سینماسینما، کامیار محسنین؛
بر کسی پوشیده نیست که در این ایام، هیچکس خوانش دیگری را از آنچه در مرداد ۱۳۳۲ در ایران روی داد، بر نمی تابد. حتی برخی به انگاره ای مقبول در تمام نقاط جهان مبنی بر آنکه در ۲۸ مرداد، کودتایی علیه مصدق شکل گرفته است، به دیده تردید می نگرند و مصدق را کودتاچی معرفی می کنند. وقتی چنین فضای غریبی حاکم نبود، بسیاری به بهانه ملی گرایی، به «خائن کشی» کیمیایی تاختند و تصویری را که از مصدق ارائه شده بود، به هتک حرمت از مقامی قدسی تعبیر کردند – در حالی که کارگردان، در مقام هوادار این شخصیت تاریخی، شاید از سر تیزهوشی، این روز را دیده بود و نشان داده بود ورود به عرصه سیاست برای هر بنی بشری مستلزم مقداری سیاست بازی و سیاست کاریست.
از سوی دیگر، در مواجهه با فیلم، بسیاری راه اندازی موج وحشت با انجام ترورهایی گسترده و سرقت های بانک ملی دماوند، بانک ملی مرکز و بانک بازرگانی در سال ۱۳۳۲ را به حزب توده و شخص خسرو روزبه منتسب می کنند و دیگرانی هستند که بنا به گزارش های دادگاه و بازجویی، از جوانانی یاد می کنند که ادعا می کرده اند تحت تاثیر آموزه های حزب توده، به شکلی خود انگیخته، این مجموعه از اقدامات را به انجام رسانده اند. برخی انگیزه سرقت از بانک ها را تقویت بنیه مالی حزب توده می دانند و بعضی معتقدند در حالی که با توجه به دسائس دستگاه شاهنشاهی و ممالک خارجی، دولت امکان استقراض برای رهایی از کسری بودجه و سقوط قریب الوقوع را نداشته است، جوانانی به این منظور به میدان آمده اند که به نوعی، به نفع دولت، از بانک ها وام بگیرند.
در بازخوانی عجیب ترین برهه های تاریخ ایران، اصالت بخشی به روایت غالب در بسیاری از موارد جواب نمی دهد. اتفاقاتی که در رخدادهایی چون «کودتای سیم حوت» و «کودتای بیست و هشت مرداد» افتاده است، هنوز در هاله ای از ابهام نهفته و به پاسخی درخور نیانجامیده است. در چنین شرایطی، با اتکاء به خوانشی مشخص، با متنی از کسی که شاهدی زنده بوده است، به رویارویی برخاستن و با اتهام تحریف تاریخ به راوی تاختن، تا اندازه ای از این احساس سرچشمه می گیرد که حقیقت تنها نزد یکی محفوظ است و هر روایت دیگر، بی نیاز از مطالعه و تعقل، باید در هم کوفته شود و در نهایت، مواجهه ای شخصی با تردید به خوانشی نو منتهی نشود.
فارغ از صحت و سقم تاریخی، آنچه کیمیایی در «خائن کشی» انجام داده است، روشی سینمایی است که در خارج از ایران، سابقه ای طولانی دارد. شاید در سینمای متاخر، مهم ترین نمونه بهره گیری از این روش در «حرامزاده های لعنتی» ساخته کوئنتین تارانتینو مشهود باشد: انتقال به دوره ای تاریخی، به منظور ساخت صحنه هایی برای ادای دین و بازسازی صحنه های محبوب کارگردان از فیلم های خود و دیگران در فضایی دیگر در مقام مهم ترین عاملی که به ساختار فیلم قوام می بخشد. تارانتینو برای رضایت دوستداران آثارش، به نوعی اثبات می کند با وفاداری به تاریخ سر و کاری ندارد و صحنه ترور موفق هیتلر در تماشاخانه به دست متفقین را در پایان فیلم تصویر می کند که به هیچ شکل، با حقیقت دمسازی و سازگاری ندارد. تمامی این اقدامات به یک منظور صورت می پذیرد: به منظور ادای دین، صحنه هایی از فیلم های محبوب جنگی کارگردان، در شکلی جدید بازسازی می شود و صحنه هایی مشخص از فیلم های خود او در فضایی جدید نسج می گیرد.
