سینماسینما، افشین اشراقی
«استودیو صدای بربرین» دربردارندهی استحالهای صوتیست که دگرگونیِ شخصیتِ محوریاش از طریق عنصری شنیداری آشکار میشود. گیلدروی مهندسِ صداست و برای صداگذاریِ فیلمی ترسناک (جالو)، دعوت به کار شده و از انگلستان به ایتالیا آمده است. تمام فیلم در استودیوی صدا میگذرد؛ استودیویی بزرگ و مجهز. در روزگاری که هنوز چرخهی فیلمهای جالو در گردش بود و زمانی که دوبله در سینمای ایتالیا رونقِ فراوان داشت.
فیلم با ورودِ گیلدروی به راهروی ساختمانِ استودیو شروع میشود که همراه است با جیغ و نالهی زنانی که خارج قاباند و صدایشان را از پشت درها و از دور میشنویم. صداها متعلق به زنانِ صداپیشه است که بعدتر و بارها جیغهایشان را میشنویم، هم در نماهای بسته و بستهتر و هم خارج از قاب.
استودیو تحت فرمان و استیلای مردان است. آنها گردانندگان استودیو هستند و دو نفرشان (تهیهکننده و کارگردان) تصمیمگیرندهی اصلی دربارهی مراحل فنی پستولید. زنان را اغلب محصور در اتاقکِ دوبله میبینیم. بخشِ کوچکی از مکانی که عاری از زنبارگی نیست و در ضمن، خشونتی پنهان علیه زنان در آن جاریست: بهواسطهی صداگذاریِ جالو و استفادهی هرچند نمایشی اما خشونتآمیز از چاقو، ساطور و دیگر ابزارها. که گاهی بهکارگیریشان برای ضبط جلوههای صوتی همزمان میشود با ضجهی زنان. گویی استودیو شکنجهگاه آنهاست.
فیلمِ در حالِ صداگذاریْ به زبانِ ایتالیاییست که تا پایان هیچ تصویری ازش نمیبینیم. اما از طریق صداها میتوانیم از حالوهوایش سر دربیاوریم. اینکه در قرون وسطی میگذرد، زمانی که کشیشها، زنان را ساحره/ گناهکار میدانستند و مستحقِ شکنجه و جزایی سخت.
گلیدروی در مقایسه با بقیهی مردان استودیو، کوچکاندام است و چهرهای آرام و شکسته و در عین حال کودکانه دارد. او زبان ایتالیایی نمیداند. مبادی آداب و ملاحظهکار است. از آن افرادی که آزارشان حتی به مورچه هم نمیرسد: چند بار میبینیم که حشرهای را با ملایمت به بیرون از پنجرهی اتاق هدایت میکند.
با پیشرویِ روایت، گیلدروی آرامآرام به آدم دیگری تبدیل میشود: نفرت و خشونتی نهچندان آشکار را در اجزای چهرهاش میتوان دید، بهویژه چند باری که برای ضبط افکت، چاقو به دست میگیرد و اجسام و سبزیجات را قطعهقطعه (مثله) میکند. قبلتر آثارِ غیرمستقیمِ خشونتورزی را بر چهرهی گیلدروی دیدهایم: در صحنهای که جیغکشیدنِ صداپیشه با تمهیدِ صوتی درآمیخته میشود با صدای دستگاهِ همزنِ برقی که در حال ترکیبکردنِ مقداری سسِ قرمز است. به نظر میرسد فیلم تلاش کرده است پیوندی درونی بین دو تصویر (نمای بستهی جیغکشیدنِ زن و دستگاهِ همزن) ایجاد و تخیلِ مخاطب را دعوت کند به همراهی. در ادامه، گیلدروی برای رسیدن به جلوهی صوتیِ مورد نظرش سسِ بیشتری اضافه و دستگاه را روشن میکند. سس از دستگاه به بیرون میپاشد و ردّی سرخ را بر صورت و لباسِ گیلدروی به جا میگذارد.
گیلدروی در نزدیکیهای پایان و در چرخشی غیرمنتظره استحالهای صوتی را از سر میگذراند و به زبان ایتالیایی مسلط میشود. هماوست که تحت فشار تهیهکننده، با تجهیزاتِ صوتی، زنی را میآزارد تا جیغاش طبیعیتر ضبط شود. حالا، او هم یکی از مردانِ زنآزارِ استودیوست.