سینماسینما، منوچهر دین پرست
شاید بتوان کانون اصلی فیلمهای عاشقانه را آیینگی آن دانست. گویی هر آنچه در برون رخ میدهد، در آیینه انعکاسی بدون اغراق و فریب دارد. فیلمهای عاشقانه را میتوان فیلمهایی دانست که در بستر اجتماعی و فرهنگی نمودی از رخدادهایی است که ابهامگویی در آن چندان معنی ندارد. از سوی دیگر، فیلمهایی با مضامین عاشقانه میتواند جهانی پررازورمز را به سوی مخاطب بگشاید. جهانی که سراسر تاویل و معناست، چراکه عاشقانه انسانها در مهمترین لحظات زندگی تاثیری عینی و حقیقتی دارند. هیچ کسی نمیتواند عاشق کسی باشد مگر اینکه از جام عشق او جرعهای نوشیده باشد. فیلم «هندی و هرمز» را نیز میتوان نوشیدن عاشقانهای دانست که در سرزمین پررازورمز جنوب ایران و با آن آداب و رسوم غنی و کهن بابی گشوده که میتوان در فضای جذاب و رنگارنگ آن داستانی پرمعنا و دلفریب روایت کرد. منطق فهم فیلم اگرچه عشقی بر اساس باورها و رسوم مردم جنوب ایران است، اما عشق آنها نه از جنس اساطیری است و نه از جنس ادبیات دلفریب. جنس آنها جبری از تاریخ و اجتماع است که در دوران نوجوانی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا مسیر پرسنگلاخ زندگی را با هم طی کنند. روایتی سهمگین از واقعیتهای دشوار و سخت زندگی که جان هر نوجوانی را در بزنگاهها در دست میگیرد. «هرمز و هندی» روایت دو نوجوانی است که با یکدیگر ازدواج کردند و در فضایی کودکانه لحظاتی از زندگی خود را که نمودی از آداب و رسوم جنوب ایران است، روایت میکنند. فیلم با اتاق عروس و داماد آغاز میشود و در ادامه ما شاهد حضور دختر در مدرسه هستیم که مدیر مدرسه از اینکه او ازدواج در سن پایین انجام داده، او را سرزنش میکند. در ادامه هرمز برای امرار معاش زندگی تلاشهای متعددی انجام میدهد، اما در میانه مسیر متوجه میشود که همسرش باردار است. او برای تامین هزینههای زندگی مشقتها را به جان میخرد، اما چه سود که در انتها دریا جانش را میستاند؛ مرگی غافلگیرکننده که مخاطب را با خود میبرد.
فیلم اگرچه بازنمود رفتارها و آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی بخشی از سرزمین ایران است، اما روایت او از زندگی، روایتی آشکار از دلدادگی توام با طعم کودکانه است. گویی کارگردان تعمدا با چینش چنین فضایی قصد دارد ملودرامی فراهم کند که نهتنها احساسات تماشاگر برانگیخته شود، بلکه بنبستهای عاطفی و شکنندگی آن را نیز در واقعیتهای اجتماعی ببیند. آشکارگی واقعیتهای اجتماعی «هندی و هرمز» برای مخاطب چنان دلفریب و اغواکننده است که مصایب و سختیهای آن را میتوان در عاشقانههای آن دو احساس کرد. ریتم جذاب فیلم از هر گونه سکته و سردرگمی رهایی یافته و توانسته مسیری زیبا را در عین وفاداری به اصل موضوع دنبال کنیم. کوران حوادثی که هرمز در آن قرار گرفته، بدون تردید عرصهای برای بازنمایی برای مخاطب است، اما مضمون فیلم توانسته مخاطب را از هر گونه پیشداوری رها کند و کانون آن یعنی عشق و تالم را همراه و همسو با یکدیگر ببیند.
پیکره فیلم «هندی و هرمز» اگرچه سراسر نماد است، اما نمیتوانیم منطق فهم فیلم را با بیرغبتی پیگیری کنیم، درحالیکه با پرسه زدنها و تلاشهای هرمز میفهمیم که او میخواهد مرد میدان نبردی باشد که بسیار زود وارد آن شده است. او میخواهد به جنگ تاریخ رود. درحالیکه قرنهاست که تاریخ او را در خود جای داده و همانند دریا نهتنها او را با خود میبلعد، بلکه سرنوشت او را نیز در دست میگیرد. وقتی که جنازه هرمز در کنار ساحل پیدا شد، متوجه شدیم که او تسلیم سرنوشت نشد، بلکه همچون شهیدی از میدان نبرد خارج شد که خاک سرخ او به هیچ مطاعی فروخته نشد.
سکناس پایانی فیلم آرمان فروریخته هندی است. او با کودکی در آغوش به مدرسه میرود، درحالیکه پدر در خاک افتاده است. سرنوشت دوباره تکرار میشود، بدون اینکه اتفاقی رخ داده باشد. در همین سکانس است که متوجه میشویم پاسخی قاطع برای عشق نوجوانی یافتیم که سرشت و سرنوشت او در دستان آداب و رسومی است که سالهاست نخنما شدهاند، اما روی تلخ و زهرآگین آن همچنان بر صورت چنگ میاندازد و دیوار رویاها فرو میریزد
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «مرز بیپایان» برگزیده جشنواره تفلیس شد
- جایزه بهترین فیلم و بازیگر جشنواره هند برای «مرز بی پایان»
- نمایش «نگهبان شب» در جشنواره تفلیس
- «مرز بیپایان» از جشنواره رتردام جایزه گرفت
- درخشش فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلمهای پلیسی فرانسه
- «کشتارگاه» در جشنواره فیلمهای پلیسی/ گفتگوی سینماسینما با عباس امینی/ داستان گوسفندهایی که تبدیل به دلار میشوند!
- معرفی برگزیدگان جشنواره بوسان/ سه فیلم ایرانی برنده جایزه شدند
- راهیابی «من اینجا هستم» به جشنواره فیلم شانگهای
- یک پیشنهاد لذتبخش/ نگاهی به فیلم «کشتارگاه»
- گفتوگو با کارگردان «کشتارگاه»/ همگی در برابر اتفاقات بیحس شدهایم
- گنجی که دهان روح را تلخ می کند/ نگاهی به «کشتارگاه»
- طمع/ نگاهی به فیلم «کشتارگاه» ساختهی عباس امینی
- «کشتارگاه» در راه اکران آنلاین/ عباس امینی: اکران آنلاین، فرصتی برای فیلمهای مستقل است
- روز ششم فیلم فجر نمایش «کشتارگاه» «مردن در آب مطهر» / گزارش تصویری
- باران کوثری به «کشتارگاه» پیوست/ فیلمی درباره مشکلات اجتماعی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی





