بهبود سینمای ایران با ایجاد بستر ملی

سینماسینما، رضا دانش پژوه

اگر واژه سینمای ایران را با ترسیم جغرافیا در نظر بگیریم قطعا وسعت اصلی آن در تهران رقم خواهد خورد. هر چند هنرمندان زیادی از سرتاسر ایران این بافت مرکزی را تشکیل داده اند، اما با توجه به موانع جدی اقتصادی در سینمای ایران که بر هیچ یک از اهالی سینما پوشیده نیست؛ چه موانعی را باید برداشت تا مقداری از این آشفتگی کاسته شود؟ به نظر می رسد اساسا وضعیت سینماداری در شهرستان پرونده مبهمی ست که تحلیل وضعیت فروش در تهران و مقایسه آن با شهرستان عمق شکاف افتاده میان مخاطب شهرستان و سینما را به خوبی نمایش می دهد.
سینماداری و رقابت برای نمایش فیلم‌های بهتر محدود به چند شرکت در تهران شده است و اینطور استنباط می شود که تولیدات تهران به خاطر عدم رقابت دچار افت و حتی عقبگرد هستند. اگر آثار تجربی و جریان هنری سینما را در نظر نگیریم، قطعا می توان گفت آثار تجاری سینمای ایران به شدت تحت تاثیر مضمون های تکرار شونده ای هستند که تقریبا می خواهد به یک بازار متکی به پول‌ مشکوک دل ببندد و نتیجه‌ی عدم درآمدزایی از خود سینما، چیزی جز تعطیلی سینماها و لاغرتر شدن بدنه سینما نیست. عدم در نظر گرفتن سلیقه مخاطب شهرستان منجر به تولید یک فاصله مشخص میان آنها و سینما شده است. چرا که آنها کمتر خود را در این سینما می بینند. مساله دوم اینکه شهرستان ها دارای پتانسیل های تولید آثار هستند. به نظر می رسد روش جذب سینمای ایران به غیر از این روش فیلمنامه به دست و از این دفتر به آن دفتر، می تواند شکل دومی را هم پیدا کند. با حذف تمرکز مطلق سینما در تهران می توان به تمامی استان های کشور اجازه تولید فیلم های بلند داستانی و اکران در سینماهای شهرستان را داد. هر استان فیلم هایش را مرز مشخصی اکران می کند. اجازه ساخت و نمایش به فیلم های کم هزینه و ایجاد رقابت در میان فیلمسازان شهرستانها قطعا منجر به افزایش کیفیت فیلم ها و به سر پا ماندن سالن های سینما می انجامد که در خلال آن، فیلم های مرکز نیز با مخاطب بهتر و بیشتری در شهرستان روبرو خواهند بود. این تجربه سینمای هندوستان است که با تسهیل فیلمسازی و اکران در سرتاسر هند، بستر رشد سینما را فراهم آورد و اکنون به عنوان یک جریان سینمایی، از اقتصاد قابل توجهی برخوردار است. دولت می تواند مناسبات تولید و اکران را در شهرستان گسترش دهد و از منافع وجود سینماهای منطقه ای و استانی متعدد بهره‌مند باشد. با این پیش فرض که این قانون اجرایی شود، می توان گفت سالانه نزدیک بیش از ۲۰۰ فیلم داستانی بلند در شهرستان های مختلف ایران تولید می شود که هر کدام تلاش می کند مخاطب ها را به سالن های سینما بکشاند. از طرفی با رشد فیلمسازان این جریان و اتصال آنها به سینمای بدنه کشور، شاهد تولید آثار متعدد با داستان های متفاوت خواهیم بود.‌ سرمایه های مشخص به این جریان سینما ورود پیدا خواهد کرد و منجر به درآمدزایی بخش های متعدد هنر شهرستان نیز خواهد شد و از مهاجرت های پر ریسک هنرمندان به پایتخت تا حد زیادی نیز جلوگیری می کند. این تجربه در هندوستان نتایج درخشانی داشته است. به نظر می رسد برای بهتر بودن، گاهی وقتها تقلید کردن منطقی و منصفانه است.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 151752 و در روز شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۳:۰۴
2022 copyright.