روایت منوچهر محمدی از یک اتاق عجیب ۱۶ متری در وزارت ارشاد که برای سینماگران پرونده سازی می کرد

 

منوچهر محمدی در بخشهایی از مصاحبه خود با نرگس عاشوری در روزنامه ایران حرفهای مهمی زده است .

به گزارش سینما سینما ، محمدی گفته: سال ۷۶ که به اداره نظارت آمدم، روز اول جلسه تودیع و معارفه بود و فردای آن روز به طور طبیعی مثل هر مدیر جدیدی که به مجموعه ای اضافه شده خواستم محدوده تحت اختیار اداره نظارت را ببینم و با کارمندها سلام و عیلک و احوالپرسی داشته باشم. به یک اتاق رسیدم، گفتند آقای محمدی شما نمی توانید وارد اینجا شوید. علت را که پرسیدم، گفتند اینجا بایگانی محرمانه است. گفتم بایگانی محرمانه اداره نظارت؟! چون تا حدودی با مسائل اداری و نظارتی آشنایی داشتم گفتم طبق قوانین موجود مملکت فقط وزیر یک وزارتخانه می تواند بایگانی محرمانه داشته باشد، حتی معاون وزیر هم نمی تواند، این در باید باز شود. با فشار و اصرار من بالاخره در اتاق باز شد؛ با یک اتاق تقریبا ۱۶ الی ۱۷ متری مواجه شدم با قفسه بندی هایی پر از زونکن هایی که اسم اشخاص سینمایی رویشان نوشته شده بود اعم از کارگردان و بازیگر و… سوال کردم این اطلاعات محرمانه از جایی می آید؟ گفتند بله ما یک مکانیزمی داریم و… کنجکاو شدم و گفتم پرونده آ و ب و… را بیاورید نگاه کنم. روزی چند ساعت مجبور شدم مطالعه کنم و حدود یک هفته ای هم وقت من را گرفت. پرونده اول مربوط به خانم کارگردانی بود که هفت الی هشت فیلم ساخته بود که برخی از آن ها جوایزی هم کسب کرده بود. به طور طبیعی در همان ایام این خانم کارگردان یکسری هم مصاحبه با روزنامه های مختلف کرده بود. مثل امروز که شما با ما گفت و گو می کنید. این مصاحبه ها را از مجله ها و روزنامه ها بریده بودند و یک جاهایی را مارک کرده بودند و زیر آن نوشته بودند: نامبرده گرایشات مارکسیستی دارد. برای یک مصاحبه دیگر یک چیز دیگر ضمیمه کرده بودند و… مجبور شدم حدود ۲۰۰ پرونده را ببینم. واقعا همه اش همین چیزها بود. چیزهایی که در فضای رسانه عمومی چاپ شده و کسی شکایتی نکرده بود، نه قاضی القضات و نه مدعی العموم شکایتی نداشت. برای آقای داد ماجرای این اتاق و بایگانی هایش را که تعریف کردم حیرت زده مانده بود که یعنی چه مگر می شود؟ با هم فکر کردیم که این بساط غیرقانونی و خلاف را چطور جمع کنیم که عامل دردسر نشود. مسلما یک مرجع مشخص داشتیم؛ وزارت اطلاعات. آقای داد تماس گرفتند و توضیح دادند که چنین مساله ای داریم و نمی دانیم چه کار باید کنیم. بعد از دو سه روز، سه نفر با یک نامه از طرف وزارت اطلاعات آمدند و سه روز تمام از ۷ صبح تا ۷ شب تمام پرونده ها را مطالعه کردند. نتیجه اینکه گفتند اینجا، جای مزخرفی است و همه اینها غیرقانونی است. برای اینکه ما را از شر آن اتاق و اطلاعاتش خلاص کنند یک دستگاه کاغذ خردکن از وزارت اطلاعات فرستادند و همه آنها را معدوم کردند. همه اطلاعات جمع آوری شده مرتبط با روزنامه های رسمی کشور بود و هیچ چیز از جای امنیتی ارسال نشده بود اما با همین چیزها آدم ها را مارک دار می کردند

گفت وگو با نرگس عاشوری در روزنامه ایران

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 206716 و در روز جمعه ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ ساعت 14:03:25
2025 copyright.