محمد یعقوبی در بخشهایی از گفتوگوی خود با اعتماد، انتقادات تند و تیزی در مورد کارگردان فیلم «خشکسالی و دروغ» مطرح کرده است.
به گزارش سینماسینما، بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
از حاصل کار – یعنی فیلم خشکسالی و دروغ- راضی هستید؟
نه. منش بازاری کارگردان به فیلم لطمه زده است. سکانسهای مهمی از فیلم در مرحله تدوین حذف شده فقط به دلیل اینکه مبادا تماشاگر خسته شود. در هر کاری جزئیات مهم است. لحظههایی ارگانیک و لحظههایی با کارکردی زیباشناسانه در فیلم وجود داشت که از سر کجسلیقهگی حذف شده است.
متاسفم که کارگردان برای تعداد سانس بیشتر در سینما یا به دلیل ترس از خستهشدن تماشاگر فیلم را کوتاه و ناقص کرده است. به تازهگی کارگردان این فیلم در پاسخ به علی سرابی با ادبیاتی که شباهت عجیبی به لحن رئیسجمهور سابق ایران داشت و بعد از او در جامعه بسیار رایج شده او را متهم کرده که سینما نمیداند. پس پیشبینی میکنم با خواندن این حرفهایم هم پاسخی مشابه بدهد. ولی امیدوارم در پاسخ به فهمش از سینما اینقدر هم صادق باشد که سه فیلم محبوب خود را نام ببرد. همانقدر که با من صادق بود و فیلمهای محبوبش را گفت.
اگر همان فیلمها را نام ببرد که البته شک دارم جرات کند، خواهید دانست چه کسی سینما نمیفهمد. اصلا چه شد که من از او خواستم فیلمهای محبوبش را نام ببرد؟ ماجرا این بود که در مرحلهی نوشتن فیلمنامه نظرهای عجیبی میداد و پیشنهادهای پرتوپلایی مطرح میکرد که من وارد فیلمنامه کنم. به همین دلیل از او خواستم سه فیلم محبوبش را به من بدهد تا ببینم و من هم سه فیلم محبوب خودم را به او دادم که ببیند تا به دنیای هم نزدیک شویم. یکی از فیلمهای محبوبم «ساعتها» ساختهی استیون دلداری بود که دید و گفت خوشش نیامده و خسته شده از دیدنش. دو فیلم دیگر را هم به گمانم ندید. داگویل و… سومی یادم نیست. او هم سه فیلم محبوباش را به من داد که ببینم. من همینکه سه فیلم محبوباش را دیدم با نگرانی به او زنگ زدم و پیشنهاد فسخ قرارداد را دادم و گفتم بهتر است از کسی دیگر بخواهد فیلمنامه بنویسد. ولی او از من خواهش کرد که فیلمنامه را بنویسم و به عنوان بازیگردان سر کار باشم که خیالم راحت باشد فیلم بدی نخواهد شد.
در مراحل فیلمبرداری هم اندکی حرفشنو بود ولی من در مرحلهی تدوین ناگزیر شدم به کانادا بروم. البته تا دو روز پیش از رفتن به کانادا در اتاق تدوین حضور داشتم که با نظارت من فیلمی صد و هفت دقیقهای شده بود. به او گفتم این فیلم کوتاهتر از ۱۰۵ دقیقه نخواهد شد. و هر بار که حرف از حذف سکانسهایی میزد تلاش میکردم قانعش کنم به سلیقهی من اعتماد کند که این فیلم را نباید کوتاهتر کند. بعد که رفتم کانادا متاسفانه بر اساس سه فیلم محبوباش و شاید سه فیلم محبوب تدوینگر چنین فیلم متوسطی از اتاق تدوین بیرون آمد. اگر ایران بودم تلاش میکردم قانعاش کنم که آخر فیلم ترانه نچپاند، صحنهی تخت را کوتاه نکند. دروغ است که سانسور باعث شده صحنهی تخت کوتاه شود.
سکانس جوک را نمیگذاشتم حذف کند و…متاسفانه خشکسالی و دروغ فیلمی متوسط شده که شاید در کارنامهی کاری او بعد از آخرین سرقت فیلمی مهم و در حکم یک جهش باشد ولی میتوانست فیلم خوبی در سینمای ایران باشد که نشد. امیدوارم اینقدر بفهمد که در دیویدی میتواند دو نسخه بگنجاند. نسخهی کوتاهنشده و نسخهی محبوب خودش را تا دستکم تماشاگر جدی حق انتخاب داشته باشد. ممکن است از نظر او یا همفکرانش من آدم بهانهجویی باشم. جای او بودم برای خنثی کردن بهانهی آدمی چون من هم شده در دیویدی هر دو نسخه را میگنجاندم.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- حیرت و دیگر هیچ/ نگاهی به نمایش «آن سوی آینه»
- تصویر لرزان ماه در آب/ به بهانه انتشار ویدئویی از محمد یعقوبی و آیدا کیخایی
- یادداشت محمد یعقوبی درباره فیلم-تئاتر/ علیه پایمال شدن حقوق هنرمندان حرکت باید کرد
- سیما تیرانداز و فرزاد حسنی در نمایش محمد یعقوبی
- ۳ روایت درباره ۲نفر/ چهکسی محمد یعقوبی و آیدا کیخایی را کارممنوع کرده است
- واکنش محمد یعقوبی به اکران فیلم خشکسالی ودروغ :پانزده دقیقه ازفیلم بدون اجازه من کم شده/این کار باجدادن به مردم یا سینماداران است
- بهترین فرصت تبلیغ را از «خشکسالی و دروغ» گرفتند/ اسیر سوءتفاهمها شدیم
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





