سینماسینما، سپیده ابرآویز
بدترین فیلمها و سریالها آنهایی هستند که تلویزیون روشن باشد، غذایت را بخوری، با تلفنت مشغول شوی، تا دم در بروی و برگردی، چهار تا خمیازه بکشی و یک چرت نصفه نیمه بزنی و نگران از دست دادن هیچ دیالوگ، صحنه یا اتفاقی نباشی چون بعد از دیدن یک یا دو (یا تا به اینجای کار پنج) قسمت تقریبا مطمئن شدهای که چیزی برای از دست دادن در این فیلم یا سریال وجود ندارد. نه لحظهای که مبادا از خندیدن به آن عقب بمانی، نه موقعیتی که جذابیت بصری داشته باشد، نه موضوعی که به روز باشد و درگیرت کند یا هر قلاب دیگری که لازم است تا روی مبل بنشینی و تا آمدن آگهیهای بین برنامه از جایت تکان نخوری.
«شیش ماهه» خوشبختانه متاسفانه از این جنس سریالهاست. سریالهای خنثی و حتی ناامیدکننده که سر سوزن امیدی برای آشتی مخاطب با تلویزیون را در همان سکانسهای اول، قسمت اول کور میکند.
تلویزیون رسانهای است که برخلاف تمام هزینهها و ادعاها سالهاست رقیب ضعیف و ناتوان فضاهای مجازی، فیلمهای قدر و حتی شبکه نمایش خانگی است. به نظر میرسد «شیش ماهه» آخرین تلاش این رسانه است برای وسوسه کردن بیننده. برای بازی نوستالژی بازی با مهران مدیری و طنزش. اما؛ چه ترسناک که در «شیش ماهه» نه مهران مدیری آن کارگردان باهوش و خلاق سالهای دور است و نه متن توانسته کمکی به تن بیجان تلویزیون بکند. از همین جاست که میشود بار دیگر ادعا کرد مهمترین عنصر ساخت یک اثر، فیلمنامه است و هرگز نمیشود از فیلمنامهی بد به نتیجهی خوب رسید. نویسندگان جدید که سابقهی همکاری با مدیری ندارند (یا اگر دارند جایی نوشته نشده) تمام تلاششان را کردهاند که نسخه کپی متکی بر کارهای قبلی بنویسند اما حاصل کار آن چیزی نشده که تیمهای قبلی بسیار حرفهای از پسش برمیآمدند.
کارهای مهران مدیری تا پیش از شیشماهه اگر شاهکار نبودند حداقل از یک یا چند زاویه قابل بحث یا توجه بودند، اما در «شیش ماهه» آدمهایی میآیند و یک سری دیالوگ میگویند که اصلا تمیز و با وسواس نوشته نشده، طنزی را آشکار یا پنهان حمل نمیکند و در آوردن یک لبخند کوچک به لب تماشاچی ابتر میمانند.
این آدمها که دیگر نه شخصیتاند و نه تیپ انگار از دست دوم فروشی «مرد هزارچهره» و «پاورچین» آمدهاند. مادر و پدر شاهین همان مادر و پدر مسعود شصتچی هستند، یک مادر دایما گریان و نگران (که قبلا پروین قایم مقامی نقشش را بازی میکرد) و یک پدر مثلا اهل مطالعه که کلمه بلغور میکند (غلامرضا نیکخواه قدیم) غافل از اینکه این آدمها یا در واقع این نویسندگان و در ادامه کارگردان و بازیگران داستان نمیسازند. قصهای که کشش داشته باشد تعریف نمیکنند و هر چقدر میکوشند به فانتزیهای سورئال گونهی قبلی مدیری نزدیک شوند بیشتر توی ذوق میزنند.
سحر زکریا این بار در نقش هستی همان یاسمنگولا است که در عالم خیال طامات میبافد و شیش میزند و ارتباطش اساسا با جهان واقعیت قطع است. اما دورهی یاسمنگولا و دنیاهای توهمیاش دیگر تمام شده است. حداقل در این شکلی که ارایه میشود هیچ حرف تازهای ندارد.
تازه نبودن در لحظه لحظهی سریال «شیش ماهه» جاری است. انگار این آدم ها اصلا در سال ۱۴۰۴ زندگی نمیکنند و دغدغهی جهان امروز و جامعهی امروز را نمیشناسند. دهها سوژه و ایدهای که میشود از صبح تا شب شکار کرد را ول میکنند و میروند سراغ یک کسی که قرار است شش ماه دیگر بمیرد. کسی که فیزیکش و میمیکش عاری از هر نوع حس همذاتپنداری است و بعید است که بیننده حتی در قالب طنز نگران مردن این آدم بلاتکلیف بشود. آدمی (به نام شاهین) که سعی شده کپی سیامک انصاری باشد و همان عاقل گیر افتاده در بین دیوانگان را بازی کند. اما نه او آن قدر عاقل ساخته شده و نه اطرافیانش آن قدر دیوانه که بشود حال شان را فهمید و دوست داشت. در کنار او جواد رضویان دوباره نویسی نقشش در «قهوه پدری» است و حسن معجونی هم با همه تواناییهایش کاری از پیش نمیبرد، مگر اینکه خودش به پشت صحنههای خودش بخندد.
اینکه فکر کنیم زود است و قصه هنوز جلو نرفته و پنج قسمت که چیزی نیست و باید صبر کرد نمیتواند دیدگاه درستی باشد. آنهم مدیری و انتظاری که از او میرود. اصلا مدیری نه هر فیلم و سریال دیگر؛ مگر میشود ابتدای کار، چیدمان را درست نگذاری، قصه را خوب تعریف نکنی، موقعیت را نسازی و حرف گفتنی نداشته باشی و به یک باره از قسمت ششم یا هفتم یا صدم معجزه شود.
تلویزیون یک بار دیگر ثابت میکند که همچنان در چهارچوبهای کهنهاش دست و پا میزند و تصمیم ندارد کاری بکند که مردم عادی گاهی دلشان بخواهد به کانالهای داخلی سر بزنند و از یوتیوپ و آپارات و کانالهای تلگرامی و پلتفرمها فاصله بگیرند و ببینند خب مهران مدیری بعد از این همه سال آمده چه گلی به سر رسانه ملی بزند.
مهران مدیری هم یک بار دیگر ثابت میکند که دوست دارد برایش حاشیه بسازند، بدش را بگویند و از محبوبیتش روز به روز کم شود و سوالهای مخاطبین را بیجواب بگذارد که چرا؟ که مگر نگفتی یک فریم از کارهایم را نمیدهم تلویزیون پخش کند؟ بر فرض که دلایلی بود و این کار را کردی این عقبگرد را چطور توجیه میکنی؟
سرمایه که بود، وقت که بود، ابزار و تجهیزات دولتی که بود کجای کار میلنگید که نشد؟
چه میشد اگر اینها صرف کاری میشد که هم مدیری و هم تلویزیون و هم بیننده بازی برنده برنده داشته باشند؟ جوابی اگر هست لابد مدیری و تلویزیون میدانند و آن پول کلانی که بابت سریال «شیش ماهه» این میان جابه جا شده است. بیآنکه ذرهای از فایدهاش به تماشاچی خسته و واخوردهی امروز برسد.
خلاصه کلام اینکه نشد که بشود و یادش خوش آن کسی که از ته دل میخواند:
دیگه فایده نداره، نداره …
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- واکنش روزنامه هفت صبح به مصاحبه اخیر مهران مدیری : از برج عاج خود پایین نیامد
- نگاهی به فیلم سینمایی «بی سر و صدا»؛ چی شد که تو دیو شدی؟
- یادداشتی بر «یک تصادف ساده»/ جماعت! من دیگه حوصله ندارم
- «پیرپسر»؛ پیرمرد پرحاشیه
- هفت کار طنز مهران مدیری در فهرست؛ بهترین سریالهای ایرانی در imdb کدامند
- در پی اعلام خبرهایی از ساخت سریال تازه مدیری؛ ژوله و قاسمخانی همکاریشان را با تلویزیون تکذیب کردند
- متوهمی به نام «اون»!
- فیلم کوتاه «پیاده»؛ ایکاش وطن جای بهتری برای ماندن بود
- مهران مدیری و الناز شاکردوست در فیلم جدید هاتف علیمردانی
- درباره «قهوه پدری»؛ قهوه بیمزه پدری
- مدیر شبکه نسیم توضیح داد؛ مهران مدیری، جنابخان، فرزاد حسنی و چند برنامه دیگر
- «قهوه پدری» مهران مدیری از در شبکه نمایش خانگی
- درباره «کیک محبوب من»؛ در رو وا نمیکنم، نه در رو وا نمیکنم
- از ۶ صبح تا ۵ عصر خبری نبود!
- مهران مدیری با «گل یا پوچ» در شبکه نمایش خانگی
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
آخرین ها
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد





