تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۱۱/۲۰ - ۱۵:۳۱ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 106179

سینماسینما، زهرا مشتاق:

 

ساخت فیلم های ورزشی خیلی سخت است و در سینمای ایران بسیار کم تجربه شده است . در سینمای جهان ، البته که نمونه های فراوان و موفقی داشته است ؛ اما از میان فیلم سازان ایرانی تعداد اندکی گرایش به ساخت چنین فیلم هایی داشته اند .
خوب بودن سونامی با توجه به این که اولین کار کارگردانش است مورد توجه نیست . سونامی خوب است ؛ چون واقعا خوب است .
فیلمی پر کشش و جذاب با لحظاتی نفس گیر . فیلم قصه تازه ای ندارد . رقابت دو ورزشکار برای یک سهمیه . سهمیه المپیک . اما قصه خوب تعریف می شود . در دهان قشنگ می چرخد . خوب بازی می شود . حسابی پیچ و تاب داده می خورد و شکل بازی هر دو قهرمان ، نمایش این‌ چالش را عمیق تر و برهنه تر می سازد .
قصه های فیلم به طور موازی تعریف می شود . قهرمانی که به اجبار می بازد ، دختری که عاشق ورزش قهرمانی است و نمی تواند ادامه دهد و قهرمان مغروری که فقط به المپیک فکر می کند . مثلثی که داستان هایش قدرت همراهی ایجاد می کند .
قصه فیلم سختی های زندگی ورزشکاران حرفه ای را به خوبی نشان می دهد . محدودیت ها ، مشکلات ، زمین خوردن ها ، شکست ، غرور ، پیروزی ، رنج ، خوشی ، ناکامی …
دختری که عاشق بازی بسکتبال است ، اجازه ورود به تیم ملی ندارد . چون گرچه مادرش ایرانی است ، اما پدرش یک مهاجر افغان است . و همین یک مانع بزرگ در زندگی ورزشی اش ایجاد می کند . اما این مانع او را متوقف نمی کند . و او با انگیزه بیشتری می جنگد . تصمیم او و‌ دو بازیکن دیگر برای شرکت در مسابقات آزاد جهانی ، که یک اتفاق واقعی است ؛ قدرت این چند دختر جوان را نشان می دهد . آن ها با کمک یک دوست که خبرنگار ورزشی است ، به یک حامی مالی معرفی می شوند و امکان حضور در یک مسابقه بسکتبال پیدا می کنند . حضوری که موجب یک تصمیم بزرگ در فدراسیون جهانی بسکتبال می شود : زنان مسلمان می توانند با حجاب بازی کنند .
یکی از صحنه های تامل بر انگیز ، حضور این سه دختر در چیزی شبیه یک کمیته انضباطی است . و دختری که حاضر به عذرخواهی نمی شود . چرا باید عذرخواهی کند ؟ بابت چه کاری باید معذرت بخواهد ؟ بابت افتخاری که بدون کمک رسمی دولت و با تلاش خودش آفریده ؟! آیا خروج او زندگی ورزشی اش را نابود خواهد کرد ؟
فیلم با تصویر زندگی مرتضا به این سوال پاسخ می دهد . مرتضا در جایی نامعلوم می جنگد و تا حد مرگ کتک می خورد . او زندگی اش را با شرط بندی می گذراند . و بهای شرط بندی جان اوست ، اعتبار و آبروی برباد رفته اش و تحقیر سختی که زندگی اش را فنا کرده است . او روزی می توانست قهرمان جهان شود . یک مرد طلایی . اما به او دستور داده شد که ببازد . چون اگر می برد باید با یک ورزشکار اسرائیلی مسابقه می داد و ورزشکاران ما این اجازه را ندارند . در سکانس های حذف شده یا ممیزی شده سونامی ، نظر ورزشکاران موافق و مخالف در قالب قصه بیان شده است . و نشان می دهد ، سینماگران نیز درست مثل ورزشکاران ناگزیر از پذیرش سانسور یا حتا خودسانسوری هستند . ممیزی هایی که می تواند آدم ها را از درون متلاشی کند .
اما به نظر می رسد سونامی می تواند و باید فرصت مناسبی برای چنین گفت و گویی باشد . زمانی برای شنیدن و دیده شدن نظرات مخالف و موافق . چرا که پیشینه چنین تصمیمی کاملا فردی بوده و رفته رفته چنان فراگیر شده که تبدیل به یک خط قرمز شده . سونامی یادآور همین خطوط قرمزی است که باید درباره اش حرف زد و آن را از میان برداشت . افزودن سکانس های حذف شده به فیلم ، می تواند نویدی برای حل مشکلی باشد که مساله اش را خودمان خلق کرده ایم . قهقهرا کشیده شدن زندگی شخصی و ورزشی مرتضا نتیجه همین دستورات بی دلیل است .
مرتضا هفت سال درخشان را از دست داده است ؛ اما با کمک دختر ورزشی نویسی که هنوز عاشق اوست ، از یادها نرفته . دختری که برای موفقیت و بلند شدن دوباره اش دست به هر کاری می زند . حتا اگر کارهایش موجب تنش و مشکلات جدی در زندگی یک ورزشکار دیگر باشد .
سونامی تصویری است دور تند ، از زندگی ورزشکاران حرفه ای . و فشارهای بسیار سختی که ناگزیر از تحمل آن هستند .
و مربی هایی که آنان نیز ناچار از همراهی کسانی هستند که بدون آگاهی و تخصص لازم ، نه تنها در تیم حضور دارند ، بلکه افاضات خود را لازم و اجرایی می دانند . مربیانی که درست به اندازه ورزشکاران تحت فشارهای شدید هستند و گاه ناچار از تبعیت . مربیانی که اطاعت می کنند و می مانند ؛ مقاومت می کنند و یا کسانی که رها می کنند و می روند .
سونامی به شکلی غیر مستقیم و در یک شبیه سازی کلی ، مشکلات ورزشکاران و مربیان کاربلد و حرفه ای را به کسانی نسبت می دهد که در راس فدراسیون ها مقام و پول های کلان می گیرند ؛ ولی هنوز به فدراسیون می گویند « فداسیون » .
سونامی یک « نود » سینمایی است .

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها