سینماسینما، محسن سلیمانی فاخر
ماشه ای را می کشی چندین نفر می میرند، دکمه ای را می زنی آدم ها محو می شوند، چون در جامعه ای که قدرت مطلقه و سیاست حاکم در نظم و عدالت باشد کمترین تلاش می تواند بیشترین نتایج را منجر شود.
فیلم «شب، داخلی، دیوار» قصه بیان انسان های بی پناه و طاعون زده است که گویی در «شب»و داخل وطن، دیوارها شاهد همه چیز هستند؛ شاهد درماندگی انسان در فوران ناگهانی رنج و اندوه و فیلمساز به درستی تلاش می کند که وضعیت استثنایی را عمومی و روتین معرفی کند.
مخاطب فیلم «وحید جلیلوند» جرات نخواهد داشت عمق وقایع را مرور کند، نه فقط از شدت درد حاکم بر همنوعانش، بلکه از حس نفسگیر زیستن در «حیات برهنه» انسانیت؛ زیستنی که قدرت تمامیت خواه بر آن حاکم شده و هر وقت بخواهد بر تو و سرنوشتت چیره خواهد شد. چنین ساختاری سخن متفاوتی را نمی شنود وهمیشه به آدمها مشکوک است.
علی «مرد نابینا شده » و لیلا «زن بیمار» محبوس؛ نماینده انسان های «هوموساکر» هستند. نیروی حاکم می خواهد قانون را اجرا کند اما قانون از آنان حمایت نمیکند، آدمهایی که قانون داعیه حمایت و برخورد عادلانه را به آنها وعده می دهد، اما در عمل اینگونه نیست. آنها زندگی نمی کنند زنده مانی دارند و قدرت انضباطی از آنها «بدن رام و مطیع » می خواهد.
مرد گویی نمی تواند خیره و مستقیم به مصیبت و فاجعه بیرون از محبسش در روز روشن زل بزند، از زن مالامال از حس فقدان می خواهد که برای او توصیف کند. زنی که تنها حق کوچک خود برای دریافت دستمزدش را طلب کرده اما الان محکوم به قتل است.
فیلم که برگرفته از وقایع جامعه است به دردی اشاره دارد که به مخاطب «شدت» را می آموزد، آلامی که بی تردید آنی ترین و نزدیکترین تجربهی مرد در مواجهه با دستگیرشدن کارگران در ماشین ضد شورش است. حال حیات چنین انسانی که در برابر نگاه های منحوس و دژدمه است، با نیستی پیوند خورده است چرا که قانون فقط بر او اعمال می شود نه حمایت و دفاع در اتمفسر فیلم «شب، داخلی، دیوار» قدرت از بالا اعمال میشود و میخواهد نظم و قانون را بهصورت بایدی شکل دهد و حتی نمی گذارد آدمها بتوانند دفاع و معانی خودشان را بسازند ،زیرا قدرت گوش شنوای جامعه نیست.حتی مامور امنیتی که داعیه گفتگو دارد به دنبال محرکی برای اعتراف و واکاوی است. ایدئولوژی حاکم در چنین گفتمانی برای کنترل انسان است.
جامعهی ترسیم شده در فیلم شبیه کمپ اجباری عمل می کند و از انسان های خود قربانی می سازد. ماموران امنیتی در اجتماع از توسل به خشونت محض ابایی ندارند و همزمان در داخل زندان یا خانه اراده به اداره کردن «سوژه ها» دارند. زن که بیماری صرع دارد و سرپرست کودک خود نیز هست برای نجات خود راهی جز کوبیدن به این سو و آن سو در مقابل خود نمی یابد. اگر قانون و قدرت از او دفاع نکرده، تنها نیرویی که می تواند از او در ظاهر دفاع کند، تجمع کارگری است که اندیشیده ممکن است باعث مراقبتش شوند. او زندگی را به دنیایی می بازد که به در آغوش کشیدن فرزندش رحم نمی کند.
از سویی درون محبس، تن و روح مرد نابینا لبریز از «بحران» و بلا است. او در آستانه خودکشی است و از سویی دیگر بیرون نیز یک بحران دهشتناک در جریان است. حملات ناگهانی، برخوردها، شورشها، تیراندازیها، کتکزدنها و آسیبهای روحی بیپایان مردم انفجار زده؛ جامعهی فیلم شبیه اردوگاهی به غایت غریب عمل می کند که فرآیند «قربانی سازی از انسان» را در مزبله تاریخ تحت اجرا دارد.
ساختار ترسیم شده در فیلم «جمعیت» نمی خواهد «وفادار» می خواهد اما مَرد می خواهد همچنان جمعیت بماند. او میان بی تفاوتی احشام وار و فاعلیت مه آلود و واضح همکارانش، انسانیت درونش منور است و چقدر نسبت به رنج دیگران و آلام نوع بشر حساس هست و به ظلم آلارم نشان می دهد. او خشونت پرهیزی است که با دلسوزی برای همزیستانش، با قدرت زاویه می گیرد. او روح بیدار جهان است که خفتگان را آگاه میکند. معیار امر اخلاقی، در جامعه مملو از خشونت است. چقدر خوب که می خواهد در کارش محتاط و مسئولیت پذیر نباشد. این شیوه تعلق شورمندانه و تا آخرین دَم، تکلیف شرافت، صداقت و انسانیت است که در یاد و خاطر زن رخنه می کند، تکلیف مهیب بر دوش ژرف ترین نگره انسانی.
اما زن مادر است، دل آشوب است، از بی اطلاعی از فرزند خویش که دربند خشم و قساوت و توحش بانیان نظم است زنده مانده؛ چون مجبور است و مصائب زنده بودن را برای یافتن خردسالش تحمل می کند، در ظاهر زنده است، زیستن در تاریکی. از فقدان فرزند و اتهام قتل، زخمی است اما نا و توان و قدرت اعتراض و حق طلبی ندارد.
مرد هم که به عنوان نماینده انسان آزادی خواه در نخستین نمای فیلم میخواهد دست از جان بشوید و هر چه به انتهای این قصه مهیب نزدیک می شویم می فهمد که باید در «زندگی» و «مرگ» زنده بماند و باید با هر دو خو بگیرد، تکلیفی که تقدیر فهم ناپذیر بر دوش او گذاشته است، چرا که به زعم «آدورنو» رنج ابدی همان قدر حق بیان شدن دارد که انسان زجر کشیده حق فریاد زدن؛ قصه پر محنت و رعب آور «شب، داخلی، دیوار» یک «فابولا» دارد: آن بیرون خطرناک است، مراقب باشید.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سیر روز در شب/ نگاهی به فیلم «شب، داخلی، دیوار»
- رستگاری در حزن/ نگاهی به فیلم «شب، داخلی، دیوار»
- تهیهکننده «شب، داخلی، دیوار» درخواستی برای پروانه نمایش نداشته است
- بیانیه برادران جلیلوند در پی انتشار نسخه قاچاق «شب، داخلی، دیوار»
- انتشار غیرقانونی «شب داخلی دیوار»
- دو جایزه جشنواره نیویورک برای «شب، داخلی، دیوار»
- حضور «شب، داخلی، دیوار» در آستانه اکران جهانی در جشنواره «کمرا ایمیج»
- «بدون تاریخ، بدون امضا» به نمایش خانگی آمد
- جایزه اصلی جشنواره ژنو به «شب، داخلی، دیوار» رسید
- اکران فیلمی با بازی نوید محمدزاده در جشنواره حقوق بشر ژنو
- با حضور امیر اثباتی، وحید جلیلوند و سعید عقیقی؛ مداخلهی هنرمند سینما در صورتبندی امروز و فردا بررسی میشود
- «شب، داخلی، دیوار» در فهرست نامزدهای جوایز آسیا پاسیفیک
- نشست «شب، داخلی، دیوار» در ونیز برگزار شد/ وحید جلیلوند: بدون دوقطبیها «گفتگو» بهتر شکل میگیرد
- سینماسینما/ یادداشت محمد حقیقت/ نمایش یکی از بهترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران در ونیز
- اولین نمایش عمومی «شب، داخلی، دیوار» امروز در ونیز
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





