سینماسینما، ندا قوسی
گروتسک نوعی طنز است که در خود سیاهیها و تلخیها را به تصویر میکشد، اما با شیوهای عجیب، غریب و نامتعارف. این طنز و مضحکه بیشتر از آنکه بخنداند و شاد کند، مخاطب را تلخکام میکند و شاید اصلا به وحشت هم بیندازد؛ بیگمان فیلم «کتاب آشپزی» یک گروتسک تمامعیار به شمار میآید.
این مضحکه تلخ از یک دنداندرد ساده شروع میشود؛ دردِ دندان عقل. دندانی که به گفته مثلا دندانپزشک شلخته و یلخی فیلم، «قبل از اینکه به جنون برسد، باید بکشی!» اما داستان در آن دندان و فک دردمند خلاصه نمیشود و با تیتراژ مضحک ولی انفجاری و تند نشانمان میدهد که قرار است داستانی ببینیم به اسم «کتاب آشپزی»، اما پر از صور خیال و دنیایی از غرایب. فیلم در جای جای خود موسیقی ضربهای و کوبندهای را به گوش میرساند که نشانِ هشدار و اتفاقی است قریبالوقوع در یک چهارشنبه سوری عجیب. اتفاقی که حضور اجسام غیرعادی و سفینههای فضایی ناآشنا خبر از وقوعش میدهند.
کیو، با بازی روان، نرم و راحت ابراهیم عزیزی، که با پیراهن هاوایی و کاپشن پاییزه و شلوار جین کهنه، در هیئتی مضحک و ملنگ(!) میبینیمش، خود در وقوف تماشاگر بر اینکه چیزهای عجیب و غریبی را باید به عنوان بدیهیات بپذیرد، نقش اساسی دارد. بدون به رخ کشیدن و ادا و اصول، بلکه خیلی جاافتاده و قابل قبول ما هم به عنوان بیننده، همه چیز را قبول میکنیم. کیو راننده آژانسی خسته و بیهدف است که همواره لبخندی بیمعنی بر لب دارد؛ رانندهای که قبلا سرآشپز ماهری بوده و اتفاقا از دستور غذاهایی که بلد است و منوهایی که میشناسد، کتاب آشپزی نوشته.
فیلم با سوار شدن کیا، با نقشآفرینی امیرحسین طاهری بر اتومبیل کیو، مسیر جدید خود را آغاز میکند. پرسههای این دو آدم در خیابانهای متنوع تهران، با ساختمانهای بلند و کوتاه، ادامه فیلم را رقم میزند؛ دو آدم که در ظاهر نامتجانساند، ولی اتفاقا خوب با هم رفیق میشوند. از جمشید کچل حشیش میگیرند و بار میگذارند! بشقاب پرنده در آسمان میبینند! سراغ بهروز نامی میروند که در لپتاپش چیزهای غیرعادی دارد! هم او که وقایع عجیب و فضایی سال ۶۵ و (۲۸ شهریور) ۵۵ را به آنها یادآور میشود! و سرآخر با آمدن دکتر نامی- که کیفش مهمتر از خودش است- به خانه بهروز و مرگ دکتر (پرش غیرمترقبهاش از ایوان خانه بهروز)، مسیر کیا و کیو از هم سوا میشود. کیا کیف را برمیدارد و خود بهتنهایی سراغ ماجرای مربوط به آن دعوتنامه مرموز میرود. دعوتنامه مربوط به مراسمی است که شباهت غیرقابل انکاری به آیین غیرمعمول فیلم «چشمان بازِ بسته» کوبریک دارد. قرعه به نام کیا میافتد و انگار او از بین میرود تا بقیه بیشتر نیرو بگیرند! اما خرده داستان دیگری روایت میشود از نوازندهای که پیشنهاد کار نانوآبدارِ نواختن برای مراسم غریبِ شبانه را از آگهی روزنامهای مییابد که دور فلافل پیچیده شده. اینچنین او میشود نوازنده چشمبسته آن آیین نامربوط در آن شب تاریک. او چشمبسته برای آدمهای پنهان پشت صورتکهای نامعمول که ما غیر از کیا، کی بودن هیچکدام را نمیدانیم و نمیشناسیم، مینوازد و احتمالا قربانی نیز میشود.
درنهایت ناشری غیرعادی در خانهای غیرمعمول، با صداهای نامربوط، که بابت چاپ کتاب آشپزی کیو، چک خوش رنگ و عددی به او میدهد، حسن ختام فیلم میشود. همه این جهان خیالانگیز در فیلمی ۹۰ دقیقهای روایت میشود. داستان انسجام چندانی ندارد، ولی تنوع و نامتعارف بودنش، اتفاقا و انصافا آن را جذاب و کنجکاویبرانگیز میکند. جذابیت کار به خاطر تنوع و تکرارهای متناسبِ موتیف ها و نمادهای تازهای است که کمتر جایی نمونهاش را دیدهایم. همچنین بازیهای بهاندازه و خوشاکت (بهجا لاقید و بهجا جدی) آن را دیدنیتر میکند. در مجموع، «کتاب آشپزی» شاید شاهکار و برجسته نباشد، اما در شلوغ و پلوغ و درهم برهمی سینمای ایران که با ریختوپاشهای کثیف برای فیلمهای بهدردنخور، دیگر نمود و نمایی چندان ندارد، گروتسکی کمنمونه است که بهحق میتواند نام هنر و تجربه را با خود به یدک بکشد.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اخراجیها/ نگاهی به فیلم «خروج»
- بیحاصل!/ نگاهی به فیلم «خروج»
- گفتوگو با مهرشاد کارخانی/ جورقانیان عاشق واقعی سینما بود
- حتی اگر برای هیچکس مهم نباشد/ نگاهی به مستند «تیتراژ در سینمای ایران»
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ با زندگی، زندگی کنید!
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ پا روی زمین واقعیت و سر در تخیل داستان
- اختصاصی/ گفتوگوی زندهیاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ سه میلیمتر، راه زندگی من را عوض کرد!
- گفتوگو با ژرژ هاشمزاده، کارگردان «در سکوت»/ معتقد به مانیفست دادن نیستم
- سونامی سرطان و سینما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالیست»
- داشتن یا نداشتن/ نگاهی به فیلم “زغال”
- جهان برزخی متوسط / نگاهی به فیلم “روسی”
- حسرت/ نگاهی به فیلم «سورنجان»
- سکوت به مثابه فریاد/ نگاهی به فیلم “در سکوت”
- تمام داشتههای پنهان ما/ نگاهی به فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالی است»
- رازِ سربهمهرِ لو رفته/ نگاهی به فیلم “در سکوت”
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار





