تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۶/۱۶ - ۱۹:۵۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 65301

سینماسینما، محمد تقی زاده:
دهمین اثر سینمایی ابوالحسن داوودی که از قضا نزدیک ده سال است که ساخته و به تازگی فرصت نمایش یافته است , فیلمی است که بیشتر شیفتگی فیلمساز به ایده مورد نظرش را نشان می دهد تا یک فیلم سینمایی جذاب و تماشاگر پسند از یک کارگردان با تجربه سینمای ایران.
ایده فیلم که رضا میرکریمی آن را طرح کرده است درارتباط با بازگشت لاک پشت ها پس از سی سال به وطن و زادبوم اولیه شان هست و این ایده آنقدر برای فیلمساز جذاب بوده که تمرکز و توجه خود را به داستانگویی و شخصیت پردازی از دست داده است و سعی کرده با بیانی نمادین و استعاری به برقراری پیوندی دراماتیک بین طبیعت و انسان بپردازد و تلاش اصلی خود را نیز برای انجام این مهم انجام داده است ولی آنچه مشخص است اینست که سینما و فیلم فقط بر پایه ایده جذاب و نوگرایانه و مستندات و پژوهش های دست اول و بکر شکل نمی گیرد و اساس داستانگویی و شخصیت پردازی سمپاتیک است که تماشاگر را به پیگیری و تماشای یک اثر هنری و یک فیلم سینمایی ترغیب می کند.
داستان زادبوم , قصه یک خانواده تک افتاده است که هر یک در یک سوی این جهان هستی زندگی می کنند و شرایط مختلف فردی و اجتماعی و گاها سیاسی و فرهنگی علت این جدایی و چند پارگی شده است. مادر و پدر در ایران و دورترین نقطه ممکن از هم در حال گذران زندگی هستند : پدر در تهران مشغول جاه طلبی و قدرت طلبی است و مادر در قشم در تدارک یک کار پژوهشی در رابطه با ذغدغه های زسیت محیطی اش است. امیرعلی پسر خانواده در آلمان زندگی می کند و سارا دخترشان در دبی با همسر ایرانی و ثرتمندش زندگی نه چندان مطلوبی را تجره می کنند.
به نظر میرسد حجم داستان و دغدغه هایی که فیلمساز قصد طرح و بسط آن را داشته است آنقدر زیاد است که فیلم طولانی و خسته کننده می نماید و ریتم داستان و گره گشایی و گره افکنی فیلمنامه نیز در زمان مناسب انجام نمی شود. فیلمساز علاوه بر دغدغه مهمی چون خانواده و بنیان آن قصد پرداختن به مسایلی چون مهاجرت وگذری به زندگی جوانان امروزی و برخی منازعات سیاسی فرهنگی داخل کشور را نیز دارد به همه این ها داستان مستند و جذاب لاک پشت ها به موطن اصلی شان پس از سه دهه و ارتباط تماتیک داستان آن با داستان این خانواده چهار نفر را نیز اضافه کنید مشخص است که این حجم از مفاهیم مهم و کلیدی به مانند مثل سنگ بزرگ علامت نزدن است می ماند و داوودی که زادبوم را دکترین خود در فیلمسازی عنوان کرده است مشخصا از این مهم بر نیامده و نتوانسته داستان آدم های قصه اش را به خوبی و بدون درازگویی تعریف و تکمیل کند.
آدم های داستان زادبوم عمدتا کاراکترهای غیرسمپات و باور ناپذیری هستند. پدر با بازی مسعود رایگان که در سال های اخیر آلترناتیو اول نقش آدم های مذهبی- سیاسی بالا رتبه شده است شخصیت مبهم و نپخته ای دارد. او در اوج منازعات و دعواهای سیاسی به طرزی کمیک و غیر باور از حال می رود و همسرش نیز که اساسا با او زندگی نمیکند و دغدغه مسایل سیاسی را ندارد به طرز کاملا تصادفی وی را از تلویزیون می بیند و پس از سال ها دوری و جدایی به طرز باورنکردنی این زوج به هم می رسند تا بنیان خانوادگی فیلم داوودی دوباره شکل گیرد. مادر که رویا تیموریان نقشش را ایفا میکند و یک استاد دانشگاه بازنشسته است که عاشق تحقیق و جمع آوری مستندات است همان مادر کلیشه ای فیلم های اخیر سینمای ایران است که آنقدر درگیر کار شخصی اش شده که فرزندانش را فراموش کرده و در یک جا و بطور اتفاقی و تصادفی به خود می آید و قصد باز آفرینی و احیای خانواده را می کند. امیرعلی با بازی بهرام رادان ÷سری به ظاهر جسور و سرکش است که هیچ یک از این خصوصیت ها به جز بیان مادرش در شخصیت او مشخص نمی شود و او درحالیکه آلمان زندگی میکند به بهانه یک پروژه تحقیقاتی مشترک با مادرش ( که معلوم هم نمی شود که چرا اینقدر او نیز با مادرش در بررسی این موضوع به اشتراک و تفاهم رسیده ), باز هم تصادفی با یک دختر جذاب اروپایی آشنا شده و قصد ازدواج با وی را می کند که پس از بازگشت به ایران داستان او و همسر اروپایی اش نیز در پایان مشخص نمی شود. سارا با بازی پگاه اهنگرانی که به بد بازی کردن وی در عمده فیلم های سینمایی عادت کرده ایم و به سختی می توان فیلمی خوب از آهنگرانی در این حجم بالای فعالیت پیدا کرد , نقش دختر این خانواده و خواهر امیر علی را ایفا می کند و ضعیف ترین شخصیت فیلم از نظر شخصیت پردازی و اجرای سینمایی است. تماشاگر هرگر دیلی رفتارهای سارا را متوجه نمی شود. او در سن کم با اصرار پدر راضی به ازدواج با پسر یک مرد سیاسی می شود که بیش از هرچیز قربانی تفاهم سیاسی پدرش و پدر همسرش است. در زمان بستری شدن در بیمارستان متوجه خیانت همسرش و ارتباط با دوست صمصمی اش که قصد مهاجرت به امریکا را دارد می شود و باز در کنار همسرش می ماند و د زمان حاملگی دوم و به بهانه تولد نوزاد جدیدشان از همسرش اخاذی می کند و پیشنهاد بنام زدن خانه و شرکت از همسرش را می پذیرد تا بقول خودش دیگر وابسته به هیچ مردی نشود و در انتها به تهران و آغوش مادرش می رسد تا داستان فیلم جفت شود و از طرفی شاهد ارتباط دوباره پدر و پسر در قشم و مادر و دختر در تهران باشیم!
اگرچه سانسور و در آوردن سکانس های متعدد بخاطر نمایش فیلم و رفع توقفیش , به ریتم و انسجام فیلم لطمه زده و در برخی لحظات فیلم را الکن و ناقص گذاشته است ولی فیلم زادبوم نیز به خودی خود جذابیت داستاگویی زادی ندارد و مقهور ایده کوتاه و ناب خود شده و از درازگویی های شخصیتی و داتانی نیز نتوانسته رهایی یابد تا فیلمی مهم و
پرمحتوا در این سینمای محتوا زده و سطحی نگر امروز ایران باشد.
در ارتباط با بحث استعاری و سیاسی بودن زادبوم نیز در هنگام جشنواره و پس از آن نظرات و نقدهای زیادی بیان و منتشر شد و شاید دلیل این توقیف نه ساله نیز همین فیلمنامه پراستعاره و کنایه فیلم باشد. فیلمنامه ای که سیمرغ بلورین بیست و هفنتمین دوره جشنوه فجر را برای فرید مصطفوی و ابولحسن داوودی به ارمغان آورد ولی همچنان که در بندهای بالا گفته شد فیلمنامه کم نقص و بی اشکالی نبود. سکانس های مربوط به دفتر کاندیدای ریاست جمهوری که با حمله گروهی خاص و تندرو تخریب شد ، سکانس مربوط به برخورد مسعود رایگان با اهالی جزیره که سردبودن خاک را دلیل عدم تولد نوزادان لاک پشت ها می دانست و دیالوگ های پر کنایه ای که به نظر می رسید بیشتر به بحث های اپوزیسیونی نزدیک است تا زیست محیطی، شخصیت مسئول محیط زیست و فرصت طلبی ها و حماقت های توامانش و از همه مهم تر شخصیت پدر از جمله موارد بولد و مهمی است که در فیلم زادبوم محل بحث و جدل رسانه های عمدتا اصولگرا و مخالفان اکران فیلم است. شخصیت پردازی پدر با بازی رایگان اوج نگاه فیلمساز و از طرفی اعتراضات رسانه ای را به همراه داشته است. رایگان شخصی مذهبی و از مسئولین نام است که سابقه جنگ و جبهه دارد ولی تماما به دنبال قدرت طلبی است و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند . دخترش را به جهت گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی اش به عقد پسر یک فرد متمول و ثروتمند در می آورد ، با پسرش که تا حدی متفاوت و متفاوت با او فکر می کند رابطه اش را قطع کرده و قصد داشته که اراده اش را به او تحمیل کند ، برای فوت مادرش و به جهت به خطر نیفتادن مصالح و منافع شخصی اش حتی برای مراسم او نیز به خارج کشور نرفته است و ارتباطش با پدر پیرش که در آلمان و به سختی گذران زندگی می کند ارتباطی خاموش و منقطع شده است: این ها نمونه های مصداقی از شخصیت پردازی پدر است که بسیار طعنه آمیز و تند مطرح می شود و فارغ از درست و غلط بودن این شخصیت را مهمترین و مورد جدل ترین کاراکتر فیلم زادبوم تبدیل میکند.
در نهایت باید زادبوم را فیلمی تاریخ گذشته دانست که دغدغه های خانوادگی اش بخصوص در فیلم هایی چون خانه ای روی آب از بهمن فرمان آرا محصول سال ۱۳۸۰و خیلی دور خیلی نزدیک ساخته رضامیرکریمی محصول ۱۳۸۳ و چند سال قبل تر از زادبوم مطرح و نمایش داده شده بود . بحث ارتباط تماتیک و دراماتیک پیوند طبیعت و انسان و ارتباط بازگشت لاک پشت ها و مهاجرت آدم های ترک وطن گفته نیز که فیلم بسیار روی آن مانور می دهد ایده جذاب فیلم محسوب می شود که بخوبی به داستان دراماتیزه تبدیل نشده است.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها