سینماسینما، محمد حمیدی:
عنوان فیلم (یک نام و یک شماره به صورت منفرد) در ابتدا حس کنجکاوی مخاطب را بر می انگیزد که شاید تداعی کننده فضای محصور یک زندان است، ولی ظاهرا چنین نیست و شخصیت اصلی فیلم (سهیلا) کاملا مستقل و آزاد به نظر می رسد، هر چند بعدا مشخص خواهد شد که انسان های ظاهرا آزاد نیز از مواهب آن الزاما برخوردار نیستند. فصل آغازین فیلم با زمزمه آهنگ و کلوزآپ چهره ظاهرا بستری شده سهیلا (زهرا داوودنژاد) شروع می شود که تلاش امیدوارانه او را برای جوان ماندن نشان می دهد. موضوع فیلم موضوع نخ نما شده ازدواج است، ولی این بار نه ازدواج های رمانتیک و عاشقانه کلیشه ای بلکه ازدواج های معمولی در میان آدم های معمولی میانسال با همان دیدگاه های ساده و بعضا کاسبکارانه. سهیلا هم یکی از این آدم هاست. او علیرغم پا به سن گذاشتن و مقداری اضافه وزن، بسیار حساس و مغرور و در عین حال اجتماعی و امروزی است که با وجود صفات فوق، هنوز وسواس انتخاب همسر و ایده آل طلبی خود را دارد. با وجود زندگی مجردی (که فرم رو به گسترشی از زندگی شهری در زمان حاضر است) از تمام ارتباطات خانوادگی و اجتماعی خود نیز جهت نیل به هدف کمک می گیرد و حتی از خرافات و فال ورق هم رویگردان نیست. محمود غفاری کارگردان اثر به شکل نو و جسورانه ای به موضوع ازدواج میانسالی و مشکلات آن و نیازهای عاطفی و حتی جنسی افراد در این سنین پرداخته است. سهیلا به عنوان یکی از این افراد که زمانی آرزوهای دور و درازی در سر داشته و همین آرزوها باعث شده که موقعیت های مناسب ازدواج را در جوانی از دست بدهد، حتی از مراجعه مجدد به کسانی که رابطه خود را با آنها به صورت ناخوشایندی به اتمام رسانده بود، رویگردان نیست و البته در این میان غرور خود را هم زیر پا می گذارد و بی مقدمه در ارتباط پیش قدم می شود. این شرایط، بیانی از احساسات دخترانی است که غروب جوانی خود را پیش چشم می بینند و از سویی با معظل یائسگی و عدم باروری هم مواجه هستند. او از یک سو مورد انتخاب مردان بسیار مسن تر از خود است که می توانند تکیه گاه مادی مناسبی برایش باشند، ولی ایده آل گرایی سهیلا مانع از انتخاب آنهاست، از سوی دیگر مورد انتخاب سودجویانه مردان بسیار جوان تر که انتظار دارند که او تکیه گاه آنها باشد. مردانی هم که زمانی می توانستند انتخاب های مناسبی برای او باشند و او اکنون به آنها مراجعه کرده است پس از گذراندن تجربه های گذشته، خود انتخاب های دیگری دارند و به شیوه هایی عاری از احترام و درک متقابل پیشنهادهای ضمنی او را پس می زنند.
البته سهیلا تنها یک نمونه است و فیلمساز برای نشان دادن وجوه افتراق و اشتراک این آدم ها، موسسه ای را به تصویر می کشد که به این آدم ها در یافتن همسر، کمک و مشاوره می دهد. صندلی سفید، ایده خلاقانه ای است که در آن با استفاده از نابازیگران مرد و زنی که به راحتی حرف ها و دردهای گوناگون و در عین حال مشابه را به مخاطب عرضه می کنند، تنهایی و دردهای مشترک این مردم را مستندوار به تصویر می کشد چرا که بازی یک «سهیلا»ی تنها، گویای همه این حرف ها نمی توانست باشد. به عنوان مثال هر چند سهیلا با مقداری اضافه وزن، اعتماد به نفس خوبی دارد، درست پیش از او زنی نشان داده می شود که با ناراحتی و اشک، چاقی خود را معظل و عامل اصلی شکست هایش معرفی می کند.
با ورود کارکتر مسعود (مهرداد صدیقیان) به قصه و آشنایی آنها با هم و شروع مکالماتی خودمانی که لبخند بر لب بیننده می نشاند و همراه کردن این دیالوگ ها با موسیقی عاشقانه، گرم و امید بخش، سازنده اثر سرابی از عشق و خاتمه خوش را به بیننده نشان می دهد و این سوال را در ذهن او جاری می کند که «آیا چنین روابطی می تواند به ازدواج و آن هم ازدواجی موفق تبدیل شود یا خیر ؟». در گیر و دار همین پرسش، فیلمساز از چهره ناخوشایند دیگری از معضلات آن دسته از آدم ها پرده بر می دارد، آنجا که مسعود به راحتی به نگاه ابزاری خود و همسالان خود به این دسته از آدم ها اعتراف می کند برقراری رابطه ای بدون هیچ گونه مسئولیت و هزینه و حتی با چشم داشت مالی از سوی دسته ای دیگر از جوان ها که می توان گفت نوعی سوء استفاده از موقعیت دشوار عاطفی و جنسی این افراد است و برخورد خونسرد و راحت سهیلا و البته جواب منفی او نشان از پختگی او در مواجهه با چنین افرادی است و البته سکانس آخر فیلم به وضوح وسوسه های درونی او برای تسلیم شدن به این خواسته ها را نیز نشان می دهد که او را به آشفتگی و استیصال بیشتر می کشاند که در نهایت او را مجبور به دویدن (فرار) از موقعیت خود می کند.
پرداختن به موضوعات ممنوعه بدون گذر کردن از هنجارهای اجتماعی و منشورهای اخلاقی سفت و سخت سینمای ایران یکی دیگر از نکات برجسته فیلم می باشد که در غالب کارگاه آموزشی مجردها به تصویر کشیده شد و حتی می توان آن را نوعی آموزش عمومی قلمداد کرد که بدون استفاده از وعظ و توصیه های تکراری مذهبی و اعتقادی و با نگاهی عرفی و علمی بیان شده است و به کارگیری همین آموزش ها در انتهای فیلم، احساسات سهیلا را زیرکانه بیان می کنند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «روز سیب» پروانه نمایش گرفت
- یک فیلم ایرانی در بخش نسلها پذیرفته شد/ «روز سیب» در جشنواره فیلم برلین
- نمایش دو فیلم از ایران در بخشهای مختلف جشنواره برلین ۲۰۲۲
- تنهایی و بالاتر از تنهایی/ نگاهی به فیلم «شماره ۱۷ سهیلا»
- گزارشی از چگونگی ادامه مسیر تولید در سینما/ موج نو در راه است یا ورشکستگی؟
- نگاهی به فیلم «شماره ۱۷، سهیلا» / فیلمی جسور درباره مسئله رابطه
- «هزارپا» از «تگزاس» جلو زد/ نگاهی به جدول فروش در هفتهای که گذشت
- زهرا داودنژاد: سرباز پدرم هستم
- سوپراستارهای زن حاضر نشدند بازی کنند
- به بهانه اکران پیش روی «شماره ۱۷ سهیلا»/ در بزنگاهِ تاریخ
- محمود غفاری در گفتوگو با سینماسینما/ انگیزهای برای ادامه شغلم ندارم
- جایزه اول جشنواره ژنو به «شماره ۱۷ سهیلا» رسید
- محمود غفاری در گفتوگو با سینماسینما/ فیلمم را اکران نمیکنند؛ به کجا شکایت کنم؟
- «داود باید ترک کنه» محمود غفاری مجوز ساخت گرفت
- انتقاد تند تهیهکننده «شماره ۱۷ سهیلا» از شرایط اکران/ اکران در دست مافیاست
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- رمز و رازهای سر به مهر/ نگاهی به فیلم «گورکن»
آخرین ها
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد





