بگذارید در جواب این سوال به یکی از مهم ترین اتفاق های این روزها اشاره کنم. متاسفانه در حال حاضر مرکز پژوهش های صدا و سیما می خواهد مجموعه ای مستند از کارهای عروسکی که سال ها کار شده تهیه کند، اما در آرشیو سازمان هیچ چیز نیست و تقریبا همه چیز (عکس، فیلم و…) از بین رفته. مرکز پژوهش متعلق به سازمان صدا و سیماست، اما صدا و سیما هیچ کمکی به این مرکز نمی کند و این اتفاق بسیار ناراحت کننده است. البته هر کدام از ما فعالان این عرصه خودمان تک تک آرشیوهای شخصی ای داریم و به مرکز پژوهش های صدا و سیما کمک می کنیم، اما صدا و سیما هیچ. انگار هیچ پیشینه ای از کارهای عروسکی و زحماتی که در این راه کشیده شده در دست نیست و این در حالی است که باید کار در حوزه نمایشی عروسکی به نوعی حفظ شود.
هر هنری زمانی ماندگار می شود که تمام ارکان آن (متن، تصویربرداری، شکل عروسک و…) درست و بجا باشد. در حقیقت برای انجام یک کار ماندگار تمام گروه باید کارشان را با عشق انجام دهند.
من در این سال ها کاری نکردم که از انجامش پشیمان شده باشم. گزیده و با کسانی کار کردم که در حوزه کودک حرفه ای بودند. به همین دلیل تمام عروسک هایی که صداپیشگی شان را به عهده داشتم اعم از پیر و جوان و بچه و حتی موجود خیالی و ناشناخته ای مثل زی زی گولو را دوست دارم. هر کدام از این کارها برایم تجربه ای دلچسب بوده که خاطرات خوبی از آنها دارم.
بله، قطعا. کلیپ هایی هست که با نام شعر کودکانه «مامانی ناهار چی داریم؟» در اینترنت موجود است. در آن کلیپ ها من به جای آن دختربچه ای که برای مادرش آواز می خواند، حرف زدم و خیلی هم دوستش داشتم. البته وقتی مشغول صداپیشگی هستم این که عروسک دختر باشد یا پسر یا موجودی خیالی به لحاظ حسی فرقی ندارد، اما به لحاظ حرفه ای مسلما صدای دختربچه ها با پسربچه ها متفاوت است. دختربچه ها بیان بهتر و شیواتری نسبت به پسربچه ها دارند و من برای حرف زدن به جای عروسک های دختر صدایم را ریزتر می کنم.
امروز در تمام دنیا با پیشرفت فناوری تغییراتی در این حوزه پیش آمده که به تبع آن فرم کارها هم متفاوت شده، اما اصولا عروسک های نمایشی با دست ساخته می شوند. ممکن است روش های جدیدی برای آن پیدا کنند که بهتر پلک بزند یا بهتر حرکت کند یالله، اما معمولا کارهای عروسکی که خاص است از عروسک دست ساز استفاده می شود. چون حس و تفاوتش بیشتر به بیننده منتقل می شود. چیزی مثل انسان واقعی با انسان های طراحی شده رایانه ای که اصلا باهم قابل قیاس نیست.
خیلی زیاد. اصلا اول چهره یک عروسک را می بینم و بعد باقی مراحل. شخصیت یک عروسک با متنی که می نویسند، ساخته می شود و بعد کارگردان و صداپیشه در مورد عروسک با هم به توافقاتی می رسند. زمانی که می خواستیم مجموعه زی زی گولو را کار کنیم خیلی عروسک طراحی کردند تا به عروسک نهایی رسید و موردتایید خانم برومند واقع شد.
خاطرم هست هر عروسکی که به عنوان زی زی گولو طراحی می کردند و برای تایید می آوردند، من جلوی آیینه می دیدمشان و با آنها ارتباط برقرار می کردم که بتوانم به جایشان حرف بزنم. یک صداپیشه اول باید بتواند با عروسک ارتباط حسی برقرار کند تا بتواند به جایش حرف بزند.
دغدغه یک هنرمند عروسکی تفاوت زیادی با دیگر هنرمندان ندارد. هنرمندان معمولا از طرف مردم حمایت می شوند، اما از طرف ارگان های سرمایه گذار خیر. امیدوارم هنرمندان در اجرای کارشان بتوانند آزادانه تر عمل کنند و ممیزی های سلیقه ای کنار گذاشته شود.
بله، خوشبختانه نمایش عروسکی در ایران بسیار پیشرفت داشته و به جرات می توانم بگویم نمایش عروسکی صحنه بسیار هنری تر و پیشرفته تر از کارهای عروسکی تلویزیون است. به خصوص در سال های اخیر عروسک ها و کلا آثار عروسکی که در کارهای تلویزیونی استفاده می شود بسیار شبیه هم است، اما در کارهای نمایشی طی این چند سال جشنواره عروسکی را داشتیم که کارگردان های خوب عروسکی مان در آن آثاری ارزشمند ارائه دادند. به همین دلیل در صحنه کارهای خوب عروسکی داریم که می توان به آینده آن امیدوار بود.
من مشغول گذراندن دوران خوش بازنشستگی هستم. اگر پیش بیاید داور جشنواره های عروسکی هستم و البته به مرکز پژوهش های صدا و سیما هم برای تهیه مجموعه ای مستند از کارهای عروسکی هم کمک می کنم. امیدوارم به مرور زمان شاهد رونق مجموعه های عروسکی در تلویزیون باشیم و بدانیم برای فرهنگسازی هر چه بهتر کودکانمان باید خوراک فرهنگی خودمان را در قالبی جذاب برایشان مهیا کنیم.
روزنامه جام جم
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- بازیگر فیلمهای اسپایک لی درگذشت
- افت فروش نگرانکننده در سینماهای فرانسه/ آمار تماشاگران در ۲۰۲۵ سقوط کرد
- «پایان یک دوران زیبا»؛ سازش
- محمد بحرانی و یک نقش مکمل درخشان
- نقدی بر مستند گفتوگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرترهای در فضای بسته
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
- مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود
- «ایرانم» علیرضا قربانی به تبریز رسید
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی
- ایران را می شناخت/یادداشت احمد مسجد جامعی درباره بهرام بیضایی
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- زبان بهمثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی
- در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی
- با موافقت شورای پروانه فیلمسازی؛ پروانه ساخت سینمایی برای ۷ فیلمنامه صادر شد
- در پاسداشت استاد بیبدیل هنرهای نمایشی ایران/ بیضایی، تاریخ و علامت تعجب
- در سوک سیاوش که از شاهنامه رفت
- یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما
- بریژیت باردو درگذشت
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «کفایت مذاکرات» و خندههایی که از دل موقعیت میآیند
- «پرهیجان: نبرد برای اوبر»؛ چطور میتوانیم آرزوی شکستِ نجاتبخشمان را داشته باشیم؟
- درباره بازیگران زن مولف سینمای ایران/ ترانه علیدوستی؛ آخرین بازیگر زن مولف
- درباره اهمیت خواندن فیلمنامه اشغال بیضایی پس از جنگ ۱۲ روزه /بیگانه آزادی نمی آورد
- بهرام بیضایی درگذشت
- «موبهمو»؛ خط به خط، نفس به نفس، چهره به چهره
- در بیست و چهارمین دوره جشنواره؛ ۱۴ اثر از سینماگران ایرانی در داکا نمایش داده میشود
- از ۱۰ دیماه؛ «مرد خاموش» به سینماها میآید