شاید این شیوه، به آن شکل افراطی که تارانتینو در نفی تاریخ به کار می بندد، مطلوب این نگارنده نباشد، لیک در «خائن کشی»، کارگردان، از یک سو، در عوض نفی تاریخ، به ارائه قرائتی متفاوت از تاریخ متوسل می شود و از سوی دیگر، علاقمندی خود به گونه وسترن را، که به نوعی از فیلم دومش آشکار بوده است، در فضایی متناسب، به روی پرده تصویر می کند. او در «قیصر»، بدون استفاده از ابزار تاریخ برای تغییر فضا، وسترنی کلاسیک با مرکزیت قهرمان تنها و طاغی، مصمم برای انتقامی بر سر آبرویی از دست رفته را، در شکل نبرد خیر و شر، به یکی از پایه های شکل گیری سینمای نوین ایران بدل کرده بود، در «خائن کشی»، با انتقال زمانی و جغرافیایی، با آزادی بیشتری، به برخی از مشخصه های دیداری خاص دو ژانر وسترن و گانگستری نزدیک می شود.
به مانند برخی از فیلم های شاخص در این دو گونه سینمایی، سرقت بانک را به رخداد مرکزی تبدیل می کند و جدا از بانک، مکان هایی مشخص مثل زندان، پناهگاه دزدان و شیره کش خانه (در عوض بار) را به مکان هایی تعیین کننده در جریان بازگویی داستان مبدل می سازد – هرچند که به نظر می رسد بنا به ضرورت هایی قابل پیش بینی، از قرینه سازی مکانی در برابر کلیسا می پرهیزد. حکایت رفاقت دوستانه و پیرنگ خیانت برنامه ریز سرقت را در داستان برجسته می کند. از یک سو، مونولوگ های طولانی و آهنگین محبوب کارگردان را با الهام از نثری دیگرگونه بر زبان شخصیتی مکمل جاری می کند و از سوی دیگر، در صحنه های پایانی، به «این گروه خشن» و «بوچ کسیدی و ساندنس کید» ادای دین می کند. به سبک و سیاق خود، شخصیت هایی زن را در این گردونه خشونت وارد می کند و داستان های عشق هایی نافرجام را در مقام پیرنگ هایی فرعی گسترش می دهد. از قضا، همین داستانک ها در پیشبرد داستان و تعریف انگیزه شخصیت ها موثر می افتند و صحنه هایی برای نزدیکی بیشتر به آنان را موجب می شوند.
در جریان سرقت تا رویارویی نهایی، به مفاهیمی رجوع می کند که در افزایش تنش در آن دو گونه سینمایی، اهمیت فوق العاده ای دارد. مفاهیمی چون زمان در مقام مهلتی باقیمانده تا پایان عمر که از قضا، با حضور جوان تیر خورده تشدید می شود؛ انتظار که در تجارب تاریخی به عدالت منجر نمی شود؛ طغیان بنا به عدم اصالت بخشی به قانونی که وجود عده ای را نادیده می گیرد؛ خیانت که با تاکید بر وابستگی به نیروهای خارجی طنینی امروزی پیدا می کند؛ و وفاداری که در مرگ آدمی با باوری دیگر برای دوستی و یا آرمانی متبلور می شود. این تمهیدات، وقتی با تصویری از شخصیت هایی همراه می شود که در انتظاری تلخ، با فضایی خالی احاطه شده اند و یا با چشمانی غمزده به آن سوی پنجره چشم دوخته اند، به آن نتیجه ای می رسد که تاریخ، بارها و بارها، بر صحت آن در زمان شورش های بی دلیل و با دلیل مهر تایید زده است…
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «آوردگاه»؛ عشق سالهای جنگ و بیماری…
- «ناپولی – نیویورک (ناپل به نیویورک)»؛ مسیحی سرگردان
- ورود برای بیست و هفت سال به بالا ممنوع/ نگاهی اجمالی به «پرویز خان»
- در فقدان نگاه زنانه؛ دو مجموعه، دو فیلمساز زن ایرانی
- «خائن کشی» آنلاین میشود
- تازهترین آمار از فروش فیلمهای روی پرده/ فیلم بهرام افشاری؛ پیشتاز گیشه سینما در تعطیلی آخر هفته
- بیست و سومین جشن حافظ برگزیدگانش را شناخت/ تقدیر از یک عمر فعالیت هنری مرتضی عقیلی
- اندر احوال کشتیشکستگان سینمای ایران/ عصر فراموشی
- درباره اوضاع آشفته این روزهای سینمای ایران و چند توصیه
- سفر در میدان خطر/ نگاهی به فیلم «آدمکش» ساخته دیوید فینچر
- پروانه نمایش برای سه فیلم صادر شد
- چند فیلم جشنواره فجر پشت خط اکران هستند؟
- «مرز بیپایان» از جشنواره رتردام جایزه گرفت
- اکران «خائن کشی» در جشنواره روتردام
- در سینماتک خانه هنرمندان ایران مطرح شد؛ «شکارچی گوزن» از تراژدی جنگ تا جادوی سینما/ دنبال داستان نباشید!
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





