کانون کارگردانان سینمای ایران با انتشار متنی به اظهارات مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی واکنش نشان داد.
به گزارش سینماسینما، در این متن آمده است: «در شرایطی که جامعه ایران روزهای حساسی را پشت سر میگذارد و فضای عمومی کشور هنوز سوگوار و متأثر از رویدادهای اخیر است کانون کارگردانان سینمای ایران هم مثل گذشته در کنار مردم ایران و داغدار و معترض به حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴ است. ما با آگاهی از این وضعیت، معتقدیم وظیفه صنفی و اجتماعیمان ایجاب میکند نسبت به سیاستها و اظهارات رسمی مرتبط با سینما، از برگزاری غیرقابل دفاع جشنواره فیلم فجر تا عملکرد ضعیف بنیاد سینمایی فارابی و… بی تفاوت نباشیم و در مقام روشنگری و مطالبهگری همچنان مواضع صنفی خود را اعلام کنیم.
در پی اظهارات اخیر مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی پس از برگزاری جشنواره فیلم فجر، کانون کارگردانان سینمای ایران ضروری میداند نکاتی صریح، مستند و صنفی را با جامعه سینمایی و افکار عمومی در میان بگذارد.
۱. شفافیت؛ از شعار تا عمل
در گفتوگوی منتشرشده، واژههایی چون «شفافیت»، «عدالت»، «ریلگذاری» و «سازوکار حرفهای» بارها تکرار شده است. با این حال تا امروز:
معیارهای دقیق امتیازدهی در فرآیند پیچینگ منتشر نشدهاند.
ترکیب کامل داوران، سوابق حرفهای آنان و نحوه انتخابشان اعلام عمومی نشده است.
سازوکار مدیریت تضاد منافع بهصورت رسمی تشریح نشده است.
گزارش مالی دقیق از میزان مشارکت بنیاد در پروژههای مصوب ارائه نشده است.
دلایل رد یا پذیرش آثار بهطور مستند در اختیار متقاضیان قرار نگرفته است.
شفافیت، صرف برگزاری جلسات پیچینگ یا اعلام رتبهها نیست.
شفافیت یعنی انتشار مستندات، صورتجلسات، شاخصهای ارزیابی و گزارش هزینهکرد بودجه عمومی.
۲. پیچینگ؛ ابزار حرفهای یا پوشش اداری
پیچینگ در سینمای حرفهای جهان زمانی معنا دارد که استقلال داوران، گردش آزاد اطلاعات و مدیریت دقیق تعارض منافع تضمین شده باشد.
در فضای سینمایی کشور، گزارشها و ابهاماتی مطرح شده مبنی بر اینکه برخی پروژههای منتخب، در مراحل بعدی به داوران پیچینگ یا افراد و مجموعههای وابسته به آنان سپرده شده یا با آنان در ارتباط حرفهای مستقیم قرار گرفتهاند. حتی اگر این موارد صرفاً شائبه باشد، نفس چنین ابهامی برای نهادی که با بودجه عمومی فعالیت میکند، مسئلهساز است.
کانون کارگردانان تأکید میکند:
وجود یا حتی تصور تعارض منافع، سلامت هر فرآیند داوری را زیر سؤال میبرد.
اگر چنین ارتباطهایی وجود نداشته است، بنیاد موظف است با انتشار فهرست کامل داوران، پروژههای مصوب، طرفهای قرارداد و ذینفعان نهایی، این ابهام را برطرف کند.
و اگر وجود داشته، توضیح حقوقی و مدیریتی آن باید بهصورت شفاف به جامعه سینمایی ارائه شود.
۳. ادعای موفقیت و مسئله پاسخگویی
مدیریت بنیاد از «موفقیت ۷۰ تا ۸۰ درصدی» سخن گفته و در عین حال اذعان کرده است که در انتخاب پروژهها «حتماً اشتباهاتی» وجود داشته است.
پرسش روشن ما این است:
شاخص این درصد موفقیت چیست؟
معیار ارزیابی عملکرد کدام است و مسئولیت اشتباهات دقیقاً چگونه تعریف و جبران میشود؟
در شرایطی که بودجه فرهنگ محدود و متعلق به عموم مردم است، آزمون و خطای پرهزینه بدون انتشار شاخصهای ارزیابی، قابل پذیرش نیست.
۴. مواجهه با نقد؛ شأن نهاد ملی
در بخشی از اظهارات منتشرشده، برخی منتقدان سیاستهای بنیاد فارابی با اشاره به شکستهای گذشته در کارنامهشان یا اتهام داشتن انگیزههای شخصی مورد خطاب قرار گرفتهاند. چنین ادبیاتی از سوی مدیریت یک نهاد ملی، کمکی به ارتقای گفتوگوی حرفهای نمیکند.
نقد سیاست فرهنگی، حق صنفی سینماگران است.
پاسخ به نقدها باید با داده، سند و گزارش عملکرد باشد؛ نه با ارجاع به سوابق شخصی منتقدان یا نیتخوانی آنان.
۵. نقش نهاد ملی؛ سیاستگذار یا مجری پروژه؟
نهاد ملی سینما باید سیاستگذار توسعه پایدار باشد، نه صرفاً مجری پروژههای پراکنده.
توسعه ژانر کودک، حمایت از فیلمسازان اول، یا رشد کمپانیمحور در حوزه انیمیشن، نیازمند برنامه چندساله، قابل ارزیابی و قابل نظارت است، نه اعلام موردی پروژهها.
جمعبندی
آنچه امروز بهعنوان «تحول در بنیاد سینمایی فارابی» و «مدل بینالمللی پیچینگ» معرفی میشود، اگر فاقد شفافیت عملی، تضمین سلامت فرآیند و پاسخگویی مستمر باشد، در عمل چیزی جز بازتولید سازوکارهای قدیمی با ظاهری نو نخواهد بود.
مدیریت بنیاد باید متوجه باشد، تغییر واژگان، به معنای تغییر رویکرد نیست.
تغییر فرم جلسات، به معنای اصلاح مناسبات تصمیمگیری نیست.
و افزودن رنگ و لعاب رسانهای، جایگزین اصلاح ساختاری نمیشود.
بخش قابل توجهی از جامعه سینمایی همچنان احساس میکند سیاستهای بنیاد، بهویژه در دوره فعلی، علیرغم شعارهای تحولخواهانه، در چارچوب الگوهای کهنه، تمرکزگرا و غیرپاسخگویِ گذشته حرکت میکند. استمرار این وضعیت نشان میدهد مدیریت فعلی در تحقق وعدههای اعلامشده خود ناکام بوده و نتوانسته اعتماد حرفهای لازم را بازسازی کند.
سینمای ایران به تغییر واقعی نیاز دارد، نه بازآرایی ظاهری سازوکارهای قدیمی.
و این تغییر، تنها از مسیر شفافیت بیقید و شرط، نظارت صنفی مؤثر و پاسخگویی مستمر امکانپذیر است.
کانون کارگردانان سینمای ایران ضمن تأکید بر ضرورت اصلاح فوری فرآیندهای موجود، آمادگی خود را برای گفتوگوی حرفهای و مشارکت در تدوین سازوکارهای عادلانه اعلام میکند و اعتراض به تداوم سیاستهای ناکارآمد را وظیفه صنفی خود میداند.
کانون کارگردانان سینمای ایران»