تاریخ انتشار:۱۳۹۹/۰۷/۰۳ - ۱۷:۴۰ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 142955

سینماسینما: همراهان و مخاطبان سایت سینماسینما می‌توانند از طریق دایرکت اینستاگرام ما به آدرس cinemacinema.ir@ مطالب و دیدگاه‌های خود را درباره سینما و تئاتر با ما به اشتراک بگذراند تا در صورت تایید و صلاحدید به اسم خودشان در سایت منتشر شود.

در همین راستا جاویدرضا حسینی یکی از مخاطبان سایت سینماسینما نوشته‌ای را درباره فیلم‌ «هفت‌ونیم» برای ما ارسال کرده است که در زیر می‌خوانید: 

جسارت برادران محمودی در انتخاب سوژه تحسین‌برانگیز است اما «هفت و نیم» فیلم خوبی نیست.
برادران محمودی خواسته اند که تابو شکنی کنند اما خود فیلم گرفتار تابوهاست.
هفت اپیزود ، هفت قصه بی ربط است. ساختن فیلم اپیزودیک به روش برادران محمودی کار ساده و راحتی است.
کارگردان در مدت ده دقیقه سعی می کند که داستان یکی از دختران را بازگو کند که در این امر موفق نمی شود.
تصویر که نمایان می شود، بحث و مجادله ای بین کاراکترهای فیلم شروع می شود و بیننده باید از بین صحبت های کاراکترها داستان را بفهمد و از شیوه دیالوگ محور فراتر می رود و کاراکترها بیش از حد معمول و مجاز، دیالوگ رد و بدل می کند تا مخاطب متوجه شود.
شخصیت پردازی و سیر داستانی، درست صورت نگرفته و ما تیپ ها و قصه های پیش پا افتاده ای را می بینیم و می شنویم.

تنها اپیزود که می توان گفت از بقیه بالاتر است، اپیزود ناهید است.

از همان اول که از تاکسی پیاده می شود، از خیابان عبور می کند، موتوری تیکه می اندازد، از کوچه ای پهن به بن بستی باریک می رود تا به در خوش رنگ انتهای بن بست برسد، تصویری در ذهن مخاطب شکل می گیرد که در ادامه به منتقل شدن مفهوم داستان کمک می کند.

بازی آناهیتا افشار نسبت به بقیه بازیگران بهتر است و این بخاطر کامل بودن داستان و شخصیت ناهید است.

هفت و نیم نگاه آسیب شناسی دارد اما نمی تواند روانکاوی کند و در حد تیتر و گزارش خبری پرداخته می شود که این امر وظیفه خبرنگار و خبر است؛ نه وظیفه فیلمساز و فیلم.

تم اصلی که مربوط به معضلات و دغدغه‌های جامعه ایران و افغانستان است.

در کنار هم قرار دادن دختران ایران و افغانستان و تفکیک نکردن آن ها از همدیگر ، دغدغه دو ملت را منتقل می کند.

اما موضوع کودک همسری و ترنس، نچسب به موضوع اصلی بود.

نگاه فمنیستی برادران محمودی هویدا است. دخترانی که مورد ظلم و ستم مردان و زنان سنتی قرار دارد و هیچ نور امیدی برای این زنان نمی تابد و آن ها ژولیده شده و در حال خشکیده شدن است و بر معصومیت زنان در نقش قربانی تاکید می کند.

در هفت و نیم به مردان جفا شده است و جانب‌داری کارگردان از زنان با احترام نیست و نوید محمودی تکلیفش با خودش مشخص نیست.

در فیلم هیچ راهکار و چراغ سبزی وجود ندارد فقط روایت خطی از بدبختی های زنان و دخترانی است که مورد تجاوز قرار گرفته یا با همسر عقدی خود رابطه داشته است و حالا رابطه، معضلی برای خوشبختی شان است.

چالش جدید محمودی ها ( پلان_سکانس ) یک مقوله است و اما چرا از این روش استفاده کردند ، مقوله دیگری است.

پلان_سکانس و دوربین روی دست برای کار سخت است ، محمودی ها می توانستند با همان شیوه معمول فیلمبرداری، این سکانس ها را ضبط بکند و خودشان، بازیگران، فیلمبردار و مخاطبین را به زحمت نیندازند چون احتمال فراموشی دیالوگ یا از ریتم افتادن ، وجود دارد و در عین حال حرکت برای جا به جایی فیلمبردار سخت است و لرزش های بی مورد برای مخاطب آزار دهنده است.

در قسمت هایی از اپیزود های «شبانه، فرشته، شکر» با وجود میزانسن‌های تکراری، جیغ و داد های بی مورد، ریتم فیلم افتاده است.

برادران محمودی بعد از  «چند متر مکعب عشق» سرشان شلوغ شد و این سر شلوغی تعداد کارهای تولید شده را افزایش داد اما کیفیت کارها را کاهش داد و بعد از هر اثر محمودی ها، کیفیت پائین تر و پائین تر می آید.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها