تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۶/۲۰ - ۱۸:۱۰ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 65779

نرگس آبیار، نویسنده و فیلمساز پس از دیدن نمایش فروغ ساراپینا به نویسندگى و کارگردانى محسن حسینى یادداشتی را برای این نمایش نوشت.به گزارش سینماسینما، آبیار در این یادداشت آورده است: در کتاب «زنان، جنون، پزشکی» آمده : بیشتر زنان‌اند که در درمان، مستقیما با روانپزشکی زیستی مواجه می شوند، پیام این شکل روانپزشکی نیز بیشتربه زنان می رسد تا مردان، به این دلیل که زنان آمادگی بیشتری دارند تا درباره ی مشکلات شخصی خود با دیگران صحبت کنند. تمام تلاش زنی که در جهانی مردسالار به رسمیت شناخته نمی شود و طبیعتا به ثبت در نمی آید، صرف بیان خویشتن می شود و گویا هرچه بیشتر خودش را بیان می کند بیشتر متهم به جنون و دیوانگی می شود.

وى در ادامه افزود:  پرفورمنس «فروغ ساراپینا» نمایشی از این نوع تلاش جنون آمیز برای رسیدن به بیان خویشتنی زنانه است. بیانی زنانه که فارغ از دستور زبانی مردانه ، زبان خودش را دارد. چهار زن در کافه ای گرد آمده اند، چمدان ها نشان می دهد که راه درازی پشت سر گذاشته اند: از فروغ فرخزاد گرفته تا سارا کین و پینا بائوش و ماریانا آبراموویچ، با زبان و زمان و جغرافیاهای متفاو ت که تنها مخرج مشترک و نقطه ی تلاقی آنها تلاشی است که در جهت بیان خویشتن به خرج داده اند و تبعاتی از نوعی جنون و روانرنجوری را در زمانه ی خود متحمل شده اند.

کارگردان فیلم «نفس» همچنین اذعان داشت :  انگار محسن حسینی روح این زنان را احضار کرده تا همگی به کالبدی واحد در آیند و رنج و عشق و مشقت و اشتیاقشان را دوباره روی صحنه زندگی کنند و در پایان از پس تجربه ی دهشت بار شوک و دارو و روانپزشکی-که با طراحی و میزانسنی درست شکل و شمایلی قرون وسطایی به خود گرفته- مثل سرنوشت تمام قدیسه ها به نوعی از عروج و تجلی برسند.ارجاع مستقیم و آشکار به اجرای «کافه مولر» پینا با آن صندلی و میزهای چوبی و زنی رقصنده که انگار در خواب راه می رود رگه های طنز تلخی به خود گرفته است، خبری از آن لباس خواب و موهای پریشان و آوایِ اپرای مغمومِ اجرای پینا نیست و در این اجرا به صندلی و میزهای دست و پاگیر، ممیزی نیز افزوده شده و دست و پای بازیگران را بیشتر بسته است.

وى در پایان افزود: حرکات و بازی بازیگران زن به نوعی بیش از آنکه به رقصیدن شبیه باشد به هیستری می زند، در هیستری که به اختلالی زنانه معروف است، زن بر اثر فلج عصبی، نه به زبان کلام، که با زبان جسم و تن اش ارتباط برقرار می کند. از طرفی انگار خود هیستری آخرین تلاش برای بیان خویشتن است آن هم درست وقتی که جهان مردانه قادر نیست جهان زن را درک کند و به رسمیت بشناسد. انگار آخرین شعله ی آتش که به قول فروغ بلندترین شعله ی آن هم هست خود جنون و دیوانگی است، در صحنه ای از نمایش با میزانسن و اجرایی هولناک چهار زن روی میز ها ایستاده اند و انگار به صلیب آتش کشیده شده باشند هر یک به ژاندارک زمانه ی خود بدل شده اند. پرفورمنس «فروغ ساراپینا» را باید دید، توضیح دادنش از لطفش کم می کند.

در این نمایش روجا جعفریان، سپیده صیفوری، الهه مونسی، آزاده بهمنش و محسن حسینى ایفاى نقش داشته و همچنین طراحی و کارگردانی اثر بر عهده محسن حسینی است.

از دیگر عوامل مى توان به فاطمه ذوقی (دستیار اول کارگردان و برنامه ریز)، تام ویلمز، یوهان یوهانسن (موسیقى)، محسن حسینی (طراح صحنه)، جلال تهرانی (مشاور در طراحی صحنه و طراح نور)، محسن حسینی ( دراماتورگی و کرئوگرافی)، شیرین قیومی (طراح لباس)، مازیار تهرانى ( گرافیست)، سلمان آقارضی (ساخت دکور پالت‌ها و میزها)، خشایار حسامی (عکاس و ساخت تیزر تبلیغاتى)، نیلوفر یکرنگی (دستیار تصویربرداری)، حمید عطایی نژاد و محمد عطایی‌نژاد (ساخت افکت‌، صدا و امور تدوین برای سیکلوپد)، محمدرضا ایمانیان (مدیر روابط عمومی و تبلیغات – مکث) اشاره کرد.

فروغِ ساراپینا به نویسندگى ، طراحى و کارگردانى محسن حسینى در سالن استاد ناظر زاده تماشاخانه ایرانشهر به روى صحنه مى رود و علاقه مندان مى توانند با مراجعه به سامانه تیوال و یا یا گیشه سالن به دیدن این اثر هنری بنشینند.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها