سینماسینما، زهرا مشتاق
جلوی گریه تان را نگیرید و راحت باشید. شما بدون اطلاع قبلی، در یک افتخار سهیم هستید. و چون از همان اول شاهد سختی های تعدادی دختر ورزشکار بوده اید، همذات پنداری عمیقی در شما ایجاد می شود. به محدودیت های زنان فکر کنید. حالا فکر کنید این زنان چند دختر جوان ورزشکار باشند و تازه یک چیز اضافه تر، هاکی روی یخ. ورزشی تقریبا ناشناخته و غریبه در ایران که بیشتر جنبه ای مردانه دارد.
خلاصه قرار است یک فیلم خاص ببینید. یک فیلم مستند داستانگو که بلد است قصه اش را درست تعریف کند و حسابی مخاطب را با خودش درگیر کند. چرا؟ چون فیلم صرفا یک رویداد ورزشی را روایت نمی کند. بلکه پر از موقعیت های انسانی، اخلاقی و احساسی است. یک چالش زنانه تمام عیار که به دلیل شدت خلوصی که دارد، مردان را هم با خود همراه می کند. مربی که چون پدر نداشته، از کودکی و به تنهایی با مادرش زندگی کرده و برای همین با جهان زنان ایاق و مانوس است. این جریان قوی پزشک گروه را هم همراه می کند و تاثیرگذارتر، جدیت مربی فرانسوی تیم است که به پیشنهاد کاری یک تیم آسیایی جواب منفی می دهد و می گوید تا وقتی تیم ایران هست، مربی هیچ تیم آسیایی دیگر نخواهد شد و با لهجه قشنگی می گوید دمت گرم. او به دختران تیم می گوید شما زیادی خوبید. جنگجو باشید. بجنگید تا پیروز شوید.
ویژگی دیگر فیلم چگونگی دخیل کردن خانواده دختران ورزشکار با فرآیند رسیدن به پیروزی است. عناصر انسانی که حضورشان و شکل نشست و برخاست آنها می تواند، دخترها را زیر و رو کند. حالشان را خوب کند یا حتا انگیزه یا اعتماد به نفس آنها را بگیرد. در فیلم یکی از دختران ورزشکار، والدینش از ناحیه پا معلول هستند. و همین تمام مدت آنها را نگران می کند که مبادا دخترشان آسیب ببیند و یا این ورزش فرصت عاشق شدن یا زندگی مشترک را از او بگیرد. در مقابل دو زوج دیگر هستند که مردهای بسیار همراهی دارند. همان اندازه که خود ورزش می کنند، به زنان خود در ورزش حرفه ای سهم می دهند و آنها را مورد پشتیبانی خود قرار می دهند. روزهای برگزاری مسابقه و در نهایت برد تیم دختران و دریافت مدال قهرمانی از نفس گیرترین و جذاب ترین سکانس هایی است که تماشاگر را به شدت درگیر می کند. فیلم در غیر مستقیم ترین شکل ممکن این سوال را می پرسد که اگر به جای این چند دختر و این ورزش، ورزشکاران مرد و رشته هایی دیگر بود، برای پیدا کردن پول و حمایت های دیگر، آنها هم همین اندازه سختی می کشیدند؟! شاید واقعا اینجا «جایی برای فرشته ها نیست».
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- «قانون به روایت لیدیا پوئت»؛ جسارت بیمرز یک وکیل زن
- هیات داوران مسابقه ملی «سینماحقیقت» ۱۹ معرفی شدند
- یادداشتی بر نمایش «رابین هود»؛ بشارت پیروزی
- نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست
- «تابستانی که برف آمد» در سینما اندیشه بررسی میشود
- «تابستانی که برف آمد»؛ قصهای خانوادگی و عاشقانه با نشانههای هنری
- یادداشتی بر «صبحانه با زرافهها»/ باز تعریف دگرگونهی یک داستان اجتماعی محض
- «مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده
- نمایش «هم این، هم آن»؛ در مسیر تعامل، همدلی و تفاهم متقابل
- «پیرپسر»؛ دیکتاتورهایی با مغزهای کوچک زنگزده
- دوازده روز جنگ
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- دادستانی تهران علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد
- «عاشقان تنها میخوابند» در جشنواره سن سباستیان درخشید
- «چهار صندوق»؛ وقتی قدرت، سازندگانش را به بند میکشاند
- ایتالیا با «مارپیچ» وارد رقابت اسکار ۲۰۲۷ شد
- «نقطه ضعف» در موزه سینما
- برپایی مراسم چهلم ایرج در زادگاهش / گزارش تصویری
- بدنمندی زن در سینما
- «داستانهای موازی» برندهی بهترین فیلمنامه از فستیوال جادهی ابریشم چین
- به کارگردانی دیوید آیر؛ «قلب هیولا» با بازی برد پیت اکران میشود
- «داستانهای موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی
- در حسرت حرمت و شان بازیگری
- «داستانهای موازی»؛ چشمچرانیِ وراثتی
- جشنواره رم از سوزان ساراندون تجلیل میکند
- «بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرود
- «بچه عودلاجان»؛ پدر به روایت فرزندان
- سیروس ابراهیمزاده؛ رده بازیگران حرفهای
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- از ماک تا خاموشی؛ پرترهای از فرسودگی صنعت ایران
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام





