سینماسینما، زهرا مشتاق؛
بیضایی خوانی، از جمله رویدادهای قابل اهمیت این روزهای اخیر محسوب می شود. اگر اجرای صحنه ای این نمایش ها، همراه با گرفتاری های بزرگ از مجوز تا تامین بودجه و موارد دیگر است؛ در عوض، خوانش نمایشنامه های این استاد مسلم هنر نمایش، آسان تر شدن دسترسی به متون فاخر و یک تجربه جمعی دلنشین برای علاقمندان جدی حوزه تئاتر است، که مخاطب قرار گرفتن در اشکال مختلف، برایشان تجربه ای لذت بخش است. از سوی دیگر، نمایشنامه خوانی غروب در دیاری غریب توسط چند نوجوان، بارقه های نورانی و امید ژرفی است که معنایش پیوند نسل جوان با ادبیات نمایشی و آنهم متون بی بدیل استاد بهرام بیضایی است.
و البته، انتخاب و اجرای سه بر خوانی «اژدهاک»، «آرش» و «غروب در دیاری غریب» در شرایط امروز ایران، میتواند معنایی بسیار فراتر از اجرای صرف سه متن کلاسیک داشته باشد. با قرار گرفتن این سه اثر کنار هم، گویا سه پرسش اساسی نیز طرح می شود.
قدرت چگونه به هیولا تبدیل میشود؟ مردم چه مسئولیتی در برابر آن دارند؟ و با انسانِ متفاوت یا «غریبه» چه میکنیم؟
در اژدهاک، مسئله فقط استبداد نیست؛ بلکه چگونگی تولید استبداد است. در خوانش بیضایی، ضحاک صرفاً یک دیگریِ شرور نیست که بتوان بهآسانی او را از میان برداشت. بلکه متن، ما را با پرسشی تکان دهنده تر روبرو می کند. آیا جامعهای که از خشونت، ترس، نفرت، داوری عجولانه و حذف تغذیه میکند، خود در ساختن هیولا سهیم نیست؟ شاید اجرای اژدهاک، یادآوری این حقیقت باشد که استبداد فقط در رأس هرم قدرت تولید نمیشود؛ بلکه حتا در مناسبات روزمره، ترس، سکوت، تعصب و میل به حذف یکدیگر نیز بازتولید میشود. این همان چیزی است که به این اثر وجهی متمایز و فراتر از یک نمایشنامه می بخشد و پرسش از یک مسئولیت جمعی را مطرح می کند، نه فقط محکومکردن یک حاکم و همین است که در خوانش معاصر، اژدهاک، تفسیر چرخه خشونت و نقد مشارکت جامعه در تولید استبداد معنا می یابد.
هم چنانکه، آرش نیز، نقد انتظار برای قهرمان و منجی است و این پرسش مهم که چرا یک ملت همیشه باید منتظر باشد یک نفر بیاید و به جای همه هزینه بدهد؟
در خوانش بیضایی، آرش قهرمانی از پیشساخته نیست؛ انسانی عادی است که در موقعیتی تاریخی، بار مسئولیتی بزرگ بر دوش او گذاشته میشود. آرش، می تواند نقدی باشد بر فرهنگ قهرمانپروری، منجیخواهی و مسئولیتگریزی جمعی. قهرمانی که جانش، بهای پیروزی می شود. از این منظر، آرش، پرسشی است درباره مسئولیت فردی، مشارکت جمعی و هزینهای که جامعه برای آینده خود حاضر است بپردازد. آرش، را می توان نمادی از وطن دوستی، عشق به میهن و ایثار برای سرزمین مادری تعریف کرد.
غروب در دیاری غریب نیز، حلقه سوم از این سهگانه است. در جهان بیضایی، غریبه، تنها کسی نیست که از سرزمینی دیگر آمده؛ غریبه میتواند هر انسانی باشد که با جمع یکسان نیست، متفاوت میاندیشد، به قواعد مسلط تن نمیدهد یا در جامعه خود احساس تعلق نمیکند.
اجرای این نمایش، توجهی دوباره به مسئلههایی چون، دیگریسازی، بیاعتمادی اجتماعی، انزوا، طرد، فشار بر فردیت و هراس از تفاوت و البته نگاهی انتقادی همراه با آسیب شناسی اجتماعی است. به بیان دیگر، بحران جامعه فقط بحران قدرت سیاسی نیست؛ بحران رابطه ما با قدرت، با مسئولیت، با دیگری و با خودمان نیز هست.
بیضایی اساساً تاریخ و اسطوره را به مثابه آینه اکنون به کار میگیرد. گذشته را روایت میکند، اما پرسش را متوجه امروز میسازد.
کنار هم قرار گرفتن این سه اثر در ایران امروز، میتواند تصویری از جامعهای باشد که میان ترس از هیولا، انتظار برای قهرمان و طرد غریبه گرفتار شده است؛ و بیضایی گویا، از دل اسطوره به ما میگوید تا زمانی که این سه سازوکار تغییر نکند، تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود.
منبع: برنا
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- «غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- «قانون به روایت لیدیا پوئت»؛ جسارت بیمرز یک وکیل زن
- یادداشتی بر نمایش «رابین هود»؛ بشارت پیروزی
- نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست
- «تابستانی که برف آمد» در سینما اندیشه بررسی میشود
- «تابستانی که برف آمد»؛ قصهای خانوادگی و عاشقانه با نشانههای هنری
- یادداشتی بر «صبحانه با زرافهها»/ باز تعریف دگرگونهی یک داستان اجتماعی محض
- «مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده
- نمایش «هم این، هم آن»؛ در مسیر تعامل، همدلی و تفاهم متقابل
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- رمز و رازهای سر به مهر/ نگاهی به فیلم «گورکن»
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





