سینماسینما، حسین آریانی:
مصطفی کیایی در آخرین فیلمش تلاش کرده، همان فرمول همیشگی اش در فیلمسازی را دنبال کند؛ یعنی ساختن فیلمی خوش ساخت از سینمای بدنه که در عین حالی که نظر مخاطب عام را به خود جلب می کند، بتواند در نگاهِ علاقه مندان جدی سینما هم اثری آبرومند و قابل اعتنا باشد.
«چهار راه استانبول» سینمایی داستان گو، درگیرکننده، همراه با تعلیق و چند غافلگیری را، البته در سطحی پایین تر از آثار اخیرِ کیایی دنبال می کند .
زوج بهرام رادان و محسن کیایی که در «بارکد» فضای دلپذیر و سرخوشانه ای را رقم زده بود، در «چهار راه استانبول» هم تا حدودی زوجی قابل قبولند ؛ اما اینجا کیفیت حضورشان در حد «بارکد» موفق نیست.
بهرام رادان(در نقش بهمن) همان بازی اش در «بارکد» را، در سطح پایین تری تکرار می کند؛ و محسن کیایی(در نقش احد) هم نسبتا در ایفای نقشش موفق است و بازی کمیک آشنایش را این بار البته در قالب شوخی هایی که در سطحی پایین تری نوشته و اجرا شده است، دنبال می کند.
نقطه ضعف اصلی فیلم اما آنجاست که فیلمساز می خواهد به هر شکلی که شده، واقعه آتشسوزی ساختمان پلاسکو را در داستان و فضای آشنا و همیشگی فیلم هایش بگنجاند. بعد از اینکه بهمن و احد برای نجات لادن( ماهور الوند) به ساختمان پلاسکو می روند، و پس از مرارت هایی که برای رهایی او از سر می گذرانند، نهایتا سه نفری در زیرزمین حبس می شوند؛ و خانواده های شان در کنار آتش نشان ها، نگران و پریشان به دنبال راهی برای نجات آنها هستند. اینجاست که ناگهان، ساختمان فرو می ریزد و همه جا ر ا بهت و ماتم فرا می گیرد .
اما پس از چندی، تماشاگر در عین شگفتی در می یابد که این سه نفر همه را فریب داده اند و پنهانی از مهلکه گریخته اند. بدین ترتیب تکاپویی که برای نجاتِ این سه نفر و اضطرابی که سر گذرانیده شده، همگی بیهوده به نظر می رسند. بعد هم بهمن در کمال خونسردی و بدون ذره ای حس شرمندگی، در مقابل اعتراض همسرش با لحنی طلبکارانه، کارش را این گونه توجیه می کند که پلاسکو در حقیقت از مدت ها قبل با ورود اجناس چینی ورشکست و ویران شده بود و این شما هستید که خبر نداشتید! اینجاست که «چهار راه استانبول» نقض غرض می کند، و در نقطه ای مقابل خانواده ی قربانیان پلاسکو و آتش نشانها می ایستد .
جمله ای که رادان می گوید به هیچ وجه توجیه کننده رنج و عذاب کسانی نیست که برای نجات این سه نفر به آب و آتش زده اند. مردم داغدارند و خانواده های این سه نفر هم به سوگشان نشسته اند؛ اما این برای این سه نفر، کوچک ترین اهمیتی ندارد و آنها خونسردانه و بی اعتنا به دنبال کارهای خودشان هستند. درست مانند خودِ کیایی که در این سکانس، در کنار نمایشِ ابعادی از فاجعه، گویی فکرش تنها معطوف به غافلگیر کردن و رو دست زدن به تماشاگر بوده، در حالی که نیم نگاهی هم به شوخی و مطایبه دارد؛ غافل از اینکه موقع به تصویر کشیدنِ چنین فاجعه ی دلخراشی، آمیختن آن به طنز و غافلگیری هایی به سبک فیلم های پلیسی-جنایی، حاصلی جز دافعه برانگیز شدنِ فیلم و شخصیت های آن ندارد.
این می تواند ماحصلِ پیوند یافتن نامتجانس روایتِ یک تعقیب و گریز با چاشنی طنز و واقعه تراژیکی چون فاجعه پلاسکو باشد.
صحنه ی کلیدی و نمونه ای، این عدم تجانس، صحنه ای است که بَدمن فیلم(سعید چنگیزیان) و دار و دسته اش در تعقیبِ بهمن و احد به ساختمان در حال سوختن پلاسکو می رسند در حالی که موبایل های آنها در دستان چنگیزیان است. تماس افراد مختلف با موبایل هایی که پیش چنگیزیان است و ایده جابهجاشدن گوشیها، می خواهد ایجاد کننده موقعیتی کمیک باشد، ولی این ایده کمیک و بالقوه جذاب، در دل مهابت و سنگینی فاجعه در چشم بر هم زدنی محو و بی اثر می شود.
اغلب بازیگران نقش های فرعی مانند سعید چنگیزیان و سحر دولتشاهی هم به خوبی از عهده ی ایفای نقششان برآمده اند. در این میان رعنا آزادی ور پایین تر از حد انتظار ظاهر شده و از عهده ی نقشِ پریشان، مستاصل و سپس سوگوار خواهرِ لادن برنیامده؛ و واکنش های او به فاجعه باور ناپذیر و آمیخته به اغراق و تصنع است.
جلوههای ویژه ی آتش سوزی در ساختمان پلاسکو در ابعاد سینمای ایران، خوب و قابل قبول از کار درآمده است؛ و کیایی در بازنمایی واقع گرایانه ی فضای خاصِ شکل گرفته پیرامون این حادثه ، موفق بوده است.
در مجموع «چهار راه استانبول» فیلم متوسطی است که توانایی این را دارد که تماشاگر عام را راضی نگه دارد؛ ولی این بار بعید می دانم که تماشاگر جدی تر سینما، چیزی فراتر از یک فیلم معمولی سینمای بدنه در سالن سینما نصیبش بشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- انتشار نسخه ویژه نابینایان سریال «هزار و یک شب»
- استوری سحر دولتشاهی از پشت صحنه «هزار و یک شب»
- «کفایت مذاکرات»؛ شوخیهای نخنما
- بازیگران ترکیهای «هزار و یک شب» چه کسانی هستند؟
- با نام بینالمللی «پاهای گلی»؛ «بازی را بکش» به روسیه میرود
- سریالهای جدید پیمان معادی، آیدا پناهنده و حامد عنقا در راه است
- نوستالژی دهه شصت در شبکه نسیم
- «۱۰۰۱» و اهمیت همصدایی در سوگ
- «۱۰۰۱» نوستالژی میشود/ گفتگوی محسن کیایی با دوبلورهای «فوتبالیستها»
- موفقیت پویش «۱۰۰۱ امید» در آزادی ۱۲۵۴ زندانی جرایم غیرعمد
- زمان همه چیز را درست میکند؟/ «۱۰۰۱» جای خود را باز کرد
- انتقاد صریح کمال تبریزی و علیرضا رییسیان از بهرام رادان
- در سومین روز جشنواره فیلم فجر؛ بهرام رادان از هیات داوران جشنواره خارج شد
- چهل و سومین جشنواره فیلم فجر؛ داوران مسابقه سینمای ایران معرفی شدند
- زندهباد سینما/ مروری بر کارنامه مصطفی کیایی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد





