یکی از بهترین رویدادهای زندگی یک فرد مستعد در هالیوود، برخورد نزدیک با استیون اسپیلبرگ است. جی.جی آبرامز، کریستین بیل و حتی کاتلین کندی همگی راه خود به سوی موفقیت را از برخورد با اسپیلبرگ آغاز کردهاند.
به گزارش سینماسینما، در داستان موفقیت بزرگان سینمای آمریکا، شیوه ورود به این عرصه یکی از جذابترین نکات است. هر کدام از این هنرمندان در آغاز انرژی زیادی صرف کردهاند تا توانایی خود را به رخ دستاندرکاران صنعت سینما بکشند تا جایی در این بازار جذاب پیدا کنند. البته یکی از بهترین رویدادها این است که بدون تلاشی آنچنان از سوی فرد، ناگهان کارگردانی بزرگ از راه برسد و استعداد شما را کشف کند.
این دقیقا همان اتفاقی است که برای آلدین ارینریک افتاد. بازیگر جوانی که به تازگی برای بازی در نقش محبوبترین کاراکتر «جنگ ستارگان» هان سولو برگزیده شد. اسپیلبرگ در یک مهمانی پس از تماشای ویدئویی از ارینریک نوجوان به استعداد او در بازیگری پی برد. این اتفاق سبب شد که کارگردان «فهرست شیندلر» ارینریک را به فرانسیس فوردکاپولا معرفی کند. این بازیگر سال ۲۰۰۹ در فیلم «تترو» به کارگردانی فوردکاپولا نخستین نقش مهم سینمایی خود را ایفا کرد.
این یک نمونه از چهرههای سرشناسی است که دیدار اتفاقی یا دوستی با اسپیلبرگ تحولی در زندگیشان ایجاد کرد.
کریستین بیل
این بازیگر پیش از بازی در «امپراتوری خورشید» اسپیلبرگ کودک بازیگری ناشناخته بود. بیل که از ۱۰ سالگی تصمیم داشت بازیگر شود، تا آن زمان نقشهای کوتاهی در چند پروژه ایفا کرده بود. از قضا او در یکی از آن پروژهها با ایمی ایروینگ همسر آن روزهای اسپیلبرگ همبازی بود. ایروینگ بیل را به اسپیلبرگ معرفی کرد. این شد که بیل از میان ۴۰۰۰ کودک نقش اصلی فیلم «امپراتوری خورشید» را از آن خود کرد. بیل که آن زمان ۱۳ سال داشت درباره مصاحبه خود برای گرفتن نقش گفت : «او در دفترش اتاق بازی بزرگی داشت، من هم با تمام وسائل بازی سرگرم بودم که اسپیلبرگ وارد شد. او تنها درباره فیلم با من صحبت کرد و اتاق را به من نشان داد، حتی اجازه داد به مجسمه ای.تی دست بزنم.»
کاتلین کندی
دو دلیل مهم در رسیدن به جایگاه رئیس کمپانی «لوکاسفیلم» علاقه زیاد کاتلین کندی به فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» و جلب نظر اسپیلبرگ است. کندی پیش از آمدن به هالیوود در یک ایستگاه تلویزیونی در سندیگو مشغول به کار بود، اما پس از دیدن فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که راهی هالیوود شد. او در هالیوود به عنوان منشی نویسنده فیلمنامه «اینک آخرالزمان» جان میلیوس مشغول به کار شد. یک روز که اسپیلبرگ به دفتر میلیوس آمده بود، تحت تاثیر دقت و نظم کندی قرار گرفت و تصمیم گرفت تا او را استخدام کند.
گوئینت پالترو
گوئینت دختر دوست اسپیلبرگ بود. اما ماجرای کشف استعداد این بازیگر پس از دیدن فیلم «سکوت برهها» روی داد. این بازیگر که در آن زمان ۱۸ سال داشت پس از تماشای فیلم درباره آن با اسپیلبرگ گرم صحبت بود. کارگردان «ایندیانا جونز» در این باره گفت : «در راه بازگشت از سینما وقتی درباره فیلم صحبت میکرد، در آینه ماشین چهرهای میدیدم که به خوبی احساس ترس را نمایش میدهد.» همان لحظه بود که به او گفتم تو وندی اسمیت هستی. این شد که گوئینت پالترو در اقتباس سینمایی اسپیلبرگ از داستان پیتر پن نقش وندی جوان را بازی کرد. این نقش دومین نقش سینمایی و البته آغاز موفقیت او بود.
جی.جی آبرامز و مت ریوز
در حقیقت کاتلین کندی در کشف این دو کارگردان نقش مهمی داشت. یکی از مشکلات او پیدا کردن و آرشیو کردن فیلمهای قدیمی استیون اسپیلبرگ بود. کندی پس از خواندن خبری درباره دو نوجوان فیلمساز در روزنامه لسآجلس تایمز فکری به سرش زد. او به اسپیلبرگ پیشنهاد کرد تا از این دو برای این کار استفاده کند. کارگردان برنده جایزه اسکار از این ایده استقبال کرد و از آن پس تا کنون استاد و دوست این دو کارگردان برجسته هالیوود باقی ماند.
درو بریمور
بریمور هفت ساله بود که مهمترین نقش زندگی خود را در «ای.تی» بازی کرد. از قضا پدر و مادر او هم از دوستان اسپیلبرگ بودند. این بازیگر بعدها در زندگی شخصی و حرفهای خود دچار مشکلات زیادی شد. اما پس از مدتی که به مشکلات غلبه کرد همواره از اسپیلبرگ به عنوان کسی نام میبرد که او را از انجام کارهای اشتباه منع میکرد.
منبع : خبرآنلاین به نقل از هالیوودریپورتر
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت





