سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛
دو سه روز پیش، در خانهی اردیبهشت عودلاجان، در دل کوچهپسکوچههای تاریخی آن سوی بازار بزرگ تهران،در خانه یی که بوی تهران قدیم می داد و گویا دیرسالگی اش به پیش از قاجار به دوره ی زندیه می رسد، شاهد اجرایی بودیم که بیش از آنکه یک نمایشنامهخوانی معمولی باشد، تجربهیی خلاقانه برای بازخوانی یکی از آثار نخستین بهرام بیضایی به شمار میرفت؛ تجربهیی که نشان داد گاه با کم ترین امکانات صحنه یی نیز میتوان جهانی نمایشی آفرید.
کیوان کثیریان که سالها او را بیشتر با فعالیتهای فرهنگی،نقد و روزنامهنگاری سینمایی، مدیریت اجرایی و سردبیری سایت وزین «سینماسینما» میشناسیم، این بار با نگاهی متفاوت به عرصهی هنر نمایش قدم گذاشته و در قالب مجموعهی “بیضاییخوانی” ، کوشیده است راهی تازه برای مواجههی مخاطب با نمایشنامههای بهرام بیضایی بیابد. انتخاب نمایشنامهی «غروب در دیاری غریب» ــ اثری که بیضایی آن را در بیستوچهارسالگی نوشته است ــ نیز از همین منظر، انتخابی هوشمندانه به نظر میرسد؛ زیرا رگههای اندیشه و جهانبینی نویسنده را میتوان از همان آثار آغازین نیز دنبال کرد.
اما مهمترین ویژگی این اجرا، اعتماد کارگردان به پنج نوجوان مستعد و باانگیزه است؛ نوجوانانی که بدون تکیه بر بازیهای متعارف صحنه، تنها با نیروی صدا، بیان، لحن و درک موقعیت نمایشی، شخصیتهای نمایش را جان میبخشند. آنان اغلب بر صندلیهای خود نشستهاند و خبری از حرکتهای بدنی، رفتوآمدهای صحنه یا میزانسنهای رایج نیست، اما تسلط شان بر فراز و فرودهای کلام و دریافت درست از موقعیتهای داستان پردازانه( دراماتیک)، سبب میشود مخاطب به تدریج نمایشنامهخوانی را فراموش کند و شخصیتها را پیش چشم خود زنده ببیند. این همان نقطه یی است که اجرای کثیریان، از یک خوانش ساده فاصله میگیرد و به اجرایی نمایشی بدل میشود.
در میان نقشخوانان، کیانا ایرانی در نقش دختر عاشق، حضوری لطیف، باورپذیر و سرشار از احساس دارد. بامداد راکی، پهلوان را با لحنی استوار و در عین حال انسانی بازمیآفریند و برنا راکی نیز در نقش مرشد، با روایتگری حسابشده، فضای افسانهیی نمایش را شکل میدهد. علی رنجبر در نقش سیاه، با بیانی صمیمی و گرم، وفاداری و صفای این شخصیت را بهخوبی منتقل میکند.
اما شاید پیچیدهترین شخصیت نمایش، “دیو”باشد که پارسا رمضانی با درکی قابل توجه از لایههای پنهان آن، تصویری متفاوت از این شخصیت ارائه میدهد. دیوی که برخلاف کلیشههای رایج، نه موجودی خونریز و شرور، بلکه قربانی بیعدالتی و تبعیض است. هنگامی که مخاطب درمییابد پدر و پدربزرگ او از شهر رانده شدهاند و برکهی کنار شهر از اشکهای او شکل گرفته است، ناگهان همهی معادلات ذهنیاش دگرگون میشود. در این نقطه، نمایشنامه یکی از مهمترین مضامین همیشگی آثار بهرام بیضایی را آشکار میکند: حقیقت، همیشه همان نیست که روایتهای رسمی و صاحبان قدرت به مردم القا میکنند. در این خوانش، مرشد بیش از آنکه راوی حقیقت باشد، سازندهی دروغ و استمراردهندهی فریب است؛ کسی که سرگرم کردن مردم را بر آشکار شدن حقیقت و عدالت ترجیح میدهد.
از دیگر امتیازهای این اجرا، بهرهگیری از تصاویر متحرک و انیمیشنی است که همزمان با نقشخوانیها بر پرده نقش میبندد. طراحی این بخش نیز بر عهدهی کیانا ایرانی بوده است. این تصاویر، تنها پسزمینه یی تزئینی نیستند، بلکه در امتداد روایت حرکت میکنند و با ایجاد فضایی شاعرانه و خیالانگیز، به تخیل مخاطب یاری میرسانند و بر کیفیت دیداری اجرا میافزایند.
در مجموع، “بیضاییخوانی” بیش از آنکه تجربهیی نوستالژیک برای علاقهمندان به آثار بهرام بیضایی باشد، پیشنهادی تازه برای معرفی ادبیات نمایشی ایران به نسل جوان است. کیوان کثیریان با انتخاب نوجوانان، پرهیز از زرقوبرقهای معمول صحنه و اعتماد به قدرت کلام، نشان داده است که نمایشنامه، اگر درست خوانده و درست فهمیده شود، هنوز میتواند بدون اتکا به آرایه های پرهزینه و اجراهای متعارف نیز مخاطب امروز را با خود همراه کند.
شاید ارزشمندترین دستاورد این تجربه نیز همین باشد؛ این که ثابت میکند تئاتر، پیش از هر چیز، هنر جان بخشیدن به واره هاست و هرگاه تخیل، اندیشه و صداقت در اجرا کنار هم قرار گیرند، حتی یک نمایشنامهخوانی نیز میتواند به رویدادی فرهنگی و تأملبرانگیز بدل شود.
منبع: ایرنا
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نمایش اپرای «عشق»؛ گذشتن از پیمان، دل بستن به پیمانه
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- یادداشتی بر نمایشنامهخوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسکها زبان باز میکنند
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





