سینماسینما، داستان کوتاه «غلط انداز» نوشته جواد کراچی؛
حاج رسول دکان دو نبشهای در خیابان نوبخت، سر کوچه بنفشه اجاره و فرش فروشی دستباف با آبرویی براه انداخته بود.
می گویم فرش فروشی با آبرو، زیرا که نقش ها و طرح ها و بافته های کم یاب و نادری را انتخاب و بر در و دیوار آویزان، و برای فروش عرضه می کرد. چنانچه چهره حاج رسول داد میزد، در ایام جوانی، با ورزش سنتی آشنایی داشته و گوش های شکسته و دماغ پهن تابه ای او و رنگ و روی سیاه و آفتاب سوخته اش، نشانگر زادگاهش بود.
از روزی با حاج رسول هم کلام شدم که خمار و خمیازه کشان ایستاده بر جلو در فرش فروشیش، سوال کردم قیمت آن فرشی که از دیوار آویزان شده چند است؟
بفرما. حالا تشریف بیاورید داخل ، ما چاکریم. ما نوکریم. دست ما را گرفت و کشید به داخل فرش فروشی.
رفتن به داخل همان و رفیق شفیق حاج رسول شدن، همان.
چای خوردن با او را از همان روز اول شروع کردیم.
حاج رسول، فرش دستباف قدیمی دست دومی که دو سر ناظم بود و در منطقه قشقایی بافته شده بود را با قیمتی متعادل و تقریبا ارزان به ما فروخت و ما را خوشحال کرد.
هر وقت گذرم به خیابان نوبخت می افتاد و از جلو فرش فروشیش می گذشتم سلامی میکردم و گاهی اوقات هم که فرصتی داشتم به داخل می رفتم و با او چای می خوردم.
سماور حاج رسول هر روزه به راه بود و روشن.
یکی دو سالی گذشت و رابطه ما با حاج رسول تبدیل شد به رابطه ای صمیمانه که با اعتماد کامل در مورد موضوعات روز و مسایل مملکت هم بی پرده با هم سخن می گفتیم.
در فاصله شکل گرفتن این دوستی، یکی دو تا فرش دستباف دیگر هم خریدم و دوستانم را هم تشویق میکردم و به مغازه حاج رسول می بردم تا فرش های دستباف بخرند و این فرش های ماشینی را بیرون بیندازند.
تا اینکه روزی سوار بر ماشین فلوکس واگن قورباغه ای قراضه و قدیمی ام، از خیابان نوبخت عبور میکردم و دیدم که حاج رسول دکور فرش فروشی را عوض کرده و فرش های دیگری آویزان کرده.
عصر همان روز رفتم سراغ حاج رسول و نشستیم و طبق معمول چای ریخت.
از او سوال کردم، فرشی که بیرون در، آویزان کردهای. چیست؟
و قیمتش چند است؟
اندر باب آن فرش گفت و گفت و گفت. از نخ گرفته تا طرح. از رنگ گرفته تا گره. از اندازه گرفته تا تار و پود.
از روستایی که این فرش در آنجا بافته شده، داستان ها تعریف کرد. از همدان و از روستای مرزن آباد.
گفت و گفت تا رسیدیم به دوران مادها و هگمتانه.
ما هم یکدل، نه صد دل، عاشق آن فرش شدیم.
طرح و ظاهر فرش، واقعا کمیاب و نادر بود.
از خصوصیات بافت و گره و رنگ و این جور موضوعات کارشناسانه که من چیزی نمی دانستم. فقط تک بودن و کمیاب بودن آن نظرم را گرفته بود.
غلط انداز، نام همان فرش دستباف کاملا اصیل ایرانی بوده یا هست.
درست و یا نادرست بودن آنرا نمی توانم تایید کنم. اما آنچه را به جد می توانم بگویم آن است که گونه اولیه آن، ساخته و پرداخته دست انسان بوده که اکنون دوباره سر بلند کرده.
حاج رسول دروغ نمی گفت. مرد میانسال بالغ و عاقلی بود.
این نوع فرش را غلط انداز می گفتند زیرا که هیچ سازگاری و مطابقتی با دقت و ظرافت فرش دستباف ایرانی نداشت و ندارد.
از هارمونی و هماهنگی و توازن رنگ های طبیعی و پشم گوسفندی و نخ طبیعی که از مواد اولیه و اساسی آن است هم هیچ خبری نبود.
در فرش غلط انداز ، در هر رجی که بافته میشود به یقین میتوان اشتباهاتی را مشاهده کرد.
اما این اشتباهات از سر بی دقتی و سر به هوا بودن، نبوده و نیست. بلکه
طبیعت و ژن درونی این اشتباهات یا وارونه انگاشتن آن، نشان دهنده ماهیت غلط انداز بودن آن هست.
وارونه بافان غلط انداز معتقدند که میتوانند به صادرات در اقصی نقاط عالم، جان تازه و رونق تازه ای ببخشند.
توازن و اندازه و هارمونی و هماهنگی رنگ ها در فرش دستباف ایرانی،
زنده بودن و زندگی و بهشت یا پردیس را، در زیر پای انسان خواستن، بوده.
خوب توجه کنید به نیت بافندگان فرش دستباف و به نیت حاج رسول.
در نوع غلط انداز، قرینه آن را، نه با ظرافت، بلکه در عیان و آشکار با انزجار و نفرت و بد شکلی و زمختی جار می زنند .
حاج رسول تبلیغ می کرد و تبلیغ می کرد و غلط انداز را به عرش اعلا می رساند و حتی از مقدار پشم مورد استفاده شده از گرگ و گراز و خرس و شیر و شغال یاد می کرد و با افتخار از زاد و ولد حیوانات درنده خو و حتی پشمی که می توان از آنان مورد استفاده قرار داد، صحبت ها به میان می آورد و اندر باب حسنات آن، سخن ها می گفت و سرود هایی را زمزمه می کرد و آنرا به لحن های موسیقی باربد نسبت می داد و از شب فرخ هم می خواند.
هنگام خواندن سرود، رنگ و رویش سرخ و سفید میشد که به حساب خجالتی بودنش می گذاشتم.
از دوران مادها گفت تا دوران انقلاب.
حاج رسول حرف زد. و زد و زد.
حیوانات درنده خو را به رقم والایی تا عرش اعلا، بالا برد و پرستش آنان را لازم بر شمرد و در یک محاسبه خود خواسته، منطق بافتن آن فرش را با فرضیه و طرح غلط انداز به نتیجه دلخواه خود می رساند.
برای نمونه، تفسیر طرحی از فرش غلط انداز را برایتان بازگو کنم.
در چهار گوشه فرش غلط انداز، که مساحت فرش را مشخص می کرد، چهار گالی پوش، ترسیم شده که با ساطور و دشنه ای خونین و دستانی مالیده و ماسیده از خون در حال کندن پوست از آهویی زنده هستند که قصد فرار داشته، اما بدست آنان گرفتار آمده و با پای خود به دام گالی پوشان افتاده. ترسیم پوست کندن، با دو رنگ تیره و آهویی زنده که بدام افتاده، با رنگ های روشن، نمایانگر شناخت شفاهی بافندگان از سردی و گرمی رنگ هاست.
در تار و پود این فرش غلط انداز و در حاشیه های دور آن، مارهایی ترسیم شده که مار نیستند، بلکه اژدهایی هستند که آتش از حلقومشان بیرون زده.
در نقطه مرکزی فرش غلط انداز به رسم و رسوم همیشگی، سیمرغی بسیار زشت با تاج و گلویی دراز همچون زرافه، بد شکل و کج و معوج با رنگ هایی که متضاد با رنگ های سیمرغ افسانه ای فردوسی و عطار هستند ترسیم شده که پاهایی لاغر و نحیفی دارند و چنگالی که انگار درنده خویی در وجودشان خانه کرده.
مورچه ها، موریانه ها، موش ها و سوسک هایی از راسته قاب بالان در سطح و روی فرش غلط انداز جولان می دهند و به جویدن تار و پود آن در کارند و بی اعتنا به گرگ ها و گراز هایی هستند که با هههوووفففف کردنشان در لا به لای ریشه، ریخته شده و بدنبال طعامی می گردند.
کژدم هایی چند، در گوشه و کنار فرش ترسیم شده که در حال نیش زدن به خودشان هستند.
از گل و بلبل رویایی، در طبیعت و پردیس هم خبری نیست.
القصه. این فرش غلط انداز را خریدیم و حاج رسول با ماشین خودش فرش را به منزل آورد و نشستیم و تا پاسی از شب با هم گپ زدیم.
از هر دری، داستانی و از هر داستانی تاثیر و تاثرش بر فرهنگ فرش دستباف ایرانی را بررسی کرد و اصالت تاریخی آنرا که بنام بوجود آورندگان در دل تاریخ ثبت گردیده را مورد تایید قرار داد تا اینکه رسیدیم به طرز لباس پوشیدن بافندگان فرش غلط انداز، در دهکوره مرزن آباد هگمتانه که لباسی خاص و یا پشمینه ای تیره رنگ، که بافندگان غلط انداز موظف به پوشیدن آن بهنگام بافت هستند.
بالا پوش آنان تنها یک درز دارد و قیچی نخوردن و یک تکه بودن دامن، یادگاری بجا مانده از دل تاریخ هست که بافندگان موظف به پوشیدن آن بوده اند.
راستی فراموش کردم که بگویم، حاج رسول می گفت، پشم مورد استفاده در فرش غلط انداز را نشوییده بکار می برند تا بوی پشکل گوسفندان در مشامشان باشد.
ماه ها گذشتند و سالی هم گذشت. فرش غلط انداز را زیر پا لگد زدیم تا اینکه متوجه شدیم مغازه حاج رسول تعطیل شده و از حاج رسول هم هیچ خبری نیست.
حاج رسولی که می گفت فرش ها را بعد از ده سال بیاور و خودم با قیمت چند برابر آنها را می خرم و برایت تعویضش می کنم و فرش های نوتر و بهتر و طرح های دیگر با رنگ و روی به روز شده را به تو میدهم.
نا گفته نماند، در اندیشه معامله کردن با فرش نبودم، می خواستم بهشت را زیر پای خودم داشته باشم و دسترنج بافندگان، در مقابل چشمانم باشند.
تعطیلات نوروز بود. کجا برویم؟ کجا نرویم؟
بدنبال جایی خلوت و دنج بودیم تا بتوانیم بخشی دیگر از کشور را هم ببینیم که یادم به حرف های حاج رسول افتاد و از قدمت مرزن آباد گفتن.
و منطقه مرزن آباد را به راه و رسم دوران مادها تعریف کردن.
سوار ماشین شدیم و بطرف همدان راه افتادیم. رفتیم و رفتیم. از این دهکوره به آن دهکوره.
تا اینکه چند خانه کاه گلی مخروبه و خالی از سکنه را به ما نشان دادند و گفتند اینجا مرزن آباد است.
نه از بافندگان فرش غلط انداز خبری بود و نه از گالی پوشان پشمینه پوش.
حالا در بدر، بدنبال حاج رسول می گردم تا پیدایش کنم و فرش غلط انداز را با ماشین خودم به در خانه اش ببرم و فرش را دو دستی به او تقدیم کنم و یواشکی و در دل بگویم. مال بد بیخ ریش صاحبش.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
- معضل پایان باز/ نگاهی به فیلم «شب طلایی»
- «در سرزمین برادران» در فرانسه اکران میشود
- اختصاصی سینماسینما/ «ادینگتون» با فیلمبرداری داریوش خنجی به کن میرود
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم «دختر، پدر، دختر» ساخته پناهبرخدا رضایی/ آنچه میبینید، همان است که میبینید!
آخرین ها
- ماه رمضان، افزایش قیمت بلیت یا ترامپ؟ ماجرای گیشه نوروزی سینما و انتظاراتی که برآورده نشد
- «برهوت» به روسیه میرود
- اختصاصی سینماسینما/ «ادینگتون» با فیلمبرداری داریوش خنجی به کن میرود
- «روزی روزگاری در هالیوود۲» در نتفلیکس با کارگردانی دیوید فینچر
- ۲ میلیون تماشاگر طی ۵ هفته؛ آیا گیشه سینماها در اکران نوروزی ناکام ماند؟
- الهه نوبخت آثار جشنواره سوئیسی را داوری میکند
- موفقیت پویش «۱۰۰۱ امید» در آزادی ۱۲۵۴ زندانی جرایم غیرعمد
- انتشار فراخوان پانزدهمین دوره جوایز ایسفا
- مونا فرجاد با «کتابخانه نیمهشب» روی صحنه میرود
- اکران یک فیلم اقتباسی؛ «هنری جانسونِ» دیوید ممت روی پرده میرود
- نقدی علمی بر عملکرد صدا و سیما
- درنگی بر خارج از متنِ «هامون»/ مهم است این چیزها را بدانیم؟
- تازهترین خبرها از جشنواره/ کدام فیلم جشنواره کن را افتتاح میکند؟
- دیدار و گردهمایی بزرگ پخشکنندگان آثار هنر و تجربه در جشنواره کن
- به کارگردانی گرتا گرویگ؛ مذاکره مریل استریپ برای نقش اصلانِ «نارنیا»
- مرگ بازیگر سرشناس هالیوود؛ وال کیلمر درگذشت
- خبرهایی از «جزیره آزاد» و «ذرات آشوب»
- «موسی کلیمالله»؛ دومین فیلم پرفروش اکران نوروزی
- «در سرزمین برادران» در فرانسه اکران میشود
- رکوردشکنی «پایتخت ۷» در تلوبیون؛ ۳۳۰ میلیون دقیقه تماشا و ۶۶۰ هزار کاربر همزمان
- فوت بازیگر آمریکایی؛ ریچارد چمبرلین درگذشت
- بزرگداشت رخشان بنیاعتماد برگزار شد
- نگاهی به فیلم عزیز؛ فیلمی قابل احترام
- عیدی ویژه همراه اول بهمناسبت عید فطر
- پرفروشهای سینما در هفته اول نوروز/ هیچ کدام از فیلمهای نوروزی، یک میلیون تماشاگر نداشتند
- آکادمی اسکار عذرخواهی کرد
- «میراث» در جشنواره هاتداکس رقابت میکند
- تازهترین ساخته هادی محقق به چین میرود/ اولین حضور جهانی «دِرنو» در جشنواره پکن
- یک جایزه برای آیدا پناهنده؛ جشنواره فرانسوی به «در انتهای شب» جایزه داد
- یک واکنش دیرهنگام؛ بیانیه آکادمی داوری در پی خشونت علیه برنده اسکار