تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۶/۱۳ - ۱۰:۲۲ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 64741

سینماسینما، سام بهشتی – ساختار مهمترین رٌکن در ستون اصلی یک نمایش است، عمده‌ترین مشکلات در حوزه آثار نمایشی این است که این عنصر مهم اغلب نادیده گرفته می شود و کمتر کارگردانی پیدا می شود که در شیوه روایت قصه از ساختار منسجم و اصولی بهره بگیرد، در کنار متن و قصه که نویسنده آن را به نگارش در آورده، هنر کارگردان در این است که بتواند با طراحی میزانسن های اصولی بهره گرفتن از دکور که در خدمت روایت قصه اش باشد، کار خود را پیش ببرد و این قاعده در اغلب آثاری که در تماشاخانه های این شهر روی صحنه می رود رعایت نمی شود.

به گزارش سینماسینما، سمانه زندی نژاد کارگردان جوان حوزه تئاتر در اثر تازه اش به سراغ متنی از فلوریان زلر، نمایش نامه نویس فرانسوی رفته و با جدیت تمام یکی از نمایش نامه های سخت این نویسنده را انتخاب کرده است، نمایشنامه نویسی که در ایران کمتر شناخته شده و اتمسفر مردانه در آثارش حرف اول می زند و این که یک کارگردان زن بخواهد، قصه #اگر_بمیری را روایت کند، ترکیب اعجاب انگیری خواهد شد و این ماجرا را تماشایی تر خواهد کرد، هوشمندی کارگردان در انتخاب بازیگرانی است که با مختصات کاراکترهای نمایش همخوانی عجیبی دارد، این نمایشنامه زلر جهانی زنانه دارد و بار دراماتیک را هیجان انگیز تر می کند، ما قرار است خیانتِ حاصل از عشقی را ببینیم که ناخواسته پیش آمده و شخصیت مرد گرفتار عشقی ناخواسته و تمیز شده که به به شدت برآیندی از حال و روز جامعه است و حرف روز است و این که یک نویسنده مرد این حالات را بخواهد ترسیم کند و کارگردان زن بخواهد به سبک سیاق خود این قصه را روایت کند، این نمایش را دیدنی می کند، کار سختی پیش رو کارگردان برای شیوه روایت قصه اش وجود دارد و روی لبه تیغ راه خواهد رفت، برای این قصه ملتهب اگر قهرمان قصه اش را درست انتخاب نمی کرد، شخصیت اصلی آن به کاریکاتوری ناخواسته تبدیل می شد، اما با درایت و هوشمندی و انتخاب درست بازیگران اش از این کلیشه رهایی پیدا می کند و قصه اش را جوندار و قرص محکم و با چفت و بست های منطقی و اصولی بیان می کند.

#الهام_کردا ایفاگر نقش اصلی این متن سخت است و نقش زنی را ایفا می کند که مورد خیانتی عاشقانه قرار گرفته و با فراز و فرودهایی که در نقش اش وجود دارد، یکه تازی می کند و نبض شخصیت را در دستان اش می گیرد و هدایت می کند، بدون هیچ تعارفی می توان گفت که نقش او به لحاظ تکنیکی به شدت دشوار است و او در مقام بازیگر به جد از عهده نقش بیرون آمده، او این روزها به یکی از بازیگران صاحب سبک در حوزه تئاتر تبدیل شده و نقشی که به او سپرده می شود را با توجه به تجربیات و توانایی هایی اش خرد می کند و از نو می سازد و به جای این که بازی کند، نقش را زندگی می کند، کاری که اغلب بازیگران ما نمی کنند و همانند کارمندی که وظیفه دارد، روی صحنه حاضر می شوند و دیالوگ ها را می گویند و می روند، همین وجه تمایز است که بازیگری همانند او را از دیگران جدا می کند.

در کنار او، رضا بهبودی به عنوان پارنترش، بار دیگر حضوری متفاوت و درخشانی روی صحنه دارد، بازیگری که به واسطه سال ها حضور بر صحنه تئاتر، می داند که باید چه کند که اسیر کلیشه نشود، طی دوماه گذشته او در هر نقشی که به او سپرده شده در حوزه تئاتر با توجه به مقتضات کاراکترها، از تکنیک های مختلفی در بازیگری بهره گرفته است.

در نمایش #اگر_بمیری، دکور شخصیت عجیبی دارد و هم پای نقش هایی که بازیگران ایفا می کنند، دکور تاثیر بسزایی در شیوه روایت دارد و دکور هوشمندانه ای که طراحی شده است، مخاطب را میخ کوب می کند.

حضور #ستاره_پسیانی هم به عنوان بازیگر در این اثر به شدت متفاوت است، حضوری کم اما به شدت جدی، نقشی که شناسنامه دارد و پسیانی بر اساس توانایی هایش، آن را مال خود کرده است.

این نمایش اولین اثری بود که از سمانه زندی نژاد به تماشا نشستم و خوشحالم که هنوز کارگردانانی در این جغرافیا وجود دارند که هنر تئاتر را برای خودش می خواهند و در پی حواشی آن نیستند و اثری منسجم و تکنیکی و پر از لحظه های ناب را روی صحنه می برند.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها