توجه هنرپیشه مطرح هالیوودی به دریاچه ارومیه آن قدر عجیب و غیرمنتظره بود که ایرانی های همیشه در صحنه را برای تشکر و اظهارنظر به صفحه اینستاگرام دی کاپریو کشاند.
به گزارش سینما سینما و به نقل از خبرآنلاین، روز گذشته لئوناردو دی کاپریو، برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در صفحه اینستاگرامش عکسی از کشتی به گل نشسته در بخش خشکشده دریاچه منتشر کرد و زیر آن به نقل از پایگاه جهانی هواشناسی نوشت: یک اسکله مخروبه در دریاچه خشک شده ارومیه در شمال غربی ایران. این بزرگترین دریاچه نمک در خاورمیانه است، اما در حال حاضر فقط پنج درصد از آب آن باقی مانده. از دو دهه پیش به دلیل تغییر آب و هوا، ساخت و ساز سد و کاهش بارندگی، دریاچه رو به خشکی رفته است.
همین توجه کافی بود تا ایرانی ها برای اظهارنظر و تشکر به صفحه این بازیگر هجوم بیاورند و تا لحظه نگارش این گزارش بیش از ۵۰ هزار کامنت زیر این پست به ثبت رسیده که بسیاری از آن ها توسط ایرانی ها و حتی به زبان فارسی ثبت شده است!
انتشار این خبر واکنش های کاربران خبرآنلاین را به دنبال داشت. در اولین نظری که برای این مطلب ثبت شد، یکی از مخاطبان خبرآنلاین به طور کنایه آمیز به اتفاقاتی که قبلا در صفحه برخی ورزشکاران افتاده بود و ایرانی ها با حمله به صفحات مجازی آن ها نشان داده بودند که همیشه در صحنه اند اشاره کرد و گفت: بشتابید بشتابید صفحه لئو محل قرار ما ایرانیان. کاری کنیم که لئو هم مثل اسلافش از این کار پشیمان شود.
همین کنایه طنزآمیز باعث واکنش کاربران دیگر شد. آن ها که متوجه طنز نهفته در کلام کامنت اول نشدند به تایید شدن آن اعتراض کردند و بعضی ها هم این قبیل کامنت ها و حرکات را سر زده از نسل جدید یعنی دهه هفتادی ها دانستند.
بودند کسانی هم که تذکر داده بودند کامنت اول کنایه آمیز بوده و این بحث که بین دهه هفتادی ها و بزرگترهایشان در گرفته بود خاتمه دادند.
یکی از کاربران به تشکر ایرانی ها از دی کاپریو اشاره کرده بود و گفته بود: اتفاقا من رفتم تو صفحش…همه ایرانیا تشکر کرده بودن ازش.
فرد دیگری در همین رابطه نوشت: ایرانیا دارن تو صفحه ش خودکشی میکنن از بس قربون صدقش رفتن. منفجر شد اینستاش. دی کاپریو وقتی ببینه اشک شوق میریزه
یک مخاطب هم که خوشحال از این توجه بود نوشت: بازم به غیرت خارجیها متاسفانه هم وطن ای ایرانیمون واسه دریاچه ما نتنها نگران نیستن بلکه. .
تنها چند ساعت بعد از انتشار این خبر، تعداد کامنت های پست دی کاپریو که توسط ایرانی ها گذاشته شده بود به شکل قابل توجهی افزایش یافت. یکی از کاربران در این باره نوشت: پست قبلی دی کاپریو ۲۰۰۰ کامنت داره و زیر این پست جدید تا این لحظه ۲۰ هزار کامنت گذاشتند من عاجزانه درخواست می کنم این جور خبرها رو منتشر نکنید . خیلی از مردم ایران جنبه ندارند و به نظر من اختلال بیش فعالی دارند . تصویری که از خودشون در ذهن مردم جهان باقی می گذارند در بهترین حالت مردم ندید بدیدی که تشنه توجه اند.
عده ای هم از این وضعیت دل خوشی نداشتند. یکی از این جماعت نوشته: یعنی هیشکی مثل ایرانی جماعت نمیتونه آبروریزی کنه. دیگری در همین رابطه اینطور نظر داده: توروخدا نرید اونجا حرف بد بزنید، آبرومون رفت…
یکی دیگر از مخاطبان هم که واقعیت ها را قبول کرده نوشته: به جای مقاومت کردن بهتره بفهمیم ایرانی همینه. چند بار باید این کار رو تکار کنن تا قبول کنیم؟
که البته این کامنت هم واکنش هایی را در پی داشت. فردی در جواب این کامنت نوشت: نبود آموزش را به ذات آدمها ربط ندهید خواهش مى کنم،شما به فرزندت،خواهر و برادر کوچکترت بیاموز که این کار نادرست است و به دیگران هم برچسب نچسبان
یکی از کاربران هم درباره این هجوم به صفحه اینستاگرام این طور نظر داده است: فقط حرف بد نیست که. هزاران نفر به صفحه دی کاپریو رفتند و از بذل توجه دی کاپریو تشکرکردند . یعنی فکر نکنم مردمِ کوچک ترین و فقیرترین کشورهای دنیا هم اینقدر عقده جلب توجه و حقارت داشته باشند .
فردی نظری متفاوت داده و این طور از دی کاپریو تشکر کرده است: من اول از اون خانمی که ایشون رو مطلع کرده تشکر میکنم باریکلا….کارتون حرف نداشت….بعدش از استاد دیکاپریو….مچکرم .
یکی از مخاطبان درباره این که چرا دی کاپریو این پست را گذاشته نوشت: لئو فعال محیط زیست بوده و هست. حتى سخنرانى اسکارش رو هم به گرمایش زمین اختصاص داد.
در تایید این کامنت فرد دیگری گفته: محیط زیست که دیگه ربطی به سیاست نداره وحداقلش اینه که ارومیه رو خودمون خراب کردیم نه امریکا.
همینطور دیگری نوشته: یادتون نره که دی کاپریو سفیر محیط زیست سازمان ملل است و من خوشحالم که مسائل محیط زیستی در ایران را فارغ از سیاست دنبال می کند.
تعدادی از کامنت ها هم به تعداد فالوورهای این بازیگر هالیوودی و این که این رقم بعد از این پست افزایش داشته ربط پیدا می کرد.
در یکی از کامنت ها به تعداد بالای تشکرها از دی کاپریو اشاره شده است. کاربری که این کامنت را گذاشته نوشته: دلیل تشکر فقط اینه که چند تا نظر اولی تشکر بوده. اگر چندتا نظر اول توهین بود بیست هزار نفر بعدی هم همینکار رو میکردند. ما ادعامون گوش فلک رو کر کرده و لاغیر.
فردی هم از مردم خواهش کرده که زیر این پست نه تشکر کنند و نه فحش بدهند؛ فقط اگر نظری دارند بنویسند و بس.
در این بین حضور دلواپس ها هم به چشم می خورد. در یکی از کامنت ها آمده: ما احتیاجی به نگرانی هنر مندانی که فاقد اخلاق هستند نداریم… که این کامنت هم بازخوردهای زیادی داشت.
بودند نظراتی هم که روی مشکل دریاچه ارومیه تمرکز داشتند و صرفا درباره این عمل دی کاپریو ثبت نشده بودند. در یکی از این کامنت ها آمده: الان دارن کار میکنن، البته خیلی دیره و نتیجه زمان بر ویرون کردن سریعه اما آباد کردن…. هشت سال اینقدر کارهای بدون فکر تو هر حوزه ای گرفته شد و اثر آنیه کار مورد توجه بود که این شد نتیجش البته خشکسالی خودش دردیه که به هیچ دولتی مربوط نبوده و نیست. ولی کاری که با زاینده رود شد توی هر دولتی، زیباییه اصفهانو نابود کرد و اون به خشکسالی نامربوطه.این کشاورزیه ایرانه که بیشتر از سدسازی به ایران لطمه زده. اینکه تو کم آبی باید هندوانه بکاریم. اینکه با فاینانس آبیاریه قطره ای برای زمینهای کشاورزی ایجاد نمیکنن تا چاههای عمیق حفر نشه…امیدوارم واقعا به این حوزه توجه شه و توش سرمایه گزاری شه. آب از نفت و گاز مهمتره.
دیگری در پاسخ به همین کامنت نوشته است: سدسازی یعنی مدیریت زمان و میزان مصرف آب موجود در کشور به جهت بهره برداری با هدف تولید آب اشامیدنی ، تولید محصولات کشاورزی و شیلات و انرژی و ایجاد اشتغال و همچنین کنترل سیلاب و غیره .
این اظهارنظرهای تخصصی درباره دریاچه ارومیه با این کامنت ادامه پیدا می کند: خشک شدن دریاچه یک پدیده طبیعی است و ناراحتی ندارد پیشنهاد می کنم زمینهایش بین ارومیه های تقسیم شود تا ویلا و آپارتمان ساخته شود.
و البته عده ای هم به طور کنایه آمیز از اقدامات هشت سال دولت احمدی نژاد که منجر به خشک شدن دریاچه ارومیه شد انتقاد کردند.
با این که تا به لحظه نگارش این نوشتار دی کاپریو بعد از پست دریاچه ارومیه باز هم پست گذاشته اما همچنان آن پست لایک می خورد و به تعداد کامنت هایش افزوده می شود!
لینک کوتاه
نظر شما
پربازدیدترین ها
- درباره شیدا ساخته کمال تبریزی به بهانه نمایش آن از تلویزیون
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- روایت «نفرین توقیف» از مالیخولیای توقیف در سینمای ایران
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
آخرین ها
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- «کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چندرسانهای» منتشر شد
- خانه سینما برگزار میکند؛ «۷ سال سینمای ایران»
- نمایش «راشومون»؛ وقتی حقیقت عریان میشود
- بهترین سریالهای ایران بر مبنای مفهوم ابرکاراکتر





