تاریخ انتشار:1405/07/04 - 14:21 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 217638

سینماسینما، آرین نغزگو

«صد سال به این سال‌ها» محصول سال ۱۳۸۶ است؛ فیلمی که پس از سال‌ها توقیف، سرانجام در مرداد ۱۴۰۵ در قالب اکران آنلاین در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. فاصله حدود دو دهه میان ساخت فیلم و امکان تماشای عمومی آن، حالا فرصتی برای مرور این فیلم فراهم کرده است.

اگر کارنامه سامان مقدم را مرور کنیم، از فیلم‌های اجتماعی او مانند «پارتی» و «کافه ستاره» گرفته تا کمدی‌هایی مانند «مکس» و «نهنگ عنبر»، درخواهیم یافت که توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی در میان سطرهای اغلب کارهای او ملموس است. در این میان، «صد سال به این سال‌ها» شاید یکی از پرحاشیه‌ترین فیلم‌های او باشد؛ فیلمی که مخاطب را مستقیماً در بستر چند دهه از تحولات اجتماعی و سیاسی ایران قرار می‌دهد و زندگی شخصیت‌هایش را در مقاطع مختلف این دوره تاریخی دنبال می‌کند.

قصه از سال ۱۳۵۵ در بندر انزلی آغاز می‌شود؛ جایی که «ایران»، شخصیت اصلی فیلم، همراه با رفیع و فرزندشان آرش زندگی می‌کنند و امین، دوست نزدیک آن‌ها، نیز در این جمع حضور دارد. در همین فضای به‌ظاهر آرام، روابط میان این آدم‌ها به‌تدریج شکل و معنای تازه‌ای پیدا می‌کند و با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، زندگی شخصی آن‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در همین بخش ابتدایی، تغییرات اجتماعی و سیاسی آرام‌آرام وارد زندگی شخصیت‌ها می‌شوند و مناسبات میان آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. رفیع با وجود نوعی نگرانی نسبت به نزدیکی امین و ایران، امین را از نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌اش می‌داند؛ کسی که هم در کار کنارش است و هم در زندگی روزمره همراهش و گاهی نقش مشاور و تکیه‌گاه او را دارد. امین نیز از همان ابتدا نشانه‌هایی از علاقه‌ای ناتمام به ایران دارد؛ احساسی که در ادامه همچنان در رفتار او دیده می‌شود. در این میان، فقدان ناگهانی رفیع باعث می‌شود ایران به جای بازگشت به گذشته، مسیر تازه‌ای برای زندگی‌اش انتخاب کند.

به نظر می‌رسد سامان مقدم در این فیلم می‌خواهد روابط میان شخصیت‌ها را در کنار تحولات تاریخی پیش ببرد، بی‌آنکه ضرباهنگ روایت افت کند. تدوین با فشرده کردن فاصله میان اتفاقات، حذف بخشی از مکث‌های روایی و عبور سریع‌تر از مقاطع زمانی، به حفظ این ضرباهنگ کمک می‌کند و روایت را از ایستایی دور می‌کند. نتیجه، فیلمی است که پیوسته از موقعیتی به موقعیت دیگر حرکت می‌کند و در این میان، بعضی روابط پیش از آنکه فرصت گسترش پیدا کنند، جای خود را به اتفاق بعدی می‌دهند. تفاوت این رویکرد با «کافه ستاره» نیز محسوس است؛ جایی که روابط میان شخصیت‌ها مجال بیشتری برای شکل گرفتن و اثر گذاشتن بر مسیر روایت پیدا می‌کردند.

بارعاطفی فیلم بیش از همه بر دوش فاطمه معتمدآریاست. او برای نشان دادن تفاوت سال‌های مختلف زندگی شخصیت «ایران»، فقط به تغییر چهره تکیه نکرده و از لحن، حالت بدن، مکث‌ها و نوع واکنش‌هایش هم استفاده کرده است؛ ایرانِ سال‌های ابتدایی با زنی که در ادامه قصه می‌بینیم تفاوت دارد و بخشی از این تغییر در جزئیات بازی او شکل می‌گیرد. با این حال، به نظر می‌رسد از ظرفیت بازیگری معتمدآریا می‌شد بیشتر استفاده کرد و اجرای او در این فیلم، با وجود توانایی بالای بازیگر، در تمام لحظات به قدرت نقش‌آفرینی‌های پیچیده‌تر کارنامه‌اش نمی‌رسد.

شاید بخشی از این محدودیت به خود ساختار فیلم بازگردد. فیلم باید در زمانی نسبتاً فشرده از موقعیت‌های مختلف عبور کند و همین فرصت زیادی برای ماندن در یک موقعیت، مکث روی واکنش شخصیت و دنبال کردن تدریجی اثر یک اتفاق باقی نمی‌گذارد. در نتیجه، بعضی ظرفیت‌های بازیگری که می‌توانستند در طول زمان انباشته شوند و به لایه‌های عاطفی عمیق‌تری برسند، ناچار در چند لحظه کوتاه فشرده می‌شوند.

قصه از یک وضعیت اولیه آغاز می‌شود و با عبور از نقاط عطف مختلف، زندگی شخصیت ایران را در مسیر تحولات چند دهه تاریخ پیش می‌برد، بی‌آنکه ساختار فیلم پیچیدگی روایی چندانی پیدا کند. فیلمنامه بیش از آنکه به دنبال پیچیده کردن روایت یا شگفت‌زده کردن مخاطب باشد، تاریخ چند دهه ایران را با ساختاری ساده و مستقیم برای مخاطب روایت می‌کند و همین انتخاب باعث می‌شود سرعت روایت بر عمق شخصیت‌پردازی غلبه کند.

در بخش کارگردانی و طراحی صحنه، فیلم در قسمت ابتدایی و به‌خصوص در جغرافیای انزلی، یکی از بهترین وجوه خود را نشان می‌دهد. طراحی صحنه، دکوپاژ و جزئیات محیطی در کنار هم فضای زندگی شخصیت‌ها را شکل می‌دهند و به آن تازگی و سرزندگی می‌بخشند؛ فضایی که برای مخاطب نوعی تنفس ایجاد می‌کند تا بتواند در ادامه با دشواری‌ها و رنج‌هایی که پیش روی شخصیت ایران قرار می‌گیرد همراه شود. این هماهنگی در میزانسن و قاب‌بندی نیز دیده می‌شود و محیط را به بخشی از روایت تبدیل می‌کند.

اما هرچه پیش می‌رود و به سال‌های پایانی نزدیک می‌شود، این دقت و ظرافت کمرنگ‌تر می‌شود و اجرای بصری فیلم به سطحی معمولی‌تر می‌رسد.

در مجموع می‌توان گفت «صد سال به این سال‌ها» بیش از آنکه فیلمی درباره پیچیدگی روابط انسانی و شخصیت‌پردازی عمیق باشد، نوعی قصه‌گویی سریع از چند دهه تاریخ معاصر ایران است؛ یک تایم‌لپس سینمایی از زندگی زنی به نام «ایران» که سرگذشت شخصی‌اش را با تاریخ و جغرافیای این سرزمین پیوند می‌دهد و آن را از زاویه دید فیلمساز روایت می‌کند.

 

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

 

آخرین ها