سینماسینما، فرنوش رضائی دُرجی
سالهاست که در سینمای جهان تلفیق دو یا چند ژانر در یک اثر به امری مرسوم تبدیل شده است. از تلفیق دو ژانر وسترن و ژانر چامبارا (شمشیرزنی ژاپنی) در فیلم «آفتاب سرخ» اثر ترنس یانگ گرفته تا تلفیق دو ژانر وسترن و علمی تخیلی در فیلم «دنیای غرب» ساخته مایکل کرایتون که بعدها سریال موفقی هم از روی آن ساخته شد.
رایان کوگلر در فیلم «گناهکاران» محصول ۲۰۲۵ نیز سعی دارد که با تلفیق دو ژانر گانگستری و وحشت نه تنها اثری جذاب خلق و گیشه ها را فتح کند، بلکه به بیان مسئله تبعیض نژادی که همواره از معضلات مهم در آمریکا محسوب می شده بپردازد.
داستان فیلم در دهه ۱۹۳۰ می گذرد سالهایی که نه تنها حضور دارو دسته های گانگستری به شدت رواج داشت بلکه بحث رنگین پوستان و نگاه مبتنی بر برتری سفید پوستان بر آنها بخشی از گفتمان قالب اجتماع محسوب می شد و فرقه کوکلس کلان نیز به شدت فعال و پرطرفدار بود.
کوگلر هوشمندانه داستان خود را به آن دوره تاریخی می برد تا بتواند اندیشه های خود را در قالب اثری تولید شده در ژانر تلفیقی وحشت/ گانگستری طرح کند.
نمی شود منکر شد که اثر قابلیت تبدیل شدن به اثری تفکر برانگیز را داراست، اما به زعم من کارگردان با وجود موفقیت هایی گاه به گاهی که در فُرم بصری به آن دست یافته، به دلیل ضعف هایی که در ساختار فیلمنامه و منطق داستانی اثر وجود دارد؛ در این راستا چندان موفق نمی شود.
فیلم داستان جوانی سیاه پوست و نوازنده گیتار به نام سَم است که با دو پسر عموی گانگستر خود (اسموک و استوک) که از شیکاگو به شهر کوچکشان بازگشته اند، درگیر حوادث خون بار و وحشت انگیزی می شوند.
نقش هر دو برادر گانگستر را مایکل بی جُردن به خوبی ایفا می کند، و شخصیت پردازی هر دو برادر هم به خوبی انجام شده است؛ و پرداخت شخصیت ها کاملا در راستای ایجاد کشمکش های دراماتیک صورت گرفته است.
اما مشکل اصلی از فیلمنامه آغاز می شود و ریشه در پیرنگ اثر دارد. فیلمنامه این مسئله را طرح می کند که سَم با نواختن موسیقی بلوز عنصر شر را فراخوانده است، لیکن کوگلر در مقام نویسنده و کارگردان از یاد برده است که پیش از آنکه سَم شروع به نواختن موسیقی بلوز بکند، خون آشام ها با ورود به خانه زن و مرد جوان و آلوده ساختن آنها حضور خود را اعلام کرده اند.
نکته دیگر آنکه در هنگام مشاهده اثر این سوال برای من پیش آمد، در فیلمی که داعیه طرح مسئله تبعیض نژادی را دارد، چرا باید عنصر شر به دست یک جوان سیاه پوست و آن هم از طریق نواختن موسیقی بلوز که بیشتر مخصوص سیاه پوستان است به جهان داستان فراخوانده شود؟
اگر کوگلر در مقام نویسنده و کارگردان فیلم «گناهکاران» ادعای ساخت اثری در ژانر تلفیقی وحشت/ گانگستری و طرح مباحث مبتنی بر تبعیض نژادی از طریق نمادگرایی در اثر خود دارد، نخست باید منطق درام خود را پایه گذاری کرده و نشانه ها و نماد هارا به درستی به کار گیرد.
البته نمی توان منکر این مسئله شد که کوگلر گاه نیز در این راستا موفق عمل می کند و از آن میان می توان به این نکته اشاره کرد که این سرخپوستان هستند که برای نخستین بار در باب خطر حضور خون آشام اخطار می دهند، اما با بی توجهی زن صاحبخانه روبه رو می شوند، زنی که به همراه شوهرش از نخستین قربانیان خون آشام ها محسوب می شوند.
قطعا برکسی پوشیده نیست که سرخپوستان در جایگاه بومیان نخستین و صاحبان اصلی قاره آمریکا، نخستین افرادی بودند که قربانی تفکر مبتنی برانگاره های تبعض نژادی بوده اند؛ و در اینجا هم کارگردان هوشمندانه آنها را نخستین هشداردهندگان در باب پیدایش شر قرار داده است.
به نظر من از منظر روایت می توان قربانی شدن این زن و شوهر را به مثابه حادثه محرک فیلمنامه و آغاز اصلی داستان به حساب آورد؛ چرا که ظهور شر به معنای واقعی کلمه از همینجا آغاز می شود و اگر بخواهیم واقع نگر باشیم عدم اعتماد این زن و شوهر در جایگاه دو فرد سفید پوست به سرخپوستان است که در حقیقت به نابودی خودشان و زایش عنصر شر می انجامد اما فیلمنامه با طرح این مسئله که نواختن موسیقی بلوز توسط سَم عنصر شر را به شهر فراخوانده است مخاطب خود را نیز به اشتباه می اندازد.
نکته دیگری که توجه من را به خودش جلب کرد حفظ همان نگاه سنتی به خون آشامان در فیلم است، این در حالی است که اگر قرار بر این بود که در این فیلم خون آشامان سفید پوست نمایندگان برده داری محسوب شوند، چه بسا نیکوتر بود که کوگلر به همان نقاط ضعف خون آشامان در فیلمها و داستانهای پیشین خون آشامی بسنده نمی کرد و موجوداتی جدید با نقاط ضعفی مرتبط با مسئله تبعیض نژادی خلق می کرد.
البته نمی توان منکر شد که کوگلر در فیلم از نشانه های مبتنی بر آئین مسیحیت نیز بهره برده است، چرا که در صحنه ابتدایی فیلم هنگامی که سَم را سرتا پا خونین می بینیم که برای نخستین بار به جهان داستان ورود می کند، کارگردان به درستی ابزار صحنه را در خدمت فُرم اثر خود در می آورد تا به بیان اندیشه خود بپردازد.
سَم سرتاپا خونین در چهارچوب در کلیسا می ایستد و دوربین در حالی او را در قاب می گیرد که صلیب درست در بالای سر او نصب شده است. این شکل ازمیزانسن و قرار دادن صلیب در بالای سر وی را می توان به معنای قرار دادن سَم در جایگاه خیر محسوب کرد.
یکی از دلایلی که می توان اذعان کرد که در فیلم آرا و تفکر مبتنی بر انگاره های مسیحی بسیار تاثیرگذار هستند، این است که شر هنگامی می تواند استوک را آلوده کند که استوک با مری که دیگر تبدیل به خون آشام شده ارتباط برقرار میکند.
آنی همسر اسموک اما تن به مبدل شدن نمی دهد و از اسموک میخواهد که در صورت آلوده شدن وی او را نابود سازد تا روح وی در کنار فرزند خردسالشان آرام گیرد و همین نکته او را از دیگران متمایز می کند.
در اینجا مسائل جنسی خارج از چهارچوب خانواده که بر طبق انگاره های مسیحیت و البته سایر ادیان ابراهیمی، مردود دانسته می شوند؛ به مثابه عاملی در خدمت سقوط اخلاقی انسان ها شمرده می شود.
نکته ای که نمی توان نادیده گذاشت موفقیت کوگلر در خلق تعلیق است که گاه موفق می شود مخاطب را به شدت با اثر درگیر کند.
هنگامی که مری برای قبول پیشنهاد مالی خون آشامان نزد آنها می رود و پس از مشکوک شدن به آنها قصد فرار دارد، کوگلر با محدود کردن دامنه اطلاعات مخاطب تعلیق ایجاد می کند؛ و صحنه هنگام پرش خون آشام به سمت مری کات می خورد به صحنه رقص پرلین در کلوپ و صدای جیغ سرمستانه پرلین را هنگام رقص می شنویم.
در اینجا کوگلر با محدود کردن اطلاعات مخاطب کاری می کند که مخاطب از بلایی که بر سر مری آمده بی اطلاع بماند و تنها زمانی در می یابیم مری تبدیل به خون آشام شده است که هنگام معاشقه با استوک جای زخم را بر شانه وی می بینیم.
کارگردان با تصویر کشیدن رقص و شادی خون آشامان و نمایش تضاد موجود میان احساس آنها با احساس ترس افرادی که در کلوب جمع شده اند، حس و حال متضاد را به مخاطب خود منتقل می کند. در این صحنه که بسیار هوشمندانه اجرا شده و کارگردان از اوج صحنه پایکوبی خون آشامان به افرادی که در کلوپ در سکوت محض با چهره هایی ترسان به یکدیگر می نگرند، کات می زند و این تضاد میان اوج صدا و اوج سکوت گویی مخاطب را به درون صحنه بعد پرتاب می کند.
به زعم من اگر بخواهیم فیلم «گناهکاران» را در میان آثار تولید شده در ژانر وحشت مورد سنجش قرار دهیم، باید اذعان کرد که فیلم بیش از آنکه اثری وحشت زا باشد اثری حادثه ای محسوب می شود؛ هرچند این مسئله مشکل بزرگ آثار وحشت زای این روزهاست و کمتر می توان در میان آنها اثری یافت که در ایجاد هراس موفق عمل کرده باشد.
فیلم از منظر نورپردازی نکات قابل توجهی دارد، زیرا با هوشمندی میان صحنه های داخل کلوپ و صحنه های خارجی که در آنها خون آشام ها حضور دارند، تفاوت محسوسی دیده می شود. صحنه های داخلی با طیف نوری زرد و گرم فیلمبرداری شده اند و صحنه های خارجی با طیف نوری آبی فیلمبرداری شده اند که سرد و هراس انگیز به نظر می رسند.
صحنه آخر و نبرد میان اسموک و هاگوود و دارو دسته اش به زعم من بی ارتباط به پیرنگ اثر است و به اثر سنجاق شده است، چرا که مسئله اصلی در فیلمنامه مبارزه با خون آشامان است و آن نیز به پایان رسیده اما به یکباره پای کوکلس کلان ها به میان کشیده می شود تا شخصیت اسموک رمبو وار و با حرکت آهسته آن ها را به گلوله ببند و در پایان هم جسم نیمه جانش به سبک شخصیت ماکسیموس در فیلم «گلادیاتور» به همسر و فرزند از دست رفته اش بپیوندد.
فیلم «گناهکاران» را می توان اثری سرگرم کننده محسوب کرد که می تواند سرگرمی خوبی برای یک روز تعطیل محسوب شود و کارگردان به موفقیت بیشتری دست نمی یابد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- دست پرِ «نبردی پس از دیگری»؛ جوایز اسکار ۲۰۲۶ اهدا شد
- نامزدهای جوایز فیلم بفتا معرفی شدند
- «نیش»؛ هیولایی در میان ما
- «محبوس»؛ بازی مرگبار
- نگاهی به فیلم «ربات وحشی»/ آوای وحش
- با موفقیت فیلمهای «اف یک» و «گناهکاران»؛ درآمد سه ماهه آیمکس به بالاترین حد رسید
- «بالرین»؛ جهانی سراسر خشونت
- نگاهی به فیلم «شب آرام»/ در قلمرو سکوت
- «گناهکاران»؛ تلفیقی جسورانه از وحشت، موسیقی و تاریخ
- نگاهی به فیلم «خواهر خوانده زشت»/ میل مبهم زیبایی
- نگاهی به فیلم «کندو»/ جهانی بدون ترحم
- فیلم «قاتل»؛ تولدی دوباره
- حمله وزیر دفاع فرانسه به «پلنگ سیاه»
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم





