سینماسینما، فریبا اشوئی:
پالتو شتری نقبی دارد به جریان روشنفکری کاذبی که در دهه اخیر در کشور وبه ویژه در فضای مجازی به اوج خود رسیده است.پی رنگ اصلی فیلم برنحوه شکل گیری جریانات شبه روشنفکری وامتداد آن تا الگوهای پوشالی روشنفکر نما اشاره دارد.
گروهی از افراد که نقطه مشترکشان نادانی، خود بزرگ بینی وتوهم است دورهم جمع می شوندو با یکدیگرگفتگوهایی می کنند که مطلوب خودشان است.اماحاصل این گفتگوها، تنهاتوهم شرکت کنندگان در این محافل است که خود را مُصلح ابدی ارزیابی می کنند.تابوشکنی، بی اخلاقی وعبور ازچارچوب های ارزشی از شاخصه های این قبیل افراد است.فیلم کوهیار را نماینده همین افراد معرفی می کند.
اوکه از کودکی با مشکلات عدیده خانوادگی درگیر بوده واز آن زمان دچار عقده حقارت گردیده است ، اکنون دربزرگسالی با تسلط بر شماری اندیشه از اندیشمندان وواژه از ایده پردازان علوم اجتماعی فرصت مُغتمی بدست آورده تا عقده گشایی کند ودر این راه از هیچ بی اخلاقی هم حذر نمی کند.اما درمقابل این کاراکتر ،کاراکتر فرید را می بینیم که با همان نسبت اهل مطالعه وصاحب دیدگاه است اما دیپلم ردی است وبا وجود عالم بودنش به علوم اجتماعی دربند میدان ومبارزه طلبی ودیده شدن وورود حتمی به دانشگاه و اخذ مدرک نیست و از این حیث نقطه مقابل کوهیار است وهمین تقابل عرصه رقابتی کاذب ومسمومی را فراهم می آورد.کاراکترهای پالتو شتری کاملا نمادین هستند وبرای همین نیز فیلم ساز در پرداخت آن ها اغراق آمیز عمل نموده است تا بار فانتزی اثرش را بالا ببرد.
کوهیار و کیانا( با ثروت پدر وتلاش یک دیپلم ردی وارد دانشگاه در مقطع دکتراشده است)نماینده انسان های خودشیفته ای هستند که حرف های بی ربط می زنند، به یکدیگر یورش می برند واظهار فضل های بلاهت بار می کنند.آن ها نماد لمپنیسم روشنفکرانه، خودنمایی وتازه به دوران رسیدگی فرهنگی اند و در قیاس با آرامش وپُختگی فرید، نقب فیلم ساز اندبه پدیده مدرک گرایی همه گیر ونمایشی که این روزها برای رسیدن به پرستیژ اجتماعی باب شده است.خرده پی رنگ های دیگری نیز چون کسادی بازار پژوهش وتحقیق(دفتر پژوهش داستان بدلیل عدم رونقش تبدیل به کافی شاپ می شود)،رونق بازار جادو وجمبل درقیاس با اندیشه وپژوهش درقرن ۲۱ وبالاخره؛ آلودگی کاراکتر مثبت فیلم (فرید) به بازی های غیر اخلاقی بدلیل غم نان(اشاره به صاحبان اندیشه که از موقعیت ضعیفی در جامعه فعلی برخوردارند) همه وهمه در کنار هم پیام اصلی فیلم را قوت بخشیده اند. مرزهای اخلاقی وکلامی به کرات در دیالوگ های این کار شکسته می شوند که این نیز ازاشارات مستقیم فیلم سازبه پوشالی و سست بودن عقایداین دسته از روشنفکران است.
آدم هایی که در میانه اتیکت های کاذب اجتماعی دانشمندانی بدون دانش، مانکن هایی کم سواد وبرازندگانی مُضحک اند.موضوع فضای مجازی هم از دیگر موضوعات مهم در متن این فیلم است.اظهار نظر در تالارهای گفتگوی(اینستا، توییتر) تحت وب تنها باتکیه بر تسلط برابزارهای فناوری وکُری خواندن ها فراهم میرشود ونه حصول صرف علمی.
فیلم باپیامی صریح ،نسبت به توسعه ارباب اندیشه بودن ها وخود بزرگ بینی ها وعدم توانایی جامعه برای رسیدن به مدرنیته هشدار می دهد.اما فقط هشدار.راهکاری درمتن برای آن وجود نداردچراکه تاهمین جای کار هم پیام ورسالت فیلم از دید بسیاری از محافل هم شکل واندازه مورد اعتراض وفحاشی قرار گرفته است.پالتو شتری می تواندیکی از نمادهای برونی یابه عبارتی دیگر برَند روشنبین های جامعه مدرن زده ما باشد.ساختار فیلم نیزدر اختیار متن آن است که متاسفانه بدلیل تعدد موضوعات دچار شلختگی موضوعی وناهمگونی ریتم شده وممکن است مخاطب عام را رانده وپیام آن رانیزبسوزاند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- آخرین آمار فروش سینماها در فاصله پنج روز تا جشنواره فجر
- حکمتِ شادان/ نگاهی به فیلم «پالتو شتری»
- انتشار جزییات هزینههای جشنوارهی ملی فجر + جدول
- چه کسی ضربه فنی شد؟/ نگاهی به فیلم «غلامرضا تختی»
- صحبتهای حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی در مراسم تجلی اراده ملی / وقتی میتوان از ظرفیت سینما برای پیشرفت کشور استفاده کرد
- «تجلی اراده ملی»، سی و هفتمین دفتر جشنواره فیلم فجر را بست
- نگاهی به دو فیلم «ماجرای نیمروز» و «قسم»
- نگاهی به فیلم «متری شش و نیم» ساخته سعید روستایی/ دل خوش سیری چند؟
- نگاهی اجمالی به سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر / سینمای بی ادعا و مدعیان بی شمار
- نگاهی به لیست کسانی که در جشنواره درخشیدند ولی داوران آنها را ندیدند/ جا ماندههای جشنوارهی سی و هفتم
- محمد متوسلانی: نگاه حاکمیتی به سینما، سیمرغهای فیلم نرگس آبیار را افزایش داد
- توضیحی درباره آرای مردمی «متری شیش و نیم»
- مرور فیلمهای جشنوارهی سی و هفتم روی دور تند / بخش سوم و پایانی
- نگاهی به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر / این نیز بگذرد
- تهیهکننده «متری شیش و نیم»: فکر نمیکنم پلیس علیه ما بیانیه بدهد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم





