پوریا ذوالفقاری در آسمان آبی نوشت :امروز میدانیم که در تمام مکالمات آقای بدیعی با سرنشینان خودرو، خبری از بدیعی نبوده و خود عباس کیارستمی جای راننده نشستهاست. از مصاحبههای کیارستمی فهمیدهایم برای رسیدن به واکنشهای مدنظرش هربار حیلهای سوار کرده که شاید جالبترینش قراردادن چاقویی به ظاهر خونآلود (و درواقع آغشته به آب انار!) در داشبورد اتومبیل بوده تا شخصیت سرباز فیلم، بهخواسته راننده(کیارستمی) آن را بگشاید و بعد با ترس بپرسد با من چیکار دارید تا لحظه مدنظر کیارستمی خلق شود. میدانیم که شخصیت پیرمرد ترک یک روز سر صحنه آمده و درگیری کلامی کوچکی با گروه پیدا کرده و کیارستمی گمشدهاش را در او یافتهاست و نقش پیرمرد را به او سپرده چراکه به گفته خودش دنبال کسی بوده که لهجه داشته باشد تا دیالوگهای اندرزگونه پیرمرد با بیانی سلیس و تهرانی تبدیل به شعار نشود (قابلتوجه آنها که کیارستمی را به فیلمسازی برای فستیوالها متهم میکنند. کدام کارگردانی با جهتگیری مخاطبان جهانی صرف، به تمهید لهجه میاندیشد؟). با این همه باز «طعم گیلاس» فیلمی ساده جلوه میکند. گویی اصلا در غیاب کارگردان ساخته شدهاست و مگر سازندهاش جز این میخواست و مگر اوج کارگردانی جز این است؟ سال ۶۵ ایرج کریمی- این ستایشگر بزرگ کیارستمی که توانایی او را خیلیزودتر و پیش از «خانه دوست کجاست» کشف کرده و برای کیارستمی در سالهایی که هنوز نوشتن یک کتاب درباره یک فیلمساز کاری عادی در سرزمین ما نبود، براساس فیلمهای کوتاه و کانونیاش کتابی نوشت- در مقدمه کتاب «عباس کیارستمی؛ فیلمساز رئالیست» نوشت: «کیارستمی هنوز به انتهای راه تکامل خود نرسیده و… رئالیسم او هنوز غنا و گستردگی هنری واقعا رئالیستی را ندارد.» «طعم گیلاس» برای نگارنده آن اوج تکامل است. چیدن و ساختن هر پلان و نظارت بر هر رخداد و مراقبت از هر لحظه و درنهایت دیدهنشدن. «طعم گیلاس» فیلم سهل و ممتنع کیارستمی است. کیارستمی که همواره دلبسته ایهام و راهانداختن بازی گفتن و نگفتن و عریانی و پردهپوشی است، در «طعم گیلاس» از همان ابتدا بنا را بر دوگانه دلچسب میگذارد. (جالب این که راجر ایبرت از گفتوگوی طولانی و طفرهرونده فیلم انتقاد کردهاست. ایبرت در مواجهه با «طعم گیلاس» دقیقا همان جایی ایستاده که مخاطبان ایرانی با «خانه دوست کجاست» ایستاده بودند. او از گفتوگوهای فیلم انتظار بیان مقصود نهایی را دارد. چنان که زمان «خانه دوست کجاست» کسانی به انتقاد نوشتند که چرا آدمها حرف اصلیشان را نمیزنند؟ زمان برد تا دریابیم در جهان کیارستمی زبان ابزار ارتباط نیست و او اساسا به صراحت بدبین و از آن گریزان است.) برای انگیزه آقای بدیعی میتوان هر قصهای ساخت و با هر تصوری دوباره به تماشای فیلم نشست. گویی منشوری پیش روی ماست که از هر طرف به آن نور بتابانیم، با نتیجهای متفاوت روبهرو میشویم. خود کیارستمی میگوید کیفکرده وقتی از مخاطبی خارجی شنیده که حدسش مشکل شخصی آقای بدیعی است. استادی کیارستمی اینجاست که خیلیزود این ایهام را برای ما پذیرفتنی و به پیشفرض بدل میکند. یعنی ما بهسادگی این خواسته عجیب بدیعی را قبول میکنیم و با او در سفرش همراه میشویم. سکانس رفتن بدیعی به خانهاش باز با همین ایهام تصویر میشود. «طعم گیلاس» همانقدر که یله و رها جلوه میکند، از ما/مخاطب هم انرژی میگیرد. (کدام هنرمند بزرگی مخاطب منفعل را دوست دارد؟)
«طعم گیلاس» پس از دودهه همچنان تماشایی است. فیلم ابتدا با حاشیه زمان دریافت جایزهاش در ایران سر و صدا کرد. طول کشید تا روی پرده ببینیمش (این دومی الان خوششانسی بهحساب میآید که فیلمی با این رویکرد را بتوانیم روی پرده ببینیم) و بدتر اینکه برای مخاطبی در سن و سال نگارنده در زمان تماشای «طعم گیلاس» درکش آسان نبود. شاید بسیاری از همنسلانم مثل من نخستین مواجهه متفاوت را با یک فیلم احساس کردند. اولینبار بود که فیلمی را بهزحمت دوست داشتیم، ولی از ذهنمان بیرون نمیرفت. شاید همان زمان یا چندسال بعد باز به تماشایش نشستیم. شاید هم منتظر ماندیم شماره جدید ماهنامه «فیلم» بیاید تا نقدها را بخوانیم و بفهمیم چه دیدهایم. توان گفتن و توضیحش را نداشتیم ولی احساسمان پریشانی از مواجهه با شکل دیگری از سینما بود. شکلی که نمیشناختیمش. فیلم بازیگر شناختهشدهای نداشت، قصهاش را هم به شکل متداول تعریف نمیکرد. یککلام این که عادتهایمان را پس میزد و ما را به چالش میکشید. قصهای که برای نسلهای قبلی ما با طبیعت بیجان و یک اتفاق ساده شهیدثالث یا «خانه دوست کجاست» و «کلوزآپ» آغاز شده بود، برای ما با «طعم گیلاس» شروع شد. با این فیلم تلاطم و جستوجویمان آغاز شد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- از «بادکنک سفید» تا «طعم گیلاس» در نیویورک
- نمایش «طعم گیلاس» در قزاقستان
- باشگاه سینمایی «جاده ابریشم» برگزار میکند؛ بزرگداشت عباس کیارستمی در پاریس
- هوتن شکیبا: دوست داشتم به جای همایون ارشادی در «طعم گیلاس» باشم
- «طعم گیلاس» در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران
- نمایش مستند بهمن کیارستمی درباره «طعم گیلاس»
- بازخوانی یادداشت خواندنی کریم امامی در سال ۷۶ ، پس از دریافت جایزه نخل طلای کن توسط کیارستمی
- آفتاب اومد بالا رفیق چه آفتابی!/ نگاهی به فیلم «طعم گیلاس»
- بدون امکان خودکشی، سالها پیش خودم را کشته بودم/ خلاصه داستانی که کیارستمی برای «طعم گیلاس» نوشت
- ۱۰ فیلم برتر مینیمال تاریخ انتخاب شد/ شاهکار کیارستمی در میان برترینها
- راز ماندگاری و مرزگشایی ساخته های انیو موریکونه/یادداشتی از پوریا ذوالفقاری
- خسرو معصومی : طعم گیلاس وقتی در سینماها اکران شد بسیاری از تماشاگران ناراضی سالن را ترک کردند
- اکران “طعم گیلاس” در موزه سینما
- سلبریتی؛ کار واقعی، کار نمادین
- واکنش یک منتقد سینما پس از تماشای مصاحبه پخش نشده ملک مطیعی :تصمیم گیران خجالت نکشیدند…
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «صد سال به این سالها»؛ یک تایملپس سینمایی از زندگی «ایران»
- توضیحات گروه اجرایی «تهران پاریس تهران / پل» درباره حاشیهها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود






