سینماسینما، زهرا مشتاق
«چه بلایی سر من می آید؟» این از اولین دیالوگ هایی است که سِر آنتونی هاپکینز در فیلم پدر به زبان می آورد و اجازه می دهد چشم های نافذ آبی رنگش، پریشانی دردناکی را از یک پیرمرد انگلیسی مغرور، ذره ذره به نمایش بگذارد تا رنج به شکلی عمیق در نهانی ترین لایه ذهنی شما نیز رسوخ کند.
پدر نمایش برهنه ای از تحلیل و فرسودگی اندیشه است. زوال خرد و تهی شدن از درون. آنقدر که ذهن یک مهندس پیر حتی چگونگی پوشیدن یک لباس را به یاد نیاورد و فکر کند زمانی یک رقصنده بوده است و یادش برود که دختر نازنینش لوسی مرده است.
پدر فیلم سختی است. چون ذات ملال آورش می توانست فیلم را نیز کسالت بار سازد. اما برعکس، چنان گرهی عمیق ایجاد می شود که دقایقی پس از تیتراژ پایانی، در سکوت و اندوهی عمیق، نفس های حبس شده، جرعه جرعه بیرون می آید.
برای پلان به پلان فیلم فکر شده است. پدر نتیجه تبلور و همراهی فکر و عمل است. تمام فیلم تنها در یک لوکیشن می گذرد. و به رغم گرم بودن فضا، تنالیته رنگ های آبی و خاکستری بر سردی و تلخی قصه می افزاید. خانه ای که نظم دارد و همه چیز مرتب سر جایش قرار گرفته است. درست نقطه مقابل آنچه در ذهن آنتونی می گذرد. ذهنی رو به پریشانی گذاشته. فیلم از همان ابتدا، اولین حلقه غافلگیری را رو می کند. آن با بازی تاثیرگذار و بسیار انسانی اولیویا کلمن؛ او آمده تا از پدرش خداحافظی کند. چون با مردی آشنا شده و برای زندگی می خواهد به پاریس برود. و آنتونی می پرسد پس من چه؟ و با نگرانی می گوید آنجا حتی بلد نیستند انگلیسی صحبت کنند و آن با چشم های درشت و به اشک نشسته پدرش را نگاه می کند و سرش را به آرامی تکان می دهد و لب می گزد. این صحنه یکی از کلیدهای فیلم است. چون دو سه سکانس بعدتر آن در حالیکه خرید کرده است وارد خانه می شود و ما متوجه ذهن پریشان مرد می شویم. نشانه مهم دیگر که در تمام فیلم جانمایی شده است، استفاده از ساعت است. ساعت مچی گویا برای مرد تنها نقطه اتصال به حفظ موقعیت و گم نشدن است. و شاید برای همین است که ساعتش را مدام گم می کند و آن را روی مچ دست دیگران جست و جو می کند. زمان و مکان گم شده از دیگر کلیدهای مهمی است که مدام تکرار می شود. زمان های به هم ریخته که حتی دنبال کننده فیلم را هم دچار سردرگمی کرده، به هم می ریزد. آمد و رفت آدم ها میان زمانی که گنگ است. زمان در نوسان، پاندول وار عقب و جلو می رود و تکه ای را به تکه های دیگر وصل می کند. وصله ای ناجور از فروپاشی موقعیت انسانی در هم جواری پیری و نسیان. افول ابهت آدمی و تبدیل شدن به کودکی که مادر خود را صدا می زند، چون پیرمرد کودکی بیش نیست؛ که حتی در ذهن آن برای لحظاتی با دست های گذاشته بر دهان در آستانه خفگی و مرگ قرار می گیرد. برهنه کردن موقعیتی انسانی و به شدت اخلاق گرایانه در برابر این پرسش که حق و چگونگی حیات ما در برابر دیگری به چه شکل معنا می شود. حق زندگی آن و حق زندگی پدر. آیا آن موظف است که از حق زندگی دلخواهش بگذرد، پدر چه؟ جدا از نسبت والد و فرزندی، این دو در جایگاه مستقل انسانی با فرایندی که هر یک ناخواسته در آن قرار گرفته، چه حقوقی نسبت به هم دارند؟ آیا فردیت بر اخلاق مقدم است یا اخلاق بر دیگری می چربد؟ فیلم استیصال و سقوط آدمی است در فرایندی که خود تصمیم گیرنده نیست. در سکانس هایی، پدر بارها و بارها در راهروی دراز ورودی قرار می گیرد و تنگنای مرده وار گوری دشوار را در ذهن تداعی می کند. و دست هایش در لمس دیوارها به جست و جوی نقاشی های لوسی است و درکی از تغییر مکان ایجاد شده ندارد. اما وقتی شوهر آن از او می پرسد تا کی می خواهی مزاحم باشی، چشم های هوشیارش، از خجلتی تلخ درهم می ریزد و در صحنه ای دیگر دست هایی به صورتش کوبیده می شود. سیلی های متعدد از دست های خود. گویا سندرمی تازه رخ می نماید و دیالوگ من هوشی زیاد دارم را در نطفه خفه می کند.
فیلم موسیقی ندارد. بلکه موسیقی ساخته شده توسط لودویکو اناودی چنان در بطن پلان سکانس ها دویده است که حضورش از یاد می رود. و البته تدوین یورگوس لامپرینوس که کارکردی غبطه برانگیز به فیلم بخشیده است. کنار هم قرار دادن قصه ای با درهم ریختگی زمانی، حفظ عنصر غافل گیری، در کنار حفظ ریتم دشوار فیلم تا ۹۷ دقیقه از ویژگی های تدوین این فیلم است.
فیلمی که کارگردان فرانسوی آن، فلوریان زلر بر اساس نمایشنامه موفقی که خود آن را نوشته بوده، این بار با همکاری کریستوفر همپتون آن را به نسخه ای سینمایی تبدیل کرده است و از همان ابتدا برای بازی در نقش پدر فقط به سِر آنتونی هاپکینز فکر کرده بوده و سراغ هیچ بازیگر دیگری نرفته است. کسی چه می داند، شاید بعد از اسکار سال ۱۹۹۱ برای سکوت بره ها، عالیجناب هاپکینز در آستانه دریافت دومین اسکار خود باشد. هر چند آنتونی هاپکینز، با اسکار و بدون اسکار هم آنتونی هاپکینز است.
پدر با پایانی بی نهایت درخشان و تاثیرگذار در حالی به پایان می رسد که پرستار او را چون کودکی خردسال در آغوش گرفته و به او این نوید را می دهد که بیرون هوا آفتابی است و دوربین در حالی آرام از پنجره به بیرون حرکت می کند که در سکوتی آرامش بخش برگ های درختان در وزش نسیمی آرام جهان و هستی را به تماشا نشسته اند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برآورده شدن آرزوی آقای بازیگر؛ نخستین آلبوم موسیقیِ آنتونی هاپکینز منتشر میشود
- مراسم جوایز «جوی» برگزار شد/ هاپکینز، فریمن و دیگر ستارهها در عربستان
- در پی آتشسوزیهای گسترده در لسآنجلس؛ کدام سلبریتیهای هالیوودی خانهشان خاکستر شد؟
- هفته پایانی فیلسوف/ نگاهی به فیلم «آخرین جلسه فروید»
- جنون شکسپیری در زمانه ما/ نگاهی به فیلم «شاهلیر»
- آنتونی هاپکینز در فیلم «چشمان در درختان» بازی میکند
- اعترافات آنتونی هاپکینز در تولد ۸۵ سالگی
- رضا کیانیان: نغمه ثمینی دشمن نیست!/ انتقاد از ممنوع از کار شدن برخی از هنرمندان در نشست خبری تئاتر «پدر»
- اهداکنندگان جوایز اسکار معرفی شدند
- نمایش «دروغ» روی صحنه میرود
- رضا کیانیان با نمایش «پدر» روی صحنه میرود
- بیزمان و بیمکان
- هذیان یک ذهن مغشوش؟!/ نگاهی به فیلم «پدر»
- من به چنگیز جلیلوند رای میدهم!
- هزارتوی گُنگ روحی آنتونی؛ طوفانزده و طاقتفرسا
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- یک فیلم ایرانی نماینده انگلیس در اسکار ۲۰۲۷
- اجرای نمایش همایون غنیزاده متوقف شد
- رونمایی از اولین پوستر «بیدار» سه روز مانده تا اکران
- بهزاد عبدی روایتی از سرنوشت امیرکبیر را روی صحنه میبرد
- برگزیدگان دومین فستیوال واک معرفی شدند
- اکران مستند «کابوک» در پردیس سینمایی چارسو
- «شبهای پرتره» با عکاسی از علیرضا مشایخی آغاز میشود
- بهار قاسمی با «دُخشید» ۲ جایزه جهانی گرفت
- «به نوبت» در راه آمریکا و کلمبیا/ «آمرغ» به مسکو میرود
- تجلیل از هنرمندان لابراتوارها در خانه سینما
- حدیثِ حاضرِ غایب؛ خوانشی رِوایتشناختی از نمایش «دیوانهخانه زری بوره»
- تحلیل ششلایهای فضا در فیلم «میلیونر زاغه نشین»/ شهری که در سئوال و جواب تصویر میشود
- نگاهی به فیلم «مرگ رابین هود»/ خستهام از نفرینِ این چرخه اندوه*
- نمایندگان چین، عربستان، رواندا و نیجریه در راه اسکار ۲۰۲۷
- اکران خصوصی فیلم بیدار / گزارش تصویری
- معرفی برگزیدگان جشنواره کودکو نوجوان سیوهشتم
- «داریوش عیاری» درگذشت
- با نگاهی به فیلم «بیداد»/ نسبت سینمای اجتماعی با اخلاق
- به بهانه پایان یک سریال جنایی پلیسی/ اعتراف در چهار دیواری
- دو فیلم ایرانی در جشنواره شبهای سیاه تالین/ گلشیفته فراهانی در یک فیلم از افغانستان
- «فصل شیرین» آماده نمایش شد
- با مشارکت انجمن تئاتر کودک و نوجوان و انجمن نمایشگران عروسکی؛ جشن روز کودک در خانه تئاتر برگزار میشود
- ادغام ۱۱۱ میلیارد دلاری پارامونت و برادران وارنر
- «زیور» از ایتالیا و تایلند جایزه گرفت
- معرفی بازیگران «قطع رابطه در خانه»
- نسخه ویژه نابینایان «نفس عمیق» با صدای پریوش نظریه منتشر میشود
- بازگشت «ویکُنتِ شقه شده»/ میزبانی عمارت نوفللوشاتو از ۳ نمایش
- جرج کلونی در فرانسه رستوران باز کرد!
- مستند «زیر یک آسمان» آمادهی نمایش شد
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید





