به نقش پررنگ اسب در ایران باستان به ویژه در دوره هخامنشی و به خصوص به اسب های تربیت یافته آن دوره که با نام پارس شناخته میشد. هیچ اشاره ای به این نقل قول مهم تاریخی نشده که سوارکاری در ایران باستان، به عنوان ورزش و سرگرمی مورد توجه بوده، به گونه ای که همان دوران بازی چوگان حاصل این اشتیاق ایرانی ها به سوارکاری شد و اروپا قرن ها بعد، یعنی از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد، به جنبه های ورزشی و سرگرمی اسب سواری وقوف یافت. مارکوپولو در سفرنامه خود آشکارا نوشته است: «در ایران بهترین و زیباترین اسب های جهان موجود است و با توجه به شهرت آنها بازرگانان خارجی آنها را برای فروش به هندوستان آورده و به بهای هنگفتی می فروشند.» این مستند نه تنها به افتخارات سوارکاری در ایران باستان، که به تحولات و فعالیت های پرشمار سوارکاری در دهه ۵۰ نیز هیچ اشاره ای نکرده است.

«سریک» را می توان به عنوان نمونه مستند جالب و جذابی از جنبه تبلیغاتی هم  مورد واکاوی قرار داد. مستندی درباره اسب که این قدرت را دارد و می تواند برای آنها که شناخت و آشنایی با این موضوع ندارند، فرصت آشنایی فراهم آورد. از این نظر کارکرد اغلب داده های فیلم دگرگون می شود، چراکه با این زاویه نگاه، دارد به مخاطب، به خصوص طبقه صاحب شهرت و سرمایه، پیرامون نحوه خرید، نگهداری و درمجموع سرگرمی ای به نام اسب های وارداتی از بریتانیا پیشنهاد می دهد و او را در مجموعه مطالب تبلیغاتی – تجاری برای آشنایی و خرید، ترغیب و تشویق می کند؛ ژورنال کاملی از مکان، قیمت و نحوه خرید تا شیوه نگهداری، زیست و خدم و حشم از مربی و قشوکن گرفته تا مکان های خرید سوغاتی، کوبیدن نعل و ابعاد جذاب حمل اسب با اتومبیل و البته حواشی، هیاهو و مرارت هایی که از دور بسیار هم جذاب و باب طبع به نظر میرسد.

منبع: ماهنامه هنرو تجربه

 

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها