تاریخ انتشار:۱۴۰۰/۰۶/۲۷ - ۱۱:۵۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 161504

 سعید هنرمند در اعتماد نوشت :

در طول هر سال به طور میانگین بالغ بر صد و پنجاه فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی در کشور تولید می شود. سریال و فیلم های تولید شده در ظاهر یک فرآیند را در چرخه تولید طی می کنند و به مرحله ارایه می رسند اما در زمان فیلمبرداری دارای فرمول های متفاوتی هستند که این تفاوت در اجرا، جایگاه آثار سینمایی را نسبت به سریال های تلویزیونی در رتبه بالاتری قرار می دهد. (آثاری مانند هزاردستان، مختارنامه، در چشم باد و چند سریال معدود و فاخر دیگر از مستثنیات تلویزیون هستند و منطقا استثنائات متر و معیار مناسبی برای این دست مطالعات نیستند).  هر محصول دارای دو بخش بنیادین است که کم توجهی و دست کم گرفتن آنها لطمات فراوانی به کالای خلق شده وارد می کند، «محتوا» و «ساختار»، دو عامل اصلی در تعیین سرنوشت یک اثر نمایشی- تصویری هستند که هر کدام دارای زیرشاخه هایی حیاتی هستند.  محتوا: الف) خاستگاه ایده؛ در سینما معمولا ایده اولیه دغدغه کارگردان یا تهیه کننده فیلم است و ایده هایی که تبدیل به فیلمنامه و پس از آن با کمک سایر عناصر تبدیل به محتوای یک فیلم می شوند از جنبه های متعدد مورد بازنگری های بسیاری قرار می گیرند که بازگشت سرمایه از مسیر گیشه، درخشش فیلم در فستیوال ها، به تعادل رساندن و تامین هزینه ها و عبور دادن فیلم از گردنه سانسور و اکران، افق هایی هستند که در سینما تلاش می شود به آن نزدیک شوند. اما در تلویزیون معمولا ایده ها از طرف مدیران به تهیه کننده و کارگردان پیشنهاد می شود و تهیه کننده با استخدام یک نویسنده آشنا به مناسبات تلویزیون شروع به نوشتن متن می کند و در واقع تلویزیون در جایگاه کارفرما و تهیه کننده هم با عنوان پیمانکار وارد معامله می شوند و پس از چانه زنی بر سر رقم برآورد، قرارداد پروژه منعقد می شود که این سبک از سفارش و پدیدآوری به راه و رسم های بازاری مآب بی شباهت نیست و مسیر تولید اکثر آثار تلویزیونی است و این راه برآیندی است تهی از نگرش های دغدغه مندانه و در غالب اوقات نیز شعاری و نامطبوع.  ب) ظرفیت و پتانسیل دراماتیک و نمایشی بودن فیلمنامه؛ در سینما عامل اکران مهم ترین اهرم هدایت اثر به سمت افزودن بر بار نمایشی و حتی مخاطب پسند است، نوبت اکران در سینماها برای هر فیلم به مدت چند هفته تعیین می شود، بنابراین فیلمسازان تا جایی که چارچوب اصلی قصه آسیب نبیند کفه نمایشی فیلم را سنگین می کنند. تلویزیون اما مشتری ثابت خود را دارد، در آنجا کیفیت بی تاثیر نیست، اما تعیین کننده هم نیست. در تلویزیون سفارش دهنده و سازنده و پخش کننده یک معلول یک تفکر است، بنابراین باکی از بابت عدم نمایش وجود ندارد که همین ادله ها می تواند موثر در ایجاد بی انگیزه گی برای گروه تولیدکننده سریال باشد.  ساختار: الف) بودجه؛ در جریان ساخت فیلم های سینمایی بهره گیری از ابزارهای مرتبط و نوین مانند: هلی شات، کرین، جلوه های ویژه میدانی، لنزهای سوپر تله، دوربین و تجهیزات به روز فیلمبرداری و جلوه های ویژه کامپیوتری می تواند نقش پر رنگی در ایجاد جذابیت های بصری برای مخاطب داشته باشد. اما به کارگیری هر یک از این ویژگی ها موجب تحمیل هزینه هایی گاه بسیار زیاد به پروژه می شود، در محاسبات بودجه ای برای سینما معمولا این هزینه ها اعمال می شود و دست کارگردان برای دکوپاژهای ایده آل باز است ولی استفاده از این ادوات در کند کردن ریتم فیلمبرداری اثرگذاری قطعی و مسلمی دارد، آنچنان که ممکن است گاهی روزها صرف اخذ یک پلان چند ثانیه ای شود و در خوشبینانه ترین و راحت ترین شرایط فیلمبرداری نهایتا می توان روزی دو دقیقه مفید فیلمبرداری کرد. در تلویزیون اما وضعیت بسیار متفاوت است، اولین توقع از تیم کارگردانی ضبط حداقل روزی هفت دقیقه پلان مفید است که در واقع بتوانند هفته ای یک قسمت تولید کنند، در طول یک سریال ملودرام اجتماعی با تاریخ روز، ممکن است برای سی قسمت تنها سه بار از کرین و هلی شات استفاده شود و تهیه کنندگان نیز اغلب تمایل چندانی به استفاده از جلوه های ویژه کامپیوتری به دلیل هزینه های بالای آن ندارند، جلوه های ویژه میدانی نیز اغلب با توجیه «خطرناک است» حذف می شود و هلی شات با توجیه «عدم صدور مجوز» و لنز و کرین هم با توجیه «سر پروژه دیگری بودند»، از لیست درخواست ها کنار گذاشته می شوند و آنچه از دریچه تلویزیون تحویل ملت می شود در پاره ای از اوقات شبیه شیری است بی یال و دم و شکم. در سینما بر اساس فیلمنامه بودجه تعیین و در تلویزیون بر اساس بودجه سریال ساخته می شود.  ب) عوامل سازنده؛ پس از پایان نگارش فیلمنامه یک فیلم سینمایی، مرحله ای به نام پیش تولید آغاز می شود که در آن فیلمبردار و صدابردار و طراحان صحنه و لباس و گریم انتخاب می شوند و همیشه در مرحله انتخاب عوامل پشت دوربین این اصل اساسی رعایت می شود که بهترین ها را در خدمت بگیرند و بسیار پیش می آید که برای همکاری با یک فیلمبردار یا طراح، حاضر می شوند آغاز پروژه را عقب بیندازند.

در مورد بازیگران هم به همین ترتیب است، مثلا بابت یک نقش ممکن است برای بیست نفر فیلمنامه ارسال کنند، بعضی خودشان نمی پذیرند و برخی دیگر در مرحله تست گریم و لباس و تمرین از پروژه کنار گذاشته می شوند. ماجرای استخدام عوامل پشت دوربین اما در تلویزیون به این شکل است که در بیشتر اوقات با فردی قرارداد می نویسند که دستمزد کمتری طلب کند و مثلا به عنوان یک فیلمبردار از تجهیزات کمتر و ارزان تری بهره بگیرد یا در سمت طراح صحنه، کمتر سراغ ساخت دکور و خرید و اجاره لوازم گران قیمت (هر چند که در راستای نیاز فیلمنامه باشد) برود. درباره به کارگیری بازیگران در تلویزیون هم سه مساله بسیار اساسی تعیین کننده است، اولی مقوله بودجه است که توان انتخاب بازیگران مطرح و قدرتمند را از سریال ها می گیرد و ناچارند سراغ بازیگران کم طرفدارتر و معمولی تر بروند، دومین مساله محدودیت ها و ممنوع الکار کردن های خود تلویزیون است که مثلا فلان بازیگر به دلیل آن اظهارنظر ممنوع الکار است و دلیل سوم هم عدم تمایل بخشی از بازیگران توانا و مطرح برای همکاری در تلویزیون است، حتی اگر شرایط را هم از نظر مالی و هم از نظر میدانی برای حضورشان مهیا کنند باز هم انگیزه و تمایلی برای کار در تلویزیون ندارند. بلایی که به دلیل افت کیفیت سریال سازی بر سر تلویزیون آمده، یک دلیل روشن دارد و آن عدم توجه به واقعیات در جامعه و خواست مخاطب و اختصاص ردیف بودجه ای متناسب با استانداردهای سریال سازی است. سریال همیشه مشتری دارد، چنانکه می بینیم بسیاری از مخاطبان سابق تلویزیون امروز به صف بینندگان سریال های شبکه نمایش خانگی پیوسته اند، و حاضرند بابت دیدن هر قسمت از یک سریال مبلغی را به شکل مستقیم به تولیدکنندگان اثر پرداخت کنند اما سراغ سریال های رایگان تلویزیونی نروند.

برچسب‌ها:

لینک کوتاه

آخرین ها