گوهر خیراندیش از جمله سینماگرانی بود که تقریبا هر روز در بیمارستان محل بستری مهدی فخیم زاده حضور داشت و پیگیر مراحل درمانی او بود. او در ضمن یکی از بازیگران فیلم جدید فخیم زاده یعنی مشت آخر است. نکته عجیب درباره خیراندیش و فخیم زاده این است که در همکاری قبلی و البته درخشان آنها هم تصادفی رخ داده بود؛ منتهی برای خیراندیش. این بازیگر سر صحنه فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران به کارگردانی بهروز افخمی در یک تصادف شدید، دچار آسیب هایی جدی شد و برای درمان جراحی هایی را پشت سرگذاشت. به همین دلیل سراغ این بازیگر خوب سینما ،تلویزیون و تئاتر ایران رفتیم و درباره این حوادث و لزوم حفظ ایمنی عوامل فیلم ها صحبت کردیم. شما از جمله چهره هایی بودید که مدام پیگیر احوال فخیم زاده بودید و هستید و حتی در بیمارستان هم حاضر شدید.
خبری از حال مهدی فخیم زاده دارید؟
تا دیروز که در بیمارستان بودم، خدا را شکر حالشان بهتر شده بود و قرار بود ایشان را به بخش منتقل کنند. از نظر من که معجزه شد و این حادثه بخیر گذشت. متاسفانه نمی دانم چرا برخی رسانه ها و خبرگزاری ها می خواهند خبرهای بد و نادرست درباره چنین حوادثی به مردم بدهند. شما نمی دانید وقتی نیمه شب خبر بدی درباره آقای فخیم زاده برایم آمد، چه حسی پیدا کردم. خیلی غصه خوردم و گریه کردم، چون شب قبلش هم رفته بودم و ایشان را دیده بودم و هوشیاری شان خوب نبود. برای همین این خبر بد را باور کردم. واقعا باید با کسانی که خبرهای بد و نادرست و ناموثق درباره عزیزان را منتشر می کنند، برخورد شود. این کار خیلی زشتی است. من با آقای فخیم زاده در شمال همبازی بودم و داشتیم آخرین روزهای فیلمبرداری فیلم مشت آخر را سپری می کردیم. ایشان پس از تصادف چند روز در حالت بیهوشی و نیمه بیهوشی و تحت درمان بودند و هوشیار نبودند و نمی توانستند صحبت کنند، همه ما واقعا نگران حال ایشان بودیم. امیدواریم ایشان بزودی سرپا شوند و بتوانیم سکانس فینال فیلم را بگیریم که تنها با حضور خودشان میسر می شود.
بازی شما در این فیلم تمام شده بود؟
نه، همه بازیگران در سکانس آخر بازی داریم.
نکته عجیب این که در همکاری قبلی با فخیم زاده، این شما بودید که تصادف کردید و دچار آسیب جدی شدید که خوشبختانه آن یکی هم بخیر گذشت.
(می خندد) راستش نمی دانم که چطوری است. الان که نگاه می کنم، می بینم آدم می تواند با یک اتفاق و حادثه کوچک هم نابود شود و از بین برود. فکر می کنم که من هم آن زمان در یک تصادف شدید، دچار آسیب جدی از ناحیه سر، گردن، کتف، دنده ها، سوراخ شدن ریه ها و شکستن ستون فقرات شدم که همه اینها می توانست مرا از بین ببرد، اما این دعای مردم بود که باعث شد این اتفاق نیفتد. واقعیت این است که خودم انتظار نداشتم با فرق شکافته سرم زنده باشم. سر همین اتفاقی هم که برای آقای فخیم زاده افتاد، همه ما خیلی ناراحت شدیم و غصه خوردیم، بیشتر از همه هم به خاطر خبرهای دروغ و غیرموثق. خیلی برایم عجیب است که این خبرها چگونه درز پیدا می کند و برخی خبرگزاری ها چطوری در این زمینه عمل می کنند. امیدواریم همه ما تا وقتی خبر موثقی درباره موضوعی نداریم، درباره آن هیچ اظهارنظری نکنیم.
این دو تصادف که درباره شما و آقای فخیم زاده به خیر گذشت، اما اذعان دارید که می توان جلوی برخی تصادف ها و حوادث را سر صحنه فیلم ها گرفت تا آسیبی به سینماگران وارد نشود؟ آیا نباید فکری به حال حفظ ایمنی بازیگران و دیگر عوامل فیلم کرد؟
بعضی وقت ها این مسائل، ناشی از سهل انگاری خود شخص است و برخی اوقات هم به خاطر عدم رعایت نکات ایمنی در تولید. درباره تصادفی که برای خودم سرصحنه فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران پیش آمد، بچه های گروه تولید باید جاده را می بستند و مانع ورود ماشین غریبه به محل فیلمبرداری می شدند. می توانم بگویم سهل انگاری بچه های تولید باعث آن اتفاق شد. درباره تصادف آقای فخیم زاده هم باید بگویم عدم حفظ ایمنی و نداشتن کلاه ایمنی چه از طرف ما و چه از طرف آن موتورسواری که به آقای فخیم زاده زد، باعث این اتفاق شد. آن آقایی که با آقای فخیم زاده برخورد کرد، حتی گواهینامه هم نداشت. ممکن بود این حادثه باعث ضربه مغزی طرفین می شد که خوشبختانه بخیر گذشت. معتقدم همه عوامل فیلم ها و سریال ها باید از ایمنی کامل برخوردار باشند. متاسفم که این موضوع مهم هنوز در سینمای ما جا نیفتاده است و ما تقریبا همیشه شاهد مشکلاتی هستیم که گریبان بازیگران و دیگر عوامل ما را می گیرد.
یا مثل اتفاق تلخی که برای اصغر شاهوردی پیش آمد.
بله، همکاران معمولا آن اوایل وقت می گذاشتند و برای عیادت می رفتند، اما بعدش آقای شاهوردی مانده و خانواده اش که باید از او نگاهداری کنند. می دانم که چقدر برای همسر و پسر آقای شاهوردی مراقبت از ایشان سخت است. باید فکری به حال این وضعیت اندیشیده شود.
نظرتان درباره فیلم جدید فخیم زاده چیست؟
آقای فخیم زاده کارشان را بلد است و کار را می شناسد و نبض سینما را در دست دارد و ریتم را می شناسد. سالها روی این فیلمنامه کار کرده و در سبک و سیاق خودش کاملا موفق است. مطمئنم فیلم جذابی خواهد بود، چون می دانم مردم بازی های ایشان را دوست دارند. بعد از تجربه همکاری جذاب و فراموش نشدنی آذر، شهدخت، پرویز و دیگران ، آقای فخیم زاده به من گفتند متنی را فقط برای شما نوشته ام که این مرا خیلی خوشحال کرد. ابتدا با تهیه کننده دیگری کار می کردند که همکاری آنها ادامه پیدا نکرد و بعد از آن آقای سیدحامد حسینی تهیه کننده کار شدند که در همه این روزهای اخیر پیگیر وضعیت درمانی آقای فخیم زاده بودند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی





