تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۱۱/۱۲ - ۱۳:۲۱ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 105088

سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا:

نوستالژی ها همیشه هم جذاب نیستند

آشفتگی ساخته فریدون جیرانی بازگشت او به نوستالژی های دوران جوانی و نوجوانی اوست.می خواهد ادای دینی کند به دوره ای از سینما که این نوع فیلمسازی رواج داشت.او قبلا با فیلم “خفگی”هم به دیگر نوستالژی خود پرداخته بود.
مشکل فیلم از جایی شروع می شود که نوستالژی ها مو به مو بی هیچ خلافیتی به تصویر کشیده می شونددر واقع جیرانی صورت فیلم را رعایت می کند اما از محتوا غافل می شود.مهمترین رکن محتوا فیلمنامه است.آشفتگی فاقد جذابیت های فیلمنامه ای است. مخاطب نمی تواند با هیچ کاراکتری همراهی کند.نه باباربد و نه بردیا و نه هیچ کس دیگر در نتیجه کششی و میلی به فهم سرنوشت شخصیت های فیلم ندارد. مخاطب درک نمی کند چرا باربد به یکباره اینچنین دچار استحاله شده و جای بردار را می گیرد چگونه او که عاشق ترانه بود ترانه را فراموش می کندو عاشق منشی شرکت می شود.
اگر در خفگی بازی نوید محمدزاده و الناز شاکردوست نقطه قوت فیلم بود در آشفتگی بازی بهرام رادان و مهناز افشار چشم اسفندیار فیلم است

روزهای نارنجی وخرده روایت های رها شده
روزهای نارنجی ساخته آرش لاهوتی فیلمی است که درباره همه چیز می خواهد حرف بزند از مشکلات زن مستقل تا ازدواج در سنین پایین و اعتیاد در میان زنان و سو ظن و عشق های نافرجام و…همین امر باعث شده که عملا نتواند در هیچ موردی حرفش را کامل بزند.فیلم پر است از خرده روایت های ناتمام که گویی قرار است در پایان فیلم به سرانجامی ختم شوند و البته نمی شوند.قرار بود تمام این خرده داستانک ها در خدمت خط اصلی داستان فیلم باشند قرار بودبا کاراکتر اصلی فیلم این خرده روایت ها جان بگیرند غافل از اینکه فیلم داستان مرکزی ندارد.و به جای آن شخصیت محوری است که قراربود این کارکرد را داشته باشد. که عملا امکان پذیر نبود.
مساله اصلی فیلم این است که مساله ندارد

جان دار نسبت خونی نشد
جان دار برای فیلم نخست دو کارگردان جوان فیلم اثری قابل قبول محسوب می شود.شاید این تحلیل کمی سخت گیرانه باشد خاصه اینکه در این دو روزی که از جشنواره در چارسو می گذرد جان دار فیلم بهتری بود.اما برای کسانی که فیلم نیمه بلند “نسبت خونی”را از این دو دیده اند توقع دیدن فیلم بهتر خیلی هم بی جا نیست.
فیلم با شروعی سرخوشانه و جذاب مخاطب را به فصل درگیری و مرگ رهنمون می سازد.سکانس های شادی و درگیری بسیار هوشمندانه و جذاب هستند سکانس های دادگاه هم ادامه منطقی همین سکانس هاست.فیلمسازان جوان در ادامه فیلم تلاش می کنند با قراردادن گره هایی به موضوع بغرنجی که خانواده جمال درگیر آن هستند بحران را شعله ور تر کنند اگرخانواده ابتدا صرفا درگیر قتل بود حال بحث ازدواج اسما و سعید و خواستگار قدیمی و کینه توز او یاسر که برادر مقتول است و…. و اختلافات خانوادگی را تشدید می کند.
فیلمسازان در ایجاد گره ها و بحران در طول قصه فیلم موفق عمل می کننداما مشکل در پرداخت شخصیت های فیلم است چگونه مادری که به گواه همه خانواده زنی ایثار گر و مهربان است حاضر می شود دختر عقد کرده اش که دست بر قضا حامله است از همسرش جداشود و به عقد یاسر در آید که او رضایت دهد که جمال قصاص نشود. چگونه یک مادر حاضر می شود دخترش فرزندی که در رحم دارد را سقط کند تا یاسر به خواسته اش برسد.و…
درباره این فیلم مفصل تر خواهم نوشت

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها