تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۰۸/۱۹ - ۰۵:۵۳ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 5421

<a href=کیوان کثیریان" />کیوان کثیریان

آیا اوضاع سینمای ایران خوب نیست؟ آیا سینمای ایران رو به موت است؟ این سوالی است که این روزها به کرات شنیده می شود و طیف های خاصی هم داعیه دار احیا و نجات سینما شده اند. گروهی که برنامه سینمایی شبکه سوم را نیز دراختیار گرفته اند، از سویی به نفع بخش خصوصی و مردم و مخاطب عام بیانیه می دهند و از سوی دیگر فیلم هایی از جنس “روباه” می سازند که نه پولش از بخش خصوصی است و نه مردم تحویلش می گیرند.

در اینکه سینما حال و روز خوشی ندارد شکی نیست. اما دلایل این مشکلات به همین سادگی که برخی طرح می کنند هم نیست. طرح همه مشکلات سینمای ایران بی شک نیاز به بحث جدی و مفصل دارد و در این مختصر نخواهد گنجید. پیشرفت تکنولوژی و سهولت ساخت فیلم باعث افت کیفیت فیلم ها شده و رقیبان جدید، بخش زیادی از مخاطبان سینما را به سوی خود جلب کرده اند. محدودیت تبلیغات برای سینما در کشور ما یکی دیگر از دلایل این افت است که اجازه نمی دهد سینما به قدر کافی جلوی چشم مردم و مخاطبان اصلی اش باشد. شرایط اجتماعی و اقتصادی نیز در سالهای اخیر به گونه ای پیش رفته است که سینما و فرهنگ اصولا از اولویت مردم خارج شده و اقتصاد در راس امور قرار گرفته است.

نبود مدیریت خلاق و شجاع که توان انطباق شرایط تکنولوژیک معاصر و شرایط سیاسی و اجتماعی امروز ایران را با وضعیت موجود سینما داشته باشد و به شکل موثر از سینمای ایران مقابل تخریب ها و هجمه ها محافظت کند نیز یکی دیگر از دلایل افت سینماست. وجود مراجع متعدد ممیزی و ایجاد محدودیت برای هنرمندان، افت محسوس فیلمسازان معتبر و باسابقه سینما و نبود امنیت سرمایه گذاری در بخش خصوصی که منجر به ایجاد واسطه گری در حوزه تهیه کنندگی شده نیز از دیگر دلایل ایجاد شرایط نامناسب فعلی در سینمای ایران است.

 

مشکل دیگر آن است که عملا در بسیاری از موارد بخش خصوصی واقعا در سینما حضور ندارد و گروهی از واسطه ها، مدعی غیر دولتی بودن شده اند در حالی که با یک جستجوی ساده متصل بودن آنان به منابع مالی دولتی روشن می شود. باید دست آن چند نفری که با بودجه واقعا خصوصی فیلم خوب می سازند را بوسید و البته دلیلش را ازشان پرسید!

وجود یک مسابقه عجیب برای بهره برداری از منابع دولتی و به دنبال آن شعار دادن علیه دولت را هم نمی شود انکار کرد. بی اخلاقی، حسادت، بی صداقتی و رقابت ناجوانمردانه مثل همه زمینه ها اینجا هم بیداد می کند. دخالت نهادهای موازی و فشار بی منطق نهادهای تصمیم گیری بالادستی نسبت به سینما، کارشکنی گروه های شکست خورده در انتخابات پیشین- مشهور به دلواپسان- و مواردی از این دست را هم می توان در حال و روز فعلی سینما کاملا موثر دانست.

اصلا وقتی رییس دولت، تا این اندازه به بخش فرهنگ بی اعتناست و از قدرت و نفوذ فرهنگ هیچ استفاده ای نمی کند توقع داشتن از سایرین کمی زیاده خواهی است.

در شرایط کنونی سینمای ایران نیاز به رنسانس دارد و این یک عزم ملی می طلبد که فعلا به نظر نشدنی می آید. مساله به این سادگی ها که آقای افخمی و دوستانشان وانمود می کنند نیست. کسانی که تمام کارنامه شان پر است از فیلمهایی که با پول ملت و نهادهای مشخص ساخته شده و اغلب هم به شدت ناموفق بوده اند را به نجات سینما چه کار؟ سازنده فرزند صبح و روباه چطور می تواند سینما را نجات دهد و مردم را به سینما بکشاند؟ مگر اینکه بپذیریم دوستان محترم شوخی شان گرفته و خودشان هم می دانند شوخی بی مزه ای است.

برچسب‌ها:

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها